برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پارسا اکبری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 فیزیک ، مکانیک سیالات
cohesive forces
به معنی نیروی چسبندگی
منظور از نیروی چسبندگی ، نیروی بین مولکولی است.
١٤٠٠/٠٤/٢٣
|

2 Critical , essential , important
مهم ، قابل توجه ، اساسی ، کلیدی ، موثر ، اصلی
١٤٠٠/٠٤/١٢
|

3 مازندرانِ شاهنامه
منظور مازندران شمال ایران نیست ، جایی ایست نامعلوم.
ماز اندر آن : جایی که در آن ماز به معنی راز و پیچیدگی وجود دارد.
١٤٠٠/٠٤/٠٣
|

4 کنون تا چه داری بیار از خرد که گوش سراینده زو بَرخورد
سراینده (صفت فاعلی) به معنی شنونده
منبع : شاهنامه فردوسی تصحیح انتقادی به قلم مهری بهف ...
١٤٠٠/٠٢/١٦
|

5 عهد شکن ١٣٩٩/١٢/٢٥
|

6 در توابع ریاضی به معنی راس است که میتواند ماکسیمم(بیشینه) یا مینیموم (کمینه) باشد.
١٣٩٩/١١/٢٠
|

7 Y-intercept ١٣٩٩/٠٩/٢٠
|

8 همان دلتا در حل معادله درجه 2 می باشد.
١٣٩٩/٠٩/٠٥
|

9 دست های پشت پر ده ١٣٩٩/٠٨/٢٥
|

10 نامساوی
Triangle inequality
نامساوی مثلثی (ریاضیات)
١٣٩٩/٠٥/٢٦
|

11 کوشک ١٣٩٩/٠٥/٢٠
|

12 ول گشتن
١٣٩٩/٠٥/١٠
|

13 put up with sth
تحمل کردن ، کنار آمدن ، سازش کردن ، تاب آوردن
١٣٩٩/٠٥/١٠
|

14 کج و معوج ، نا متناسب
a wonky nose : a crooked nose
دماغ قوز دار
١٣٩٩/٠٥/٠٨
|

15 آزاد، بی قانون ، بدون محدودیت ١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

16 ناشی بازی ، ناشی گری ١٣٩٩/٠٥/٠٢
|

17 دست پیش را گرفتن : سبقت گرفتن در انجام کاری
دست پیش را گرفتن تا پس نیفتادن صحیح نیست زیرا به معنی انداختن گناه به دوش کسی دیگر برای رفع اتهام است
١٣٩٩/٠٥/٠٢
|

18 to receive (a communication or signal directed elsewhere) usually secretly
شنود کردن ، استراق سمع
١٣٩٩/٠٥/٠٢
|

19 churgle is a made up word in roald dahl's Fantastic mr.fox
Churgle with laghter
١٣٩٩/٠٤/٣١
|

20 ول دادن ( گلوله ، الفاظ و ... ) ١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

21 خواباندن (غذا) ١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

22 If you refer to a situation as a battle of wits, you mean that it involves people with opposing aims who compete with each other using their intellig ... ١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

23 If you refer to a situation as a battle of wits, you mean that it involves people with opposing aims who compete with each other using their intellig ... ١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

24 در کار بودن ، در پیش بودن ١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

25 (A literary term meaning fast or quick (adj
تیزپا ، بادپا ، سریع ، تند
١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

26 captain's quarter
کابین ناخدا (کشتی)
a quarter
بیست و پنج سنتی
١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

27 Then drop on the deck and flop like a fish
به تقلای ماهی وقتی بیرون از خشکی قرار دارد گویند
١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

28 چه خوب شد که ، خوشبختانه
معادل مفهومی ( شانس آوردی)
1.
used for saying that a situation or result is good, even though it is not what you ...
١٣٩٩/٠٤/٠٤
|

29 همینی که هست ، مثل همین که هست ١٣٩٩/٠٣/٢١
|

30 نوعی کلاه که در یونیفرم نظامی دهه آخر قرن 18 (1790s) در اروپا و آمریکا مرسوم بوده است.
١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

31 مهندسی : تغییر شکل یافتن ١٣٩٩/٠٢/٠٩
|

32 قارچ شبتاب ١٣٩٩/٠١/٢٥
|

33 بامیه (شیرینی) ١٣٩٩/٠١/٢٤
|

34 Churros ١٣٩٩/٠١/٢٤
|

35 The fabric that is used to make jeans
پارچه ای که با آن شلوار لی تهیه می شود.(لی)
١٣٩٩/٠١/١٨
|

36 Ordinary differential equation
معادله دیفرانسیل معمولی
١٣٩٩/٠١/١٦
|

37 Ground Beef = American English
Minced Beef = British English
به معنی گوشت چرخ کرده
اغلب منظور گوشت گاو است.
١٣٩٩/٠١/٠٦
|

38 1. بنده نوازی
2. نظام حمایتی
١٣٩٩/٠١/٠٣
|

39 طنز آفزینی کردن ، به باد طنز گرفتن ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

40 انتقاد کردن ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

41 pull a tie
شل کردن گره {کراوات}
١٣٩٨/١٠/٠١
|

42 خطابخش ١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

43 در ص ۵۲ کتاب خانواده تیبو ترجمه ابوالحسن نجفی معادل ' زهازه' اورده شده است.
زهازه به معنی مرحبا ، احسنت و آفرین است.
١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

44 کولی ، لولی، بی خانمان ١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

45 رنگ رخسار
١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

46 شیون ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

47 در صورت لازم بودن فعل
۱ ) قطع کردن تلفن
۲) گیر کردن در بین شاخه ها یا به چیزی تیز و امثالهم
١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

48 دانای کل بودن ١٣٩٨/٠٨/٢٦
|

49 Broad-gauge
(راه آهن) ریل پهن
١٣٩٨/٠٨/٢٦
|

50 Ululation ١٣٩٨/٠٨/٢٦
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 just as well
• It's just as well you're not here - you wouldn't like the noise.
• شانس اوردی که اینجا نیستی - از سر و صدا خوشت نمی اومد
١٣٩٩/٠٦/٠٢
|

2 plato
• Plato is dear to me, but dearer still is truth.
• افلاطون برایم عزیز است اما با این وجود حقیقت عزیز تر است.
١٣٩٩/٠١/١٣
|

3 ldl
• Monounsaturated fat helps lower LDL and raise high-density lipoprotein (HDL), the "good" cholesterol.
• چربی های غیراشباع مونو به کاهش کلسترول LDL(بد) وافزایش لیپوپروتئین غلیظ (کلسترول خوب)کمک می کند
١٣٩٨/٠٥/٢٠
|