برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 ملاقات کردن ١٣٩٨/٠٩/٢٥
|

2 ارزان بودن
مثل ارزان بودن غذایی دررستوران
١٣٩٨/٠٩/٢٥
|

3 بررسی کردن مشکلات ١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

4 ساختن.درس کردن.ایجارکردن ١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

5 ارسال کردن ١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

6 پرجمعیت ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

7 پرمشغله ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

8 تعدادزیادی ازساختمان های تجاری ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

9 صنعتی ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

10 به فارسی پل
معنی دیگه :متصل کردن .متحدشدن.به هم پیوستن
١٣٩٨/٠٩/١٩
|