برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Paix

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 با موفقیت شروع کردن/شدن ١٤٠٠/٠٢/٠٨
|

2 Fall to pieces* ١٤٠٠/٠٢/٠٨
|

3 خیلی ناراحت لودن ١٤٠٠/٠٢/٠٥
|

4 موافقم ١٤٠٠/٠٢/٠٥
|

5 صدمه زدن، نابود کردن ١٤٠٠/٠٢/٠٥
|

6 همراه با یخ (معمولا در مورد نوشیدنی های الکلی) ١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

7 Far removed from : تفاوت فاحش داشتن با، فاصله زیاد داشتن با ١٤٠٠/٠٢/٠١
|

8 SYN : bit by bit ١٤٠٠/٠١/٣٠
|

9 اصطلاحِ Check sb out
در معنیِ throw sb out
کسی را مجبور به ترک جایی کردن (با زور)
١٤٠٠/٠١/٣٠
|

10 SYN : jump the queue ١٤٠٠/٠١/٣٠
|

11 Go dutch ١٤٠٠/٠١/٣٠
|

12 اشتها یا میل به خوردن را از دست دادن
(بدلیل تجربه‌ای بد یا...)
١٤٠٠/٠١/٢٧
|

13 (اصطلاح) چونه زدن سر قیمت ١٤٠٠/٠١/٢٣
|

14 پس انداز کردن پول برای روز مبادا ١٤٠٠/٠١/٢٢
|

15 = if not / otherwise
در غیر اینصورت، وگرنه
زمانی بیان میشه که میخواد بگه اگه کاری رو انجام ندی پیامد بدی بدنبال خواهد داشت
١٤٠٠/٠١/٢٠
|

16 فعل نیست که فعل ترجمه‌ش کردین
یه اصطلاحه به‌ معنیِ هدف یا کاری که رسیدن بهش سخته
١٤٠٠/٠١/١٥
|

17 لقمه‌ی بزرگتر از دهن برداشتن ١٤٠٠/٠١/١٢
|

18 زیر پایی گرفتن
پشت پا زدن
١٤٠٠/٠١/١٢
|

19 Very dark
Totally black
١٤٠٠/٠١/١٠
|

20 SYN = drop by ١٣٩٩/١٢/٢٥
|

21 فراتر از فهم کسی ١٣٩٩/١٢/٢٠
|

22 مامور دولت ١٣٩٩/١٢/٢٠
|

23 کسی رو تحت تسلط خود داشتن
١٣٩٩/١٢/٠٩
|

24 if a criminal or dangerous animal is on the loose, they have escaped from prison or from their cage
آزاد شدن، رها گشتن
١٣٩٩/١٢/٠٥
|

25 Synonym of LET ALONE ١٣٩٩/١٢/٠٢
|

26 منطقی ١٣٩٩/١٢/٠١
|

27 جبران کردن
در جریان قرار گرفتن
١٣٩٩/١١/٢٩
|