ناصر خسروی

ناصر خسروی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



است٢٣:٤٣ - ١٤٠١/٠٦/٢٦�اَست� فعل کمکی است یعنی بتنهایی کاربرد ندارد چیزی را چیزی نسبت میدهد. در انگلیسی بیشتر برابر فعل های to be است ( am, is, are ) من باهوش استم = I ... گزارش
0 | 0
create٢٣:٢٠ - ١٤٠١/٠٦/٢٦یک پیشنهاد برای to create از فعل هستن ( to exist ) ساختم. هَستاندَن = create هستانِش = creating بازهستاندن = recreate ناهستاندن = uncreate همهستانگ ... گزارش
0 | 0
metamorphosis٢٣:٠٢ - ١٤٠١/٠٦/٢٦واژه morph واژه یست یونانی از metamorphosis برای اشاره به دگرگونی از شکلی به شکلی دیگر. برای نمونه، دگرگونی خون آشام به خفاش یک دگرریختی است، نمونه ... گزارش
0 | 0
transhuman٢٢:٥٥ - ١٤٠١/٠٦/٢٥ترآانسانگرا: پیرو یا باورمند در تراانسانگرایی تَرااِنسانگرایی: به جنبش فلسفی، اجتماییِ که پشتیبانِ بالابردن و پیشرفت وضعیت انسانی با توسعه و فرادستر ... گزارش
0 | 0
transhumanism٢٢:٥٣ - ١٤٠١/٠٦/٢٥تَرآاِنسانگرایی: به جنبش فلسفی، اجتماییِ که پشتیبانِ بالابردن و پیشرفت شرایط انسانی با توسعه و فرادسترسپذیر کردن تکنولوژی های پیچیده یی که شدیدا بتوا ... گزارش
0 | 0
immortal٢١:٠٩ - ١٤٠١/٠٦/٢٥immortal= نامیرا ( به معنی نامُردنی ) ، نامُردشَوا immortality = نامیرایی immortals = نامیران immortalize = نامیراستن ( فعل ) immortalized = نامیرا ... گزارش
0 | 0
gaianism٢٠:٣٣ - ١٤٠١/٠٦/٢٥زامگرایی: یک باور فلسفیِ کل نگر و مینویی ( معنوی ) زمین محور است که عبارت های مشترکی با ادیان زمینی و پاگانیسم دارد، در حالی که منحصراً با دینهای خاص ... گزارش
0 | 0
gaia١٩:٤٠ - ١٤٠١/٠٦/٢٥گایا الهه و نماد زمین از اساطیر یونانی است برابر امشاسپند ایرانیش را میتوان زَم یا زامیاد گفت.گزارش
0 | 0
kindly reminder١٠:٣٣ - ١٤٠١/٠٦/٢١یادآوری مهربانانهگزارش
0 | 0
subject٠٠:٢٠ - ١٤٠١/٠٦/١٩درآخت ( darAxt ) : از درون چیزی آخته شده = subject و بَرآخت ( barAxt ) : از به روی چیزی آخته شده = objectگزارش
0 | 1
accident٢٣:٥٧ - ١٤٠١/٠٦/١٨تصادف به معنی رخدادی بد. میتوان از "دژامد" یا "دشامد" هم استفاده کرد ( از دکتر حدیری ملایری )گزارش
0 | 0
follow١٤:٣٦ - ١٤٠١/٠٥/١٣دنبالیدن: following فعل دنبال کردن. دنبالشَوا: followable کسی که دنبال میشود. دنبالوَر: follower کسی که دنبال میکند.گزارش
0 | 0
احوال پرسی١٢:٣١ - ١٤٠١/٠٥/٠٧همپرسگیگزارش
2 | 0
ایمان اوردن١١:١٤ - ١٤٠١/٠٥/٠٧گِرَوش ( اسم مصدر ) گرویدن ( مصدر )گزارش
0 | 0
hybrid١٣:١٠ - ١٤٠١/٠٥/٠٦به فارسی: دُبنه یا دُرگه صفت: دُبنی یا دُرگیگزارش
0 | 0
variant٠٠:٢٢ - ١٤٠١/٠٤/٣٠به فارسی وَرتا: یعنی نسخه یا گونه ی از چیزی که در برخی جنبه ها باهم فرق دارن.گزارش
5 | 0
منگو٢١:٣٩ - ١٤٠١/٠٤/٢٣در بروجردی: مِنگُو: گاو مادهگزارش
