رضا شاه حسینی

رضا شاه حسینی Software Engineer | . NET Developer | Freelancer

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



childish٢١:١٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢١بچه طورگزارش
0 | 0
catch١٥:٣٦ - ١٤٠٠/٠٦/١٥to catch a flight = to travel in an airplane when you catch a bus/train/plane, you get on it in order to travel somewhere example: He was arrested at ... گزارش
0 | 0
consultancy١٦:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٣شرکت مشاورگزارش
0 | 0
yet١٨:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٦جواب مهدی عباسپور خوب بود ولی yet در کاربرد اول - به معنی هنوز - علاوه بر جملات منفی یا پرسشی منفی، در جملات پرسشی مثبت نیز بکار می رود: مثال: Has Al ... گزارش
0 | 0
action١٦:٣٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣( فیلم ) بزن بزن فیلمی که پر از صحنه های دعوا و فرار و کشت و کشتار باشه.گزارش
2 | 0
inviting٠٤:٥٤ - ١٤٠٠/٠٤/١٩صدات می زنهگزارش
2 | 1
to one's heart content١٣:٢٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢تا هرجا که حال کنهگزارش
0 | 0
game changer١٦:٤٩ - ١٣٩٩/٠٩/١٩تغییر دهنده معادلات، برگ برندهگزارش
5 | 0
different beasts٠٠:١٠ - ١٣٩٩/٠٨/٣٠entirely different thingsگزارش
2 | 0
battle hardened١٦:١٤ - ١٣٩٩/٠٨/٢١گرگ باران دیدهگزارش
2 | 0
central٠٢:٠٥ - ١٣٩٩/٠٦/٠٣Command Central مرکز فرماندهی - اتاق فرمانگزارش
9 | 1
bird's eye٢٠:٣٩ - ١٣٩٩/٠٥/١٩دید از بالا و وسیع، چنانکه یک پرنده در هنگام پرواز می بیندگزارش
2 | 0
rocket surgery٢١:٣٠ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠( اصطلاح معادل در فارسی ) موشک هوا کردن، آپولو هوا کردن، اتم شکافتن یک کار خیلی سخت را گویند a task requiring intelligence or higher education the h ... گزارش
0 | 0
ابزار١٩:٣٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢٦واژه ابزار علیرغم ظاهر آن که جمع مکسر واژه بزر بنظر می رسد، مفرد بوده و اسم جنس است. * شکل جمع آن در فارسی ابزارها و در عربی ابازیر می باشد. از واژ ... گزارش
9 | 1
fall under١٩:١١ - ١٣٩٨/١٢/٠٤fall under someone/something banner تحت لوای کسی/چیزی قرار گرفتن زیر پرچم کسی/چیزی قرار گرفتنگزارش
2 | 0
unifying١٩:١٠ - ١٣٩٨/١٢/٠٤وحدت بخشگزارش
37 | 0
avenger١٦:٤٥ - ١٣٩٨/١٠/١٧منتقمگزارش
2 | 0
chant back١٦:٣٧ - ١٣٩٨/١٠/١٧( در جواب ) شعار دادنگزارش
5 | 0
subject٠٥:٣٧ - ١٣٩٨/٠٩/١٢معانی فراوانی دارد، من جمله: ۱ - فاعل ۲ - موضوع، مبحث، موضوع مورد مطالعه، واحد درسی ۳ - آنچه که در معرضِ یا تحت تاثیرِ ( هر چیزی ) است، سوژه - ( فعل ... گزارش
44 | 2
erring١٨:١٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢١to err [v] /er/ =to make a mistake “Cambridge Dictionary”گزارش
2 | 0
obtuse١٨:٥٤ - ١٣٩٨/٠٨/١٧صفت : کند ذهن، احمق، stupid قید : احمقانه تلفظ : إبتوسگزارش
14 | 1
second nature٢٠:٥٣ - ١٣٩٨/٠٨/٠٨ملکه ذهنگزارش
78 | 1
pseudocode١٤:٣٠ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨شبه کدگزارش
9 | 0
psyched١٨:٢٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٦excitedگزارش
37 | 1
take something too far١٧:٣٨ - ١٣٩٨/٠٦/٢٧زیاده روی کردن در انجام کاری ( غالبا رفتار سوء )گزارش
21 | 0
step through١٧:٣٠ - ١٣٩٨/٠٥/٣١قدم به قدم بردن/رفتن ( در یک پروسه )گزارش
12 | 0
finer grained١٥:٣٥ - ١٣٩٨/٠٥/٣١دیکشنری آکسفورد: involving great attention to details شامل توجه زیاد به جزییات [شامل ریزه کاری زیاد]گزارش
7 | 0
life cycle١٨:٥٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٧چرخه حیاتگزارش
23 | 0
hack١٥:٠٥ - ١٣٩٨/٠١/٢٢ترفند ( مثل دور زدن قوانین یا استانداردها ) مثال۱ - ( در فوتبال یا راگبی ) لگد زدن به پای بازیکن برای متوقف کردن[که خطا است] مثال۲ - دور زدن استاندا ... گزارش
156 | 0
rsvp١٧:٤٦ - ١٣٩٧/١٠/٢٩پاسخ به دعوتگزارش
108 | 1