برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

امید امیدی

امید امیدی کارشناسی رشته مترجمی زبان انگلیسی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 پرس غذا ١٤٠٠/٠١/٢٣
|

2 درآمد اضافی؛ درآمد ثانوی؛ درآمد مکمل ١٣٩٩/١٠/٠٨
|

3 افزونه در گوگل کروم ١٣٩٩/٠٩/٢٥
|

4 دیلم ١٣٩٩/٠٨/٢٣
|

5 دامن میز، پارچه‌ای که دورتادور میز را می�پوشاند ١٣٩٩/٠٨/٢٢
|

6 چراغ توکار سقفی ١٣٩٩/٠٨/٢٠
|

7 پا کار ١٣٩٩/٠٦/١١
|

8 درخواست اولیه برای دریافت بیمه بیکاری ١٣٩٩/٠٥/٠٨
|

9 وا دادن ١٣٩٩/٠٤/٢١
|

10 یک نوواژه است که از ترکیب دو واژه nil که لاتین است به معنی نداشتن و Millionaire به معنی میلیونر تشکیل شده است . Nillionaire برای کسی به کار می رود ک ... ١٣٩٩/٠٤/٠٥
|

11 قطع بودجه کردن ١٣٩٩/٠٣/١٩
|

12 شخصی که فقط نظاره‌گر یک اتفاق است و هیچ گونه دخالتی در آن ندارد. ١٣٩٩/٠٣/١٣
|

13 لفاظی ١٣٩٩/٠٣/٠٢
|

14 راهی شدن ١٣٩٩/٠٣/٠٢
|

15 در زبان لری به اتاق � تو � میگویند. پس به معنی عقب است. این واژه بن مایه خود را از گویشهای بختیاری و جنوبی گرفته است. �تو�یی که در پس است. ١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

16 کماکان ١٣٩٩/٠٢/٢٨
|

17 قناره ١٣٩٩/٠٢/٠٥
|

18 مردی که اندام جنسی خود را در مکان‌های عمومی به زن‌ها نشان می‌دهد. (عورت نما) ١٣٩٩/٠٢/٠٥
|

19 در آستانه ١٣٩٩/٠٢/٠٥
|

20 پول پیاده شدن ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

21 کلنگی ١٣٩٩/٠٢/٠١
|

22 خانه جو ١٣٩٩/٠١/٣٠
|

23 تغییرات خلقی ١٣٩٩/٠١/٢٥
|

24 دست به کار شدن ١٣٩٩/٠١/١٥
|

25 دریا رس ١٣٩٨/١١/١١
|

26 چسب زخم ١٣٩٨/١١/٠٩
|

27 باغ بوم ١٣٩٨/١١/٠١
|

28 دپارتمان فروش
دپارتمان فروش شرکت
Sales organization is a department in company within logistics that designs the company as per the sales requ ...
١٣٩٨/١٠/١٦
|

29 نیروهای فروش، کارمندان فروش ١٣٩٨/١٠/١٥
|

30 مرغدانی ١٣٩٨/١٠/١١
|

31 معاونت بازاریابی
معاون بازاریاب فردی متخصص در بازاریابی است که تمامی مسئولیت‌های پیامدها و نتایج یک شرکت را برعهده می‌گیرد. معاون بازاریابی به منظ ...
١٣٩٨/١٠/٠٧
|

32 کارهای معرکه
do cool stuff : کارهای معرکه کردن
١٣٩٨/١٠/٠٧
|

33 بازاریابی بشارتی

توضیح: فرم پیشرفته بازاریابی دهان‌به‌دهان است که در آن شرکت مشتریانی که به‌شدت به یک محصول خاص یا خدمات باور قوی دارند را ت ...
١٣٩٨/١٠/٠٧
|

34 دست خوش ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

35 در بازریابی: فرآیند تبدیل یک prospect (مشتری احتمالی) به وسیله سرنخ (lead) به مشتری واقعی (customer) ١٣٩٨/١٠/٠٣
|

36 پیگیری سیستم فروش ١٣٩٨/١٠/٠٣
|

37 نیروی فروش ١٣٩٨/١٠/٠٣
|

38 چیزی به شروع نمانده ١٣٩٨/١٠/٠٣
|

39 هرِوکِر کردن ١٣٩٨/١٠/٠٣
|

40 ساختکاری ١٣٩٨/١٠/٠٣
|

41 پشتیبانی ١٣٩٨/١٠/٠٣
|

42 دوره‌های ایمیلی
دوره‌های آموزشی ایمیلی

توضیح: مجموعه‌ای از ایمیل‌ها هستند که جهت آموزش یک موضوع خاص در یک مدت زمانی مشخص فرستاده می‌شوند. ...
١٣٩٨/٠٩/٢٦
|

43 بازاریابی درونگرا یا ربایشی ١٣٩٨/٠٩/٢٤
|

44 جلسات غیر علنی ، نشست محرمانه هیئت رئیسه، جلساتی که برای عموم آزاد نیست.
Executive meeting means any scheduled or emergency meeting of the Board ...
١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

45 مخاطب خاص ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

46 طاق باز خوابیدن ١٣٩٦/٠٧/١٨
|

47 سپیده دمان ١٣٩٦/٠٧/١٥
|

48 شهرت نامه ١٣٩٦/٠٧/١٣
|

49 هم‌رسانی کردن ، هم‌رسانی ١٣٩٦/٠٦/٢٧
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 treacherous
• Snow and ice have left many roads treacherous, and motorists are warned to drive slowly.
• برف و یخبندان بسیاری از جاده‌ها را خطرناک کرده و به رانندگان هشدار داده شد که آهسته برانند
١٣٩٩/٠١/١٩
|