رامین

رامین

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



درازدستی١٠:٠١ - ١٣٩٩/١٠/٢٤دوستان عزیز من خیلی عذرخواهی می کنم اما این مدخل به شدت نیاز به کار داره. الان اگه کسیپ بخونه این صفحه رو گناهش گردن ماست که یه چیزو ناقص و نادرست ب ... گزارش
0 | 1
mythical١٦:٣١ - ١٣٩٩/١٠/٢٣اساطیریگزارش
2 | 0
obviously١٦:٣١ - ١٣٩٩/١٠/٢٣ظاهراٌگزارش
2 | 1
come around١٦:٣٠ - ١٣٩٩/١٠/٢٣هشیار شدن، به هوش آمدن وبه حال عادی بازگشتن . . . از نظر خود برگشتن و . . . ولیکن برای بیان منظور درست این اصطلاح می بایست آن را با واژه ای به معنا ... گزارش
5 | 0
as of today٢٢:٠٧ - ١٣٩٩/١٠/١٩از امروز به بعدگزارش
7 | 0
axed٢٢:١١ - ١٣٩٩/١٠/١٩نخست به معنی تعدیل نیروی کار و اخراج کردن آن ها به نحو غیر منصفانه استگزارش
28 | 0
spontaneity٢٢:٠٨ - ١٣٩٩/١٠/١٩به یکباره گی - بی برنامه ریزی قبلی بودنگزارش
0 | 0
giant٢٢:٠٧ - ١٣٩٩/١٠/١٩هیولاگزارش
2 | 0
فانتزی٢٢:٠٥ - ١٣٩٩/١٠/١٩خرق عادت - خارق العاده - خیال/رویا گونهگزارش
2 | 0
بی نظیر٢٢:٠٤ - ١٣٩٩/١٠/١٩بی همتاگزارش
5 | 0
omission٢٢:٠١ - ١٣٩٩/١٠/١٩از قلم افتادهگزارش
9 | 0
revolving٢١:٥٩ - ١٣٩٩/١٠/١٩گردیدن - حول چیزی گردیدن گردان revolving ( ) adjگزارش
0 | 0
درازدستی١٤:٥٥ - ١٣٩٩/١٠/١٠تعدی و تجاوزگزارش
5 | 0
appealing١٤:٥٠ - ١٣٩٩/١٠/١٠جذاب و گیراگزارش
2 | 0
hard ass١٤:٥٤ - ١٣٩٩/١٠/١٠شخص سخت گیر و بدقلقگزارش
0 | 0
افسون١٤:٥٣ - ١٣٩٩/١٠/١٠طلسم و سحرگزارش
0 | 1
disidentification١٤:٥٢ - ١٣٩٩/١٠/١٠چنین مدخلی وجود ندارد misidentificationگزارش
0 | 0
rrcklessly١٤:٥١ - ١٣٩٩/١٠/١٠سهل انگارانهگزارش
0 | 0
metallica١٤:٥٠ - ١٣٩٩/١٠/١٠گروه موسیقی آمریکایی در سبک ترش متالگزارش
7 | 0
concealer١٤:٤٨ - ١٣٩٩/١٠/١٠پنهان کننده و پوشانندهگزارش
5 | 0
come around٠٢:١٧ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥سر حال آمدن گزارش
0 | 0
بهترین فیلم تاریخ٠٢:٠٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥همشهری کین اثر ارسن ولزگزارش
0 | 0
accommodation address٠١:٥٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥آدرس محل سکونتگزارش
0 | 0
integral٠٢:١٥ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥در اصل به معنی بخش جدا نشدنی یک چیز و مولفه ی بنیادی چیزی است عجالتا اما به معنی ضروری - حیاتی به کار می رود.گزارش
16 | 0
این و ان دست کردن٠٢:١١ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥معطل کردن - دست دست کردن - لفت دادن Hesitateگزارش
0 | 0
expand٠٢:١٢ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥بسط پیدا کردن - گسترشگزارش
2 | 0
abscessed٠٢:١١ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥دمل - دمل گردیدهگزارش
0 | 0
امر اوردن٠٢:٠٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥بیارگزارش
0 | 0
at the back of one's mind٠٢:٠٨ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥تو پیش زمینه ی ذهن بودن - تو ناخودآگاه بودن - همواره به خاطر داشتنگزارش
2 | 0
غلط٠٢:٠٦ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥: با *خطا از یک خاستگاه می باشند.گزارش
0 | 0
looking forward٠٢:٠٥ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥متاسفانه مدخل وارد شده صحیح نمی باشد. در حالت فعلی - - > به معنی *به روبه رو نگاه انداختن است مدخل درست: Look forward to به معنی: بی صبرانه انتظار ... گزارش
18 | 1
now that you mention it٠٢:٠٠ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥آههاا, , تازه حالا که گفتی فهمیدم. . .گزارش
0 | 0
wise guy٠١:٥٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥واژه ی مورد نظر در تداول عام جامعه ی آمریکای معاصر به معنی "گانگستر" و به طور اخص به معنی اعضای گروه های "مافیا" می باشد. ( دیدن فیلم های مارتین اس ... گزارش
14 | 1
sulk٠١:٥٤ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥قهر بودنگزارش
2 | 0
نظام٠١:٥٣ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥نظام با کلمه هایی به مانند: *سامان - *ترتیب ( احتمالا *دسته ) دارای خاستگاه مشترک بوده و به معنی" هر مجموعه نظام مند" می باشد. به نظر واژه *سامان , م ... گزارش
0 | 0
شان٠١:٣٣ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥شان در درست ترین حالت ممکن به معنی *جایگاه* است و هر دوی آنها در اصل یک کلمه می باشند, لیکن با دو شکل متفاوت.گزارش
5 | 0
come down٠٢:٣٨ - ١٣٩٩/٠٨/٢٨پایین آمدنگزارش
7 | 0
rage٠٢:٤٥ - ١٣٩٩/٠٨/٢٨خشمگزارش
2 | 1
just like that٠٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠٨/٢٨به همین آسونیگزارش
7 | 0
it is indeed٠٢:٤١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٨در واقعگزارش
0 | 0
his days are numbered٠٢:٤٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٨به شماره افتادن: روزای زندگیش به شماره افتادهگزارش
5 | 0
rip off٠٢:٣٨ - ١٣٩٩/٠٨/٢٨تیغ زدنگزارش
7 | 0
set up camp١٩:٥٨ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣اردو زدنگزارش
9 | 1
زیادتی٢٠:٠١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣مازادگزارش
16 | 2
رویید٢٠:٠٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣روییدن: رستن - نمو یافتن - نشوگزارش
14 | 1
all the way١٩:٥٨ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣تا به پایان/انجام * go all the way: continue an action to its conclusion تا رسیدن به نتیجهگزارش
9 | 1
obviously١٩:٥٤ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣به طور واضحگزارش
2 | 1
go for it١٩:٥٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣برو براشگزارش
12 | 1
went spare١٩:٤٨ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣۱ ) از کوره در رفتن - به شدت عصبانی شدن ۲ ) مازاد بودنگزارش
0 | 0
in company١٩:٤٥ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣در/با همراهیِ. . .گزارش
0 | 0