برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

بهمن حکمتی زاده

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 دوست داشتن، عزیز شمردن، عشق ورزیدن
https://idioms.thefreedictionary.com/care about
١٤٠٠/٠١/٢٤
|

2 صدای ضبط شده
https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/audio
١٤٠٠/٠١/٢٣
|

3 خیلی خنده دار
https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/laugh-out-loud
١٤٠٠/٠١/١٩
|

4 او سه روز زیر سِرُم بود ١٤٠٠/٠١/٠٩
|

5 خیلی - بشدت
https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/uncommonly
١٣٩٩/١٢/٠٤
|

6 شروع به کار کردن ( به ویژه به طور مصمم یا با اشتیاق )
https://www.macmillandictionary.com/dictionary/british/set-to-work
١٣٩٩/١٢/٠٢
|

7 عمداً اذیت کردن، از روی قصد آزار دادن، تعمداً ناراحت کردن
https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/spite
مثال: .I almost t ...
١٣٩٩/١٠/١٢
|

8 هوای کسی را داشتن، از کسی حمایت کردن
https://www.businessinsider.com/15-common-phrases-civilians-stole-from-the-us-military-2015-6
١٣٩٩/١٠/٠٢
|

9 ...
[ جمله استفهامی ] میل دارید که ...؟ ، موافقید که ...؟، اجازه می دهید که ...؟، آیا...؟
نقل از فرهنگ انگلیسی - فارسی محمد رضا جعفری ...
١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

10 زالو صفت
https://www.vocabulary.com/dictionary/leechlike
١٣٩٩/٠٧/١٧
|

11 زیرِ سِرُم بودن
مثال: .He was on a drip for three days
https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/drip
١٣٩٩/٠٦/١٧
|

12 واژه ای که دو معنای متناقض دارد.
https://www.merriam-webster.com/dictionary/contronym
١٣٩٩/٠٤/٢٨
|

13 people pleaser انسانی است که بسیار برایش اهمیت دارد دیگران در مورد او چه می اندیشند. وی می خواهد همواره محبوب و مورد تائید باشد. معادل فارسی ... ١٣٩٩/٠٤/٢٦
|

14 ویژگیِ غیرعادی، ویژگیِ عجیب، عادتِ عجیب، روشِ عجیب، رفتارِ عجیب

https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/idiosyncrasy
١٣٩٩/٠٣/٢١
|

15 سخت گیر، مقرراتی، متعصب، خشکه مقدس
https://www.collinsdictionary.com/dictionary/english/strait-laced
https://www.dictionary.com/browse/strai ...
١٣٩٩/٠١/١٤
|

16 دوست و رقیب
دوستِ متعارض
https://www.lexico.com/en/definition/frenemy
١٣٩٩/٠١/٠٩
|

17 شخصی که بین 10 لغایت 19 سال سن دارد
https://www.collinsdictionary.com/submission/20786/denarian
١٣٩٩/٠١/٠٣
|

18 هزار پای علف خوار، هزارپای گیاه خوار
توضیح: دو نوع هزارپا داریم. وقتی می گوئیم هزارپا معمولاً آن چه در ذهن مخاطب فارسی زبان مجسم می شود هزارپائی ا ...
١٣٩٨/١٢/١٠
|

19 ( با ورزش ) عضلانی تر کردن ، نیرومندتر کردن، قوی تر کردن _ عضلانی تر شدن، نیرومندتر شدن، قوی تر شدن
مستند: https://www.merriam-webster.com/ ...
١٣٩٨/١٢/٠٢
|

20 فردِ حاضر
مستند: https://findwords.info/term/stander-by
١٣٩٨/١١/٢٩
|

21 protection racket ١٣٩٨/١٠/٢٨
|

22 باجگیری

١٣٩٨/١٠/٢٨
|

23 پوشاندن یا مبهم کردن با ماده ای سفید رنگ
مستند: در آدرس اینترنتی https://idioms.thefreedictionary.com/white out به عنوان یکی از معانی ...
١٣٩٨/٠٩/٢٧
|

