برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

خیری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 مواجه شدن با( سخت بودن مواجه شدن با چیزی) ١٣٩٦/١٠/٢٧
|

2 We use already to say that something happened sooner than expected. چه در گذشته و چه در حال ١٣٩٦/٠٩/٠٦
|

3 Unexpected ١٣٩٦/٠٩/٠٥
|

4 Unmixed with anything else ١٣٩٦/٠٩/٠٣
|

5 تفاوت جزئی در چیزی

Ex. Some words have many shades of meaning.
بعضی کلمات تفاوت های جزئی بسیاری در معنا دارند.
١٣٩٦/٠٩/٠٣
|

6 goof off , mess about ١٣٩٦/٠٩/٠١
|

7 Ex. Tom spent too much time goofing off and failed his exams ١٣٩٦/٠٩/٠١
|

8 معادل wash up در انگلیسی آمریکایی ١٣٩٦/٠٩/٠١
|

9 فرد فعال و پرکار ١٣٩٦/٠٨/٣٠
|

10 منفور ١٣٩٦/٠٨/٣٠
|

11 تقلب کردن ١٣٩٦/٠٨/٣٠
|