برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

نرگس مالایی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 گیاهان بومی و منحصر بفرد هر منطقه و هر کشور ١٣٩٩/٠٨/٢١
|

2 گونه های بومی ١٣٩٩/٠٨/٢١
|

3 سلول های سوماتیک یا همان سلول های رویشی به تمام سلول های بدن به جز سلول های جنسی می گویند. ١٣٩٩/٠٨/١٩
|

4 میتوز
(نام نوعی تقسیم هسته است که در آن هسته تقسیم می شود و دو هسته جدید تولید می کند که هر یک تعداد کروموزومی برابر با تعداد کروموزوم هسته والد د ...
١٣٩٩/٠٨/١٩
|

5 mitotic cell division
تقسیم سلولی میتوز
١٣٩٩/٠٨/١٩
|

6 پروکاریوت = شبه هسته دار
موجوداتی که سلول های آن ها دارای هسته مشخص نیست مثل باکتری ها
١٣٩٩/٠٨/١٩
|

7 یوکاریوت=هسته دار
در علم زیست شناسی:
موجوداتی که در سلول های خود دارای هسته مشخص هستند.
١٣٩٩/٠٨/١٩
|

8 کاریوتیپ:
(علم ژنتیک)
در هر گونه گیاهی یا جانوری معمولا کروموزوم ها به اندازه های مختلف دیده می شوند به طوری که اگه آن ها را به ترتیب بزرگی در ...
١٣٩٩/٠٨/١٩
|

9 در علم ژنتیک:
به بخشی از ساختار کروموزوم می گویند.
ماهواره، دنباله
١٣٩٩/٠٨/١٩
|

10 هتروکروماتین:
مناطق پیچ خورده و تاب خورده کروموزوم هستند که رنگ پذیری بیشتری هم دارند. این مناطق فشرده و متراکم می باشند.
در این مناطق فشرده رو ...
١٣٩٩/٠٨/١٩
|

11 ژن های وابسته به جنس

مثلا بروز ژن رنگ چشم در مگس سرکه به جنسیت وابسته است. به این گونه ژن ها ژن های وابسته به جنس می گویند.
١٣٩٩/٠٨/١٨
|

12 مگس سرکه ١٣٩٩/٠٨/١٨
|

13 گنجینه وراثتی ١٣٩٩/٠٨/١٨
|

14 مواد پروتوپلاسمی داخلی هسته

سیتوپلاسم: مواد پروتوپلاسمی اطراف هسته را گویند.
١٣٩٩/٠٨/١٨
|

15 بر طبق نظریه پان ژنز

هر سلول در بدن هر فرد اجزای کوچکی مشابه خود به نام ژمول تولید می کند که از طریق جریان خون به اندام جنسی آن فرد منتقل شده ...
١٣٩٩/٠٨/١٨
|

16 نظریه اپی ژنز
در زیست شناسی و ژنتیک می گویدکه تمایزیابی و تشکیل بافت ها و اعضای بدن در اثر نمو موجود انجام می شود و دلیل آن هم نیروهای حیاتی مرمو ...
١٣٩٩/٠٨/١٨
|

17 خزان- برگ ریزی- ریزش برگ ١٣٩٨/٠١/٢٠
|

18 talk down to somebody= کسی را با حرف تحقیر کردن، با تحقیر، با کسی حرف زدن
١٣٩٧/١١/٢٨
|

19 pressed for time= در عجله بودن، وقت کمی داشتن
I'm sorry, I'm really pressed for time at the moment
ببخشید در حال حاضر خیلی عجله دارم، وقت کافی ...
١٣٩٧/١١/٢٨
|

20 سرزدن به کسی، رفتن به خونه کسی ١٣٩٧/١١/٢٨
|

21 to be at odds with somebody= با کسی اختلاف نظر داشتن
i find myself at odds with most of my colleagues on what is the best way forward.
١٣٩٧/١١/٢٨
|

22 a gripping and entertaining thriller
یک تریلر سرگرم کننده و مهیج (هیجان انگیز)
١٣٩٧/٠٥/٠٨
|

23 hands off= دستتو بکش! ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

24 عزیزمی، عزیز دلمی = I cherish you ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

25 مثل جهنم گرمه = Hot as hell ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

26 باهاش فقط سلام علیک دارم =I only have a nodding acquaintance with him ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

27 fit the bill = دقیقا همون چیز/ شخصی که می خواهید و مناسب شماست
١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

28 jogging in place
درجا زدن (نوعی حرکت ورزشی)
١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

29 lay out = توضیح دادن، شرح دادن، بیان کردن ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

30 تمرین های هوازی ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|