تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

فرد کم بینا

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

teenager / ˈtiːˌnedʒər / / ˈtiːneɪdʒə / معنی: نوجوان معانی دیگر: میان سیزده و نوزده سالگی، age teen نوجوان از ده تا 91 سالهدنبال کنید

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

infant / ˈɪnfənt / / ˈɪnfənt / معنی: کودک، طفل، بچه، بچه کمتر از هفت سال، غیر بالغ معانی دیگر: نوزاد، شیرخوار، وابسته به کودک، وابسته به دوران آغازی ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

سینما / sinamA / برابر پارسی: ُرخشارگاه معنی انگلیسی: cinema, pictures, motion picture, movie theater, silver screen, flick دنبال کنید

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

سیسمونی

پیشنهاد
٠

Maternity shop

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

لباس فروشی حاملگی

پیشنهاد
٠

Maternity clothing store

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

لباس حاملی فروشی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

library / ˈlaɪˌbreri / / ˈlaɪbrəri / معنی: کتابفروشی، مجموعه کتب، کتابخانه، قرائتخانه معانی دیگر: کتابخانه ( مجموعه ی کتاب ها و یا ساختمان یا اتاق آ ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

jewelry store معنی: جواهر فروشیدنبال کنید

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

طلا فروشی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

جواهر 💎 فروشی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

b / ˈbiː / / biː / معنی: دو صفحه سفید اول و اخر کتاب، هر شکلی شبیه به ب معانی دیگر: پیشوند: بمب افکن ( در مورد هواپیما ) ، ( آموزش ) نمره ی ب یا b، ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

Parham is name

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

================= ⚠️⚠️⚠️⚠️⚠️⚠️ تخصصی تر. سایز سینه بند خانم هاست. به این صورت که از A شروع میشه ( A/B/C/D/F ) و حرف لاتین نشانگر میزان بزرگ بودن، ک ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

حروف اضافه

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

مبلمان فروشی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

روح یک دانه تفنگ داره

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

پرهام

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

نان و کلوچه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اون پسره داره طناب

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حروف اضافه برای کار ها

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

?What do you have تو چی داری ؟ I have a camera من دوربین دارم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

من

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حروف اضافه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بستنی ها

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حالت بستنی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رول خامه ای

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پای کوچک با میوه های تازه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

The bakery sells delicious almond pastries every morning. قنادی هر صبح شیرینی بادام خوشمزه می فروشد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

cake / ˈkeɪk / / keɪk / معنی: کیک، قالب، قرص، بشکل کیک دراوردن، قالب کردن معانی دیگر: ( شیرینی پزی ) کیک، ( چونه یا توده ای از خمیر یا سیب زمینی کوف ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"I need to get that cake before the weekend. " باید تا آخر هفته آن پول را به دست بیاورم. "He's been stacking cake all year. " او تمام سال داشته پو ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

He put some cheese on his sandwich. او کمی پنیر روی ساندویچش گذاشت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کره ( چربی حیوانی که از خامه گرفته می شود ) She spread butter on her toast. چرب زبانی/چاپلوسی ( اغراق در تعریف و تمجید برای سود بردن ) He tried t ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

٠٧ساندویچ ( دو لایه نان با مخلفات در بین آنها ) He ate a ham sandwich for lunch. در میان دو چیز قرار دادن/قرار گرفتن ( مثل محتویات ساندویچ ) The ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

This slang term refers to employment or a source of income. It suggests that having a “bread and jam” means having a stable job or means of making a ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مربای نان

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مربای و نان

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نان و کلوچه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

candy / ˈk�n. di / / ˈk�ndi / معنی: اب نبات، نبات، شیرین کردن، نباتی کردن معانی دیگر: آبنبات، خروس قندی ( و مشابه آن ) ، گل قند، ( مجازی - سخن و نوش ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

sweet food made from sugar or chocolate خوراکی ای شیرین که از شکر یا شکلات ساخته شده است. candy = آب نبات، شکلات و. . .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

he sneaked a doughnut او یک پیراشکی کش رفت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیسکویت

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاکائو

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شکلات ها

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شکلات

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نوشابه

١