دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٦,٧٤٠
رتبه در دیکشنری
٧٠٨
لایک
٥٩٠
دیسلایک
١٤٣
جدیدترین پیشنهادها
١ هفته پیش
٠
اغوا کننده
١ هفته پیش
٠
پیرزن حالش خیلی خراب بود. سوار ماشینش که می کردن داشت چونه می انداخت. ( عزاداران بیل، غلامحسین ساعدی، بخش ۹، داستان اول ) معنی: داشت جان می داد.
١ هفته پیش
٠
کالسکه وارد میدانچه شد و ایستاد. اسب ها نفس تازه کردند و به طرف خیابان شلنگ برداشتند و زنگوله ها را به صدا درآوردند. ( عزاداران بیل، غلامحسین ساعدی، ...
٢ هفته پیش
٠
It’s no coincidence that . . . عجیب نیست که . . .
١ ماه پیش
٠
mechanical task کاری مشخص و ساده، کار تکراری
جدیدترین ترجمهها
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.