2 | 0
گاو ماده٢١:٣٨ - ١٤٠١/٠٤/٢٣در بروجردی: مِنگُوگزارش
0 | 0
میغ١١:٤٥ - ١٤٠١/٠٤/٢٣میغ ابری است از گاز و خاک در فضای میانستاره یی. میغ به معنی nebula یا سحابی است از mighlā پوروا هندوایرانی واروپایی است که mist انگلیسی همریشه است.گزارش
5 | 0
مسواک٠٠:١٧ - ١٤٠١/٠٤/٢٢میشود به جای مسواک گفت: دِنوسا به معنای دندان سایگزارش
0 | 0
tongue٠١:١٤ - ١٤٠١/٠٤/٢٠برای تمایز میان اندام زبان و راژمان/سیستم زبان میتوان داشت: زوفان = tongue زبان = languageگزارش
2 | 0
control١٩:٤٨ - ١٤٠١/٠٣/٣٠♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_control به معنای تعیین کردنِ رفتارِ چیزی یا کسی؛ هدایت کردنِ اجرایِ چیزی؛ و جُزین ا↙️ #ترنادن ( tornādan ) یا: #ترنای ... گزارش
2 | 0
open mind١٠:٠٦ - ١٤٠١/٠٣/٢٢ذهنواز : کسی که دارای ذهنی واز ( =باز ) برای پذیرفتن اندیشه های نو دارد ذهنوازیده= open - minded یا اگر واژه ی نوتر میخواهید: منتواز = mentvAzگزارش
9 | 1
VS١٣:٢١ - ١٤٠١/٠٣/١٩VS: مخالف، دربرابر، گاهی هم معنی مقایسه می دهد توضیح: VS کوتاهیده ی versus است از لاتینی In this week batman vs superman will be playedگزارش
2 | 0
بل٢٣:٠٣ - ١٤٠١/٠٣/١١بُل ( bol ) : در فارسی به معنی چیزی که زیاد یا فراوان است. به مانند بلهوس، یعنی کسی که دارای هوس زیادی است بل ( bal ) : در بروجردی به معنی گذاشتن، ... گزارش
2 | 0
transcendental١٨:٢٩ - ١٤٠١/٠٢/١٧برابر فارسی: تَرافَرازَندهگزارش
0 | 0
عطسه١٢:٣٩ - ١٤٠١/٠١/٢٥در بروجردی: پِشکَ : peškaگزارش
5 | 0
دانشیک١١:٢٩ - ١٤٠١/٠١/١٩برای دیدن سودمندی و دلیل بکارگیری پسوند - ایک به پیوند زیر برویدگزارش
9 | 0
بیمار١٨:١٨ - ١٤٠١/٠١/١٤درباره ریشه احتمالی این واژه: در اوستایی واژه ی mairiia به معنی مریز، بیمار بوده. همچنین پیشوند mel - در لاتین malus به معنی بد، شیطان در انگلیسی ... گزارش
7 | 0
اختصار١٠:١٨ - ١٤٠١/٠١/١٣کوتاهیده: کوتاه شدهگزارش
0 | 0
object١٠:١١ - ١٤٠١/٠١/١٣برابر فارسی بَرآخت ( barAxt ) : از به روی چیزی آخته شده و درآخت برابر subject : از درون چیزی آخته شدهگزارش
12 | 1
نقش رجب٢٠:٤٥ - ١٤٠١/٠١/١٢واقعا این چه نامیه؟ در این نقش سه سنگنگاری شده است که اولی برای نشست اردشیر پاپکان با بزرگان ( یا تاجگذاری ) است دومی برای تاج گذاری اردشیر پاپکان ... گزارش
7 | 0
determinate٢٢:٣٨ - ١٤٠١/٠١/١١برابر فارسی: آترمیدن determinate از دو بخش de و terminate تشکیل شده است. terminate: نشانه پایان یا مرز گذاشتنگزارش
0 | 0
حوری٠٠:٢٠ - ١٤٠١/٠١/١١برابر فارسی اش میتوان "هوروی" را داشت به معنی خوب چهره، از "هو" به معنی خوب در هومن هوتن ( از اوستایی ) است. و "روی" به معنی چهره از پریچهر نیز م ... گزارش
5 | 0
