پیشنهادهای Parham player (١١١)
فرد کم بینا
teenager / ˈtiːˌnedʒər / / ˈtiːneɪdʒə / معنی: نوجوان معانی دیگر: میان سیزده و نوزده سالگی، age teen نوجوان از ده تا 91 سالهدنبال کنید
infant / ˈɪnfənt / / ˈɪnfənt / معنی: کودک، طفل، بچه، بچه کمتر از هفت سال، غیر بالغ معانی دیگر: نوزاد، شیرخوار، وابسته به کودک، وابسته به دوران آغازی ...
سینما / sinamA / برابر پارسی: ُرخشارگاه معنی انگلیسی: cinema, pictures, motion picture, movie theater, silver screen, flick دنبال کنید
سیسمونی
Maternity shop
لباس فروشی حاملگی
Maternity clothing store
لباس حاملی فروشی
library / ˈlaɪˌbreri / / ˈlaɪbrəri / معنی: کتابفروشی، مجموعه کتب، کتابخانه، قرائتخانه معانی دیگر: کتابخانه ( مجموعه ی کتاب ها و یا ساختمان یا اتاق آ ...
jewelry store معنی: جواهر فروشیدنبال کنید
طلا فروشی
جواهر 💎 فروشی
b / ˈbiː / / biː / معنی: دو صفحه سفید اول و اخر کتاب، هر شکلی شبیه به ب معانی دیگر: پیشوند: بمب افکن ( در مورد هواپیما ) ، ( آموزش ) نمره ی ب یا b، ...
Parham is name
================= ⚠️⚠️⚠️⚠️⚠️⚠️ تخصصی تر. سایز سینه بند خانم هاست. به این صورت که از A شروع میشه ( A/B/C/D/F ) و حرف لاتین نشانگر میزان بزرگ بودن، ک ...
حروف اضافه
مبلمان فروشی
روح یک دانه تفنگ داره
پرهام
نان و کلوچه
اون پسره داره طناب
حروف اضافه برای کار ها
?What do you have تو چی داری ؟ I have a camera من دوربین دارم
من
حروف اضافه
بستنی ها
حالت بستنی
رول خامه ای
پای کوچک با میوه های تازه
The bakery sells delicious almond pastries every morning. قنادی هر صبح شیرینی بادام خوشمزه می فروشد.
cake / ˈkeɪk / / keɪk / معنی: کیک، قالب، قرص، بشکل کیک دراوردن، قالب کردن معانی دیگر: ( شیرینی پزی ) کیک، ( چونه یا توده ای از خمیر یا سیب زمینی کوف ...
"I need to get that cake before the weekend. " باید تا آخر هفته آن پول را به دست بیاورم. "He's been stacking cake all year. " او تمام سال داشته پو ...
He put some cheese on his sandwich. او کمی پنیر روی ساندویچش گذاشت.
کره ( چربی حیوانی که از خامه گرفته می شود ) She spread butter on her toast. چرب زبانی/چاپلوسی ( اغراق در تعریف و تمجید برای سود بردن ) He tried t ...
٠٧ساندویچ ( دو لایه نان با مخلفات در بین آنها ) He ate a ham sandwich for lunch. در میان دو چیز قرار دادن/قرار گرفتن ( مثل محتویات ساندویچ ) The ...
This slang term refers to employment or a source of income. It suggests that having a “bread and jam” means having a stable job or means of making a ...
مربای نان
مربای و نان
نان و کلوچه
candy / ˈk�n. di / / ˈk�ndi / معنی: اب نبات، نبات، شیرین کردن، نباتی کردن معانی دیگر: آبنبات، خروس قندی ( و مشابه آن ) ، گل قند، ( مجازی - سخن و نوش ...
sweet food made from sugar or chocolate خوراکی ای شیرین که از شکر یا شکلات ساخته شده است. candy = آب نبات، شکلات و. . .
he sneaked a doughnut او یک پیراشکی کش رفت.
بیسکویت
کاکائو
شکلات ها
شکلات
نوشابه