علیرضا هروی

علیرضا هروی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



call out١٥:١٩ - ١٣٩٧/١٠/٢١فراخوانیگزارش
55 | 1
shelf life١٥:١٧ - ١٣٩٧/١٠/٢١عمر مفیدگزارش
48 | 0
delineate٠٩:٣٢ - ١٣٩٧/١٠/٢٠تشخیص دادن، تمیز دادن. مثال: The boy could not delineate type A car from type B car. آن پسر قادر به تشخیص خودروی نوع الف از خودروی نوع ب نبود.گزارش
28 | 1
placeholder١٠:٢٩ - ١٣٩٧/١٠/٠٨( کسب و کار ) متصدی، سرپرست.گزارش
7 | 1
turnover١٢:٣٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٩( 1 ) گردش مالی ( 2 ) جابجایی شغلی، نسبت خروج از شغل ( به دلیل برکناری، استعفا و . . . ) به انتصابگزارش
55 | 1
illustrative٠٨:٥٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢٩غیر واقعی، مثالی، خیالی، مطلبی که خیالی بوده و تنها برای مقاصد آموزش بیان شده است.گزارش
21 | 1
need to know١٠:١٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٦خط مشی یا اصول سازمانی مبنی بر گفتن �فقط آنچه فرد باید بداند� و نه تمام حقایق، داده ها، یا اطلاعات. �نیار به دانستن�گزارش
23 | 0
criticality١٤:٤٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢میزان حیاتی بودنگزارش
12 | 1
ground١٨:٣١ - ١٣٩٧/٠٩/٢١تثبیت شدن. مستحکم شدن.گزارش
37 | 1
walk around٠٩:٥٨ - ١٣٩٧/٠٦/٢٢( در صنعت تعمیر و نگهداری ) نوعی بازرسی پیش از عملیات ( پرواز هواپیما، حرکت اتومیبل در جاده و . . . ) که توسط تیم فنی - تعمیر و نگهداری انجام می‏شود. ... گزارش
14 | 1
lay down١١:١٢ - ١٣٩٧/٠٥/١٨وضع قانون ( Example : This regulation lays down rules on analysis of the data )گزارش
71 | 1
just culture٠٨:٣٦ - ١٣٩٧/٠٥/١٧فرهنگ عادلانه، فرهنگ خطا پذیری. این نوع فرهنگ متضاد �فرهنگ سرزنشی یا punitive culture� بوده و هدف از آن سرزنش افراد برای انجام خطاهای احتمالی نیست ب ... گزارش
2 | 0
vet١١:١٢ - ١٣٩٧/٠٤/١٩1. ( فعل ) ارزیابی دقیق، مطالعه عمیق، مداقه 2. ( فعل ) انجام تحقیقات دقیق پیش از استخدام فرد 3. ( اسم - غیر رسمی ) کهنه سربارگزارش
248 | 8
ground١٨:٠٧ - ١٣٩٧/٠٤/١٨دلیل، علت، انگیزه. ( مثال: You must provide us ground for your absence in our weekly meeting )گزارش
69 | 2
pose١٠:٢٦ - ١٣٩٧/٠٤/١٨ایجاد کردن ( در صورت استفاده به همراه خطر، تهدید و یک اثر ) مثال: pose a threat to society : ایجاد تهدید برای جامعهگزارش
724 | 1
alternatively٠٨:٥٦ - ١٣٩٧/٠٤/١٨همچنینگزارش
97 | 1
if at all٠٩:٥٠ - ١٣٩٧/٠٤/١٦اصلاً اگر رخ دهد. برای تأکید روی بار منفی بکار میرود. It doesn't usually rain so much, IF AT ALL : It doesn't usually rain so much, BUT USUALLY IT ... گزارش
51 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



managing director١٥:٠٠ - ١٣٩٧/٠٩/٠٦
• He rose from office boy to managing director in ten years.
او طی مدت ده سال از یک کارمند به سمت مدیر عاملی رسید.
2 | 0
managing director١٤:٥٩ - ١٣٩٧/٠٩/٠٦
• She works as PA to the managing director.
او به عنوان معاون مدیر عامل فعالیت می‏کند.
5 | 0