حـامــد

حـامــد کارشناسی ارشد مهندسی مواد< br> سابقه 8 سال مترجمی حرفه ای فیلم، سریال، مقاله و ویدئوهای آموزشی< br> ساکن اهواز، اصفهان< br> جهت عضویت در تیم ترجمه به آیدی زیر پیام دهید< br> آیدی تلگرام: Pesarjoon

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



stratovolcano٠٧:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥آتشفشان چینه ای، استراتوولکان، آتشفشان ترکیبی ( مرکب ) آتشفشانی مرتفع و مخروطی شکل است که از روی هم قرارگرفتن لایه های سفت شده ای از گدازه، آذرآوار، ... گزارش
9 | 0
ferociously٠٥:١٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٤خشمگینانه، با تندی، حریصانه، بیرحمانهگزارش
7 | 0
stir pots٠٦:١٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٣اصطلاحی به معنای "شر به پا کردن" ، "مشکل درست کردن"، "تحریک کردن"، "دعوا راه انداختن"گزارش
14 | 0
customer experience٠١:٠٠ - ١٣٩٩/١٢/١٤تجربه ی مشتریگزارش
7 | 1
micromanaging٠٢:١٧ - ١٣٩٩/١٠/٣٠مدیریت خُردگزارش
2 | 0
mack daddy٢٠:١٩ - ١٣٩٩/٠٨/٢٥بهترین / ایده آل ترینگزارش
2 | 0
dotted line١٣:١١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٥به مسئولیت های فرعی، ثانویه یا غیررسمی، dotted line responsibility گفته میشهگزارش
12 | 0
make all the difference١١:٥٩ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠تاثیر بسزایی داشتن مهم بودن اهمیت داشتنگزارش
32 | 1
efficiency٢٠:٠٧ - ١٣٩٩/٠٧/٢٤آپارتمان کوچک، آپارتمان یک اتاقهگزارش
16 | 1
lunar orbit٢٠:٣٣ - ١٣٩٩/٠٦/١٢مدار پیرامون ماه، مدار ماه مرکزی، مدار ماه محور، مدار ماهگزارش
5 | 0
synovial joint١٢:٢٨ - ١٣٩٩/٠٦/٠٩مفصل زلاله ای، مفصل سینوویالگزارش
5 | 0
empathetically١٥:٢٩ - ١٣٩٩/٠٥/٣٠همدلانه، با همدلی، با همدردیگزارش
14 | 0
subnetwork١٧:٣٨ - ١٣٩٩/٠٥/٢٨زیر شبکه، شبکه فرعیگزارش
5 | 0
socioemotional٢٣:٢٩ - ١٣٩٩/٠٥/١٨عاطفی اجتماعیگزارش
5 | 0
risk averse٢٢:٠٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٧ریسک ناپذیرگزارش
16 | 0
emotional exhaustion١٣:٣٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢فرسودگی هیجانیگزارش
9 | 0
self aware١٢:٢٧ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠خودآگاهگزارش
32 | 1
corporate income tax٢٠:٣١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٤مالیات بر درآمد شرکتگزارش
7 | 0
nonresident١٩:٤٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٢غیر مقیمگزارش
7 | 0
futures contract٠٢:١٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢١قرارداد آینده، قرارداد آتیگزارش
7 | 0
licensing١٩:١٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠اعطای مجوز گزارش
28 | 0
broker dealer١٦:٤٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٠کارگزار معامله گرگزارش
5 | 0
personal friend٢٣:٢٣ - ١٣٩٩/٠٤/٠١دوست صمیمیگزارش
14 | 0
fan club٢١:٤٣ - ١٣٩٩/٠٤/٠١باشگاه هوادارانگزارش
28 | 0
shoulder girdle٠٠:١٩ - ١٣٩٩/٠٣/٢٤کمربند شانه ایگزارش
18 | 0
reality television٢١:٢٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٦تلویزیون واقع نماگزارش
12 | 1
self deprecating٢١:١٦ - ١٣٩٩/٠٣/١٦خود کوچک بینگزارش
23 | 1
distress signal٠٥:٠٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢٦سیگنال اضطراری، سیگنال خطر، سیگنال ( درخواست ) کمکگزارش
16 | 0
stand corrected٢١:٢٠ - ١٣٩٩/٠٢/٠٤پذیرفتن اشتباهگزارش
9 | 0
peeping tom١٩:٥٣ - ١٣٩٩/٠١/٣٠هیز، چشم چرانگزارش
44 | 0
analysis paralysis٠٥:٣٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٥فلج تحلیلی ( به تحلیل بیش از حد شرایط یا فکر کردن بیش از اندازه به آن گفته می شود که در نهایت به گرفته نشدن هیچ تصمیمی می انجامد. )گزارش
30 | 0
low hanging fruit١٣:٤٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٤آسان ترین کار/هدف/وظیفهگزارش
23 | 1
go off the rails٢١:٠٥ - ١٣٩٩/٠١/٢٢از کنترل خارج شدن، منحرف شدنگزارش
16 | 1
size of the prize٠٢:٣٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٢موفقیت یک شرکت در بازارگزارش
7 | 0
judgement call٢٠:٢٧ - ١٣٩٩/٠١/٢١تصمیمی که فرد براساس نظریات و ایده های شخصی خودش میگیرد ( به اختصار: تصمیم شخصی )گزارش
30 | 0
angst ridden٢٠:٢١ - ١٣٩٩/٠١/٢١نگران، مضطرب، استرسیگزارش
12 | 0
renegotiating١٧:٣٨ - ١٣٩٩/٠١/٢١مذاکره ی مجددگزارش
7 | 0
tickler١٣:٥٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٠یادداشت یا یادآور برنامه هاى آیندهگزارش
14 | 0
hang onto something٠٦:٠٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٠نگه داشتن، حفظ کردنگزارش
9 | 0
get a feel for something٠٥:٥٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٠عادت کردن، خو گرفتن، فهمیدن نحوه ی درست انجام دادن یه کارگزارش
32 | 1
rabbit trail٠٤:١٧ - ١٣٩٩/٠١/٢٠بیراههگزارش
12 | 0
make commitment٠٤:٥١ - ١٣٩٩/٠١/١٩تعهد دادن، تعهد کردنگزارش
18 | 0
in tray٢٢:١٤ - ١٣٩٩/٠١/١٧سبد نامه های خوانده نشده ( در ادارات )گزارش
21 | 0
stable ground١٧:١٩ - ١٣٩٩/٠١/١٧وضعیت/شرایط پایدارگزارش
7 | 0
have at it٠١:١٢ - ١٣٩٩/٠١/١٧امتحانش کنگزارش
30 | 0
mole rat٢٣:٥٠ - ١٣٩٩/٠١/١٦موش صحراییگزارش
7 | 0
tamper with٢٣:٢٣ - ١٣٩٩/٠١/١٦ناخنک زدن، انگولک کردن، دستکاری کردنگزارش
12 | 0
defense intelligence agency١٨:٠٠ - ١٣٩٩/٠١/١٦آژانس اطلاعات دفاعیگزارش
7 | 0
pick through٠٣:٠٣ - ١٣٩٩/٠١/١٦جستجو/گشتن برای پیدا کردن چیزی/کسیگزارش
14 | 0
no two ways about it٠٢:٥٨ - ١٣٩٩/٠١/١٤هیچ راه/امکان دیگه ای نداره ، تنها راه/احتمال موجودگزارش
12 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده