P.L

P.L

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



day of the dead١٥:٢٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤روز مرگ یا مرده ، هر سال دوم نوامبر مکزیکی ها این روز رو جشن میگیرند و مجسمه های اسکلتی میسازند و یه نون مخصوص ( نان مرده ) هم درست میکنند.گزارش
2 | 0
vehicle١٥:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤وسیله نقلیه - بیانگرگزارش
5 | 0
carsharing site١٤:٣٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨سایت اشتراک گذاری ماشینگزارش
2 | 0
backup٠٩:٤٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨پشتیبانی کردن، کپی کردنگزارش
2 | 0
believe in١٤:٠٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦باور داشتن به. . . / اعتقاد داشتن به. . .گزارش
7 | 0
flash drive١٩:٣٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٥فلش، فلش مموریگزارش
7 | 1
thick and thin١٤:٢٦ - ١٤٠٠/٠٤/١٢در خوشی و ناخوشی یا سختی و آسانیگزارش
5 | 0
نباید جا بزنی١٤:٥٦ - ١٤٠٠/٠٤/٠٢You shouldn't give upگزارش
5 | 0
do you mean it٢٣:١٢ - ١٤٠٠/٠٣/١٣واقعا؟یا جدی میگی؟ گزارش
9 | 0
snorkel٢٢:٥٢ - ١٤٠٠/٠٣/١٣Snorkelبه معنای لوله تنفس در زیر آبه. که به فعلش یعنی غواصی کردن با لوله تنفس ، go snorkeling میگن. ( غواصی به طور کلی:diving و غواص:diver )گزارش
5 | 0
sahara desert١٤:٥٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨بیابان صحرا در آفریقای جنوبیگزارش
2 | 0
tianzi mountains١٤:٣٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨کوهستان تیانزی واقع در استان هونان در کشور چینگزارش
2 | 0
weight training١٣:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٥Weight training، اسم هستش به معنی وزنه برداری و lift weight ، فعلش هست به معنی وزنه زدن یا بلند کردنگزارش
2 | 1
RAP٠٥:٠٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٥۱. از نظر حقوقی به معنای تجاوز به عنف ۲. رپ، یه سبک موسیقی که زیرشاخه هیپ هاپ هستش ۳. تیکه انداختنگزارش
2 | 0
houston٠٣:٢٩ - ١٤٠٠/٠١/١٩شهر هیوستن در تگزاسگزارش
5 | 0
nm٠٢:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/١٩میتونه مخفف New Mexico:ایالت نیومکزیکو در ایالت غربی ایالت متحده باشه یا مخفف never mind:یعنی اهمیتی نداره یا چیزی نیستگزارش
2 | 0
brb٠٢:٤٤ - ١٤٠٠/٠١/١٩جزوی از Internet slang یاtext message abbreviation است وbrbمخفف:Be right back هستش یعنی الان بر میگردمگزارش
7 | 0
pls٠٢:٣١ - ١٤٠٠/٠١/١٩مخفف please، اکثرا توی پیام ها از این مخفف استفاده میشهگزارش
5 | 0
afaik٠٢:٢٧ - ١٤٠٠/٠١/١٩تا جایی که من میدونم . مخففas far as I know است.گزارش
5 | 0
no sign of life٢١:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/٠٨بدون علائم حیاتیگزارش
5 | 0
خوش تیپ٢٣:٢٣ - ١٣٩٩/١٢/١٩زیبا یا خوشتیپ که برای آقایون استفاده میشود ولی برای خانم ها هم از کلمه pretty باید استفاده کنیم.گزارش
18 | 0
hurriedly١٥:٠٢ - ١٣٩٩/١٢/١٩عجولانه، هول هولکیگزارش
5 | 0
مشکل چیه٠٣:١٨ - ١٣٩٩/١٢/١٦?What's the problemیا? What's the matterگزارش
7 | 1
مخابرات١٥:٠٣ - ١٣٩٩/١١/٢٨Telecommunicationبه معنی مخابرات است وکسی که این کار رو انجام میده به عنوان شغل signalman ( مخابراتچی ) میگنگزارش
14 | 0
دندان پزشکی١٤:٤٨ - ١٣٩٩/١١/٢٨dentistry or clinicگزارش
2 | 1
maths٢٠:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/٢٤ریاضیاتگزارش
25 | 1
la sapienza٠٠:١٨ - ١٣٩٩/٠٨/٠٧نام دانشکده ای در شهر رومگزارش
5 | 0
wi fi hot spots١٤:١٦ - ١٣٩٩/٠٧/٣٠نقطه اتصال یا اتصال همراهگزارش
2 | 0
spectacular٠١:٢١ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣دیدنی و باشکوهگزارش
7 | 1
چشمه اب گرم٢٢:٥٥ - ١٣٩٩/٠٧/١٤Hot springگزارش
2 | 0
often٢٣:٣١ - ١٣٩٩/٠٦/٢٨اغلب یا هرچند وقت یکبارگزارش
18 | 1
get cooking١٤:١١ - ١٣٩٩/٠٦/١٩آشپزی کردنگزارش
2 | 0
side order١٤:٠٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٩مخلفات همراه با غذاگزارش
14 | 1
غذای اصلی١٣:٥٥ - ١٣٩٩/٠٦/١٩Main dishesگزارش
7 | 1
nearlyall٢٢:١١ - ١٣٩٩/٠٦/١٦تقریبا همه ی. . .گزارش
2 | 0
fishes are friendly٢١:٠٤ - ١٣٩٩/٠٦/١٦ماهی ها دوست داشتنی هستندگزارش
2 | 0
dance gracefully٢١:٠٠ - ١٣٩٩/٠٦/١٦زیبا و ظریف رقصیدنگزارش
2 | 0
ورزشکار٢٠:٥٨ - ١٣٩٩/٠٦/١٦Athleticگزارش
14 | 1
south corea٢٠:٥٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٦کره جنوبیگزارش
2 | 0
پدر ناتنی٢٠:٥٤ - ١٣٩٩/٠٦/١٦Stepfather or Godfatherگزارش
2 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



baby sit١٤:٣٨ - ١٣٩٩/١١/١٢
• I babysit for Jane on Tuesday evenings while she goes to her yoga class.
وقتی اون به کلاس یوگا میره، من سه شنبه عصرها از جین نگهداری میکنم.
2 | 1