دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٤,٠٢١
رتبه در دیکشنری
١,١٨٥
لایک
١٣٩
دیسلایک
٧
جدیدترین پیشنهادها
٧ ماه پیش
١
تا جای ممکن
١ سال پیش
٠
هم وابسته، هم وابستگی
١ سال پیش
١
پیامدهای رفتار، پیامدهای رفتاری، شرطی سازی رفتاری
١ سال پیش
٣
گیر افتادن مثال: The mother is in a bind. مادر گیر افتاده است.
١ سال پیش
٠
بیشتر اوقات، بیشتر مواقع، در بیشتر موارد، اکثر مواقع
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.