24 � در فروشگاه های بزرگ � ردیف
توضیح: در فروشگاه های بزرگ مشتری، در بین راهروهای باریکی که دو طرف آن قفسه هائی از اجناس است حرکت می کند تا اجناس م ...
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

25 برای محکم کاری
مستند: http://edmontonenglishschool-learningenglishonline.com/free-training/for-good-measure/
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

26 بهره برداری کردن از
استفاده کردن از
مستند: در آدرس اینترنتی https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/tap-into-sth به عنوان معنی ع ...
١٣٩٨/٠٨/١٨
|

27 در ارتباط با
دربارۀ
در موردِ
در رابطه با
مستند: در آدرس اینترنتی https://www.merriam-webster.com/dictionary/as far as در موردِ ...
١٣٩٨/٠٨/١٠
|

28 آزمونِ دشوار
more challenging آزمونِ دشوارتر
most challenging دشوارترین آزمون
توضیح: در آدرس اینترنتی https://dictionary.cambridge.org/d ...
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

29 کسی را دست انداختن
توضیح: در آدرس اینترنتی https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/put-someone-on به عنوان معنی عبارت
pu ...
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

30 به ظاهر، ظاهراً
توضیح: در آدرس اینترنتی https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/looking به عنوان معنی looking- نوشته شده ...
١٣٩٨/٠٧/٢٦
|

31 مینِ زمینی ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

32 چسبِ زخم ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

33 هدر رفتن ، تلف شدن ، از بین رفتن، ضایع شدن
توضیح : در آدرس اینترنتی https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/down-the-drain ...
١٣٩٨/٠٧/١٩
|

34 به طور اختیاری، به طور انتخابی ١٣٩٨/٠٧/١١
|

35 مدفوع کردن، ریدن
توضیح : در آدرس اینترنتی https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/defecate به عنوان معنی واژه defecate نوشته شد ...
١٣٩٨/٠٧/٠٩
|

36 پیف

توضیح 1 : واژه pooh هنگام استشمام بوی بد برای بیان کراهت گفته می شود بنا بر این معادل فارسی آن را می توان � پیف � در نظر گرفت
توضیح 2 ...
١٣٩٨/٠٧/٠٩
|

37 عقیده
توضیح: در آدرس https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/proposition به عنوان یکی از معانی واژه proposition نوشته شده:
an ide ...
١٣٩٨/٠٥/٢٦
|

38 life imprisonment
١٣٩٨/٠٥/١٩
|

39 مُهلت - فُرجه
مثال : seventeen days' notice مهلتِ هفده روزه - فُرجۀ هفده روزه
١٣٩٨/٠٥/١٤
|

40 مواد غذائی

توضیح: در آدرس اینترنتی https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/victuals به عنوان معادل واژه victuals نوشت ...
١٣٩٨/٠٤/٢٣
|

41 صدای مخملی، صدای گوش نواز ١٣٩٨/٠٤/٢١
|

42 صرفه جویی ١٣٩٨/٠٤/١٧
|

43 مخفف extrasensory perception به معنی � حس ششم � است. ١٣٩٨/٠٤/١٤
|

44 حس ششم ١٣٩٨/٠٤/١٤
|

45 بنیان نهادن

توضیح: با مراجعه به https://www.merriam-webster.com/dictionary/conceive مشاهده می شود که به عنوان یکی از معادل های واژه c ...
١٣٩٨/٠٤/٠٩
|

46 مجموعه اقدامات، مجموعه فعالیت ها،مجموعه مبارزات
مثال: a political campaign
١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

47 stew ١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

48 نیِ بوریا، علفِ حصیر - (صفت گونه) حصیری مثال: a rush mat

١٣٩٨/٠١/٣٠
|

49 در آخرین لحظه، در دقیقه نود
مثال: .We got there just in the nick of time
١٣٩٨/٠١/٢٩
|

50 در محاوره به عنوان مخفف برای دو عبارت زیر به کار می رود:
1 - have got a مثال: "I gotta licence"
2- have got to م ...
١٣٩٨/٠١/١٤
|