extract١١:٢٩ - ١٤٠٠/١٢/٢٦توضیح: extract به معنی چیزی را از درون چیزی زدودن یا بیرون کشیدن به ویژه بازور یا باکوشش extract با واژه ی abstract هم ریشه است to extract : بَرهَن ... گزارش
9 | 1
problematic١٠:٢٦ - ١٤٠٠/١٢/٢١problematic: به معنی چیزی که دارای ویژگی دردسرساز است یا موجب دشواری و دردسر میکند problematical: دارای ویژگی problematic برابرهای فارسی: ماچیستیک ... گزارش
5 | 0
pseudo knowledge١٤:٢٢ - ١٤٠٠/١٢/١١تظاهر به دانستن.گزارش
0 | 0
gravity١٤:٢١ - ١٤٠٠/١٢/١٠گرانیک: gravity گرانش: gravitation واژه مصوب برای gravity گرانی است ولی برای اینکه با گران بودن کالاها اشتباه گرفته نشود بنظرم بهتر است با پسوند ic ... گزارش
0 | 0
reform١٤:١٣ - ١٤٠٠/١٢/١٠reform: به معنای فرم یا دیس چیزی را تغییر دادن، باز فرم دادن. برابر فارسی: بازدیسی از تندیس، سردیس برای دیدن واژه ی دیس به form بروید.گزارش
5 | 1
memorize١٢:٣٨ - ١٤٠٠/١١/٢٩تعریف: چیزی را به یاد سپردن یا به یاد نگه داشتن. برابرها: یادسپاری، بَرمیدن، از بَر کردن، ویراختن ( فعل گذشته ) ، ویراز ( فعل اکنون ) در لری ویر ب ... گزارش
2 | 1
حفظ کردن١٢:٣٨ - ١٤٠٠/١١/٢٩تعریف: چیزی را به یاد سپردن یا به یاد نگه داشتن. برابرها: یادسپاری، بَرمیدن، از بَر کردن، ویراختن ( فعل گذشته ) ، ویراز ( فعل اکنون ) در لری ویر ب ... گزارش
2 | 1
a priori١٥:٢٥ - ١٤٠٠/١١/٢٨پَرتُم = a priori اَفدُم = a posteriori از دهخداگزارش
5 | 1
usa٢٠:٣٥ - ١٤٠٠/١١/٢٧USA : United state of america هر واژه فرصتیست برای دیدن یک کانسپت از دیدگاه های گوناکون. گرچه رایج است که USA را ایالات متحده ی آمریکا می گویند ولی ... گزارش
7 | 1
متفکر٢٣:٠٥ - ١٤٠٠/١١/٢٦اندیشَنده: کسی که با اندیشه زیاد سرُکار دارد. کسی که می اندیشَد.گزارش
2 | 0
والدین همسر٢٣:١٢ - ١٤٠٠/١١/٢٤به بروجردی: خِسیرَ xesiraگزارش
0 | 0
flexible١٦:٣٠ - ١٤٠٠/١١/٠٧چَفتپَذیر، چفتشوا : flexible از فعل چَفتیدن به معنی خَمیدن، خمیدن قامت یا پشت نمونه شعری: چو شد سال آن پادشا بر دو هفت بنالید و آن سرو نازان بچفت. ... گزارش
16 | 0
brand١١:٤٤ - ١٤٠٠/١٠/١٧نوواژه ی برای جایگزینیِ brand به معنای نشانه ای که بر روی گلّه ها، برده ها یا مجرمان می زدند تا مالکیت یا نسبت آن ها را مشخص کنند؛ امروزه نیز به معنا ... گزارش
2 | 0
meta٠٠:١٣ - ١٤٠٠/١٠/١٣برابر فارسی: مَتا از اوستایی به معنی پیش رفتگی، آنور چیزی meta پیشوند یونانی است به معنی بعد از، پشت متاگیتیک: metaphysic مَتا - کهکشان: metagalaxyگزارش
7 | 0
misunderstand٢٣:٢٥ - ١٤٠٠/١٠/١٠دژفهم: چیزی را به درستی نفهمیدن. دیگر برابرها: بدفهم، کجفهمگزارش
0 | 0
metaphysic٢٣:٠٦ - ١٤٠٠/١٠/١٠مَتاگیتیک: آنچه که ماورای گیتی ( جهان ) باشد، آنچه که پس از گیتی درنظر گرفته می شود.گزارش
2 | 0