برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

B

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 امتحان را پاس کردن- امتحان را خوب دادن ١٣٩٨/١٢/٠٢
|

2 قال گذاشتن کسی ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

3 من درآوردی-ساختگی-الکی ١٣٩٨/٠٥/٢٦
|

4 بوی خاک باران خورده ١٣٩٨/٠٢/٠٦
|

5 کارمند دفتری ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

6 مراسم اهدای مدال در پایان جام جهانی ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

7 ضریب هوشی ١٣٩٨/٠١/١٧
|

8 صرافی ١٣٩٨/٠١/١٧
|

9 بند چرمی ١٣٩٨/٠١/١٤
|

10 مردد
دودل
نامصمم
١٣٩٨/٠١/٠٨
|

11 تجزیه پذیر و قابل برگشت به طبیعت ١٣٩٨/٠١/٠١
|

12 برف پاک‌کن ماشین ١٣٩٨/٠١/٠١
|

13 I’m partial to it من طرفدارشم ١٣٩٧/١٢/١٦
|

14 دو روح در یک بدن ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

15 از خنده روده بر شدن ١٣٩٧/١١/٢٤
|

16 بغض ١٣٩٧/١١/٢٠
|

17 خسته و داغون-له و لورده😉 ١٣٩٧/١١/١٣
|

18 خل و چل ١٣٩٧/١١/٠٤
|

19 غلیظ تر ١٣٩٧/١٠/٢٦
|

20 بقول خودمون غذا زدن به بدن(خوردن)
با نوشیدنی زدن به بدن
Do you wana grab dinner
میخوای یه شام بزنیم؟
١٣٩٧/١٠/٠٩
|

21 خدمتکار خانم ١٣٩٧/١٠/٠٣
|

22 وانت بار ١٣٩٧/٠٩/٢٣
|

23 ماشین رو خلاص کن ١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

24 چاشنی و ادویه جات ١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

25 Thongs
Flip-flops
١٣٩٧/٠٩/٢١
|

26 کارت زدن و خارج شدن از محل کار ١٣٩٧/٠٩/٢١
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 ring up
• The waiter rang up our bill.
• گارسون صورتحساب ما را ثبت کرد
١٣٩٨/٠١/١٤
|

2 spill
• The milk will spill if you're careless.
• اگر بی دقت باشی شیر می ریزد
١٣٩٧/١١/٢٤
|

3 freckle
• I get freckles on my shoulders in the summer.
• توی تابستان شونه هام کک مکی میشه
١٣٩٧/١١/٠٤
|

4 freckle
• He thinks girls with freckles on their cheeks are cute.
• او فکر میکنه دخترهایی که روی گونه هاشون کک مک دارند بانمک هستند
١٣٩٧/١١/٠٤
|