Negarr

Negarr

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



man of knowledge١٥:١٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣دانشمندگزارش
7 | 0
feeler٠٩:٠٢ - ١٤٠٠/٠٣/١١1 ) احساس کننده ، سهش گر، سوهش گر ( برای شخص/چیزی ) 2 ) شاخک ( جانور شناسی، به ویژه در حشرات ) 3 ) یاب گر، آزمون گر، محک ( حرف یا عملی برای فهمیدن ... گزارش
9 | 1
biting١٥:٢٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٦۱ ) تیز، برنده، تند و تیز ۲ ) پرسوز ( آب و هوا ) مثال برای ۱ ) The biting edge of sword ترجمه : تیغه تیز شمشیر مثال برای ۲ ) Biting cold ترجمه : سر ... گزارش
12 | 0
صمیمانه٠٨:٤٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٦نزدیک ، خودمانی، کسی را از ته دل دوست داشتنگزارش
7 | 1
remainder٠٨:٤٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٦۱ ) باقیماندگان، بازماندگان ( انسان ) _۲ ) باقی مانده، پس مانده، بقیه ( غذا، پول، عمر و . . . ) مثال برای ۱ ) They killed half of the captives and ... گزارش
9 | 0
بی عار١٩:٠٢ - ١٤٠٠/٠٢/١١بی حیا ، بی شرمگزارش
5 | 1
custom١٣:٠٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٠عادات_ خوی_سنت _آداب _ رسم _ حقوق گمرکی _ ( عوارض و مالیات گمرک ) مترادف : ( noun ) habit_ tradition مثال برای عادت: This is her daily custom تر ... گزارش
9 | 1
earn١٢:٣١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩به دست آوردن ( مزد و پاداش و غیره ) _ کسب کردن_ امرار و معاش _ درآمد مثال : Ali earns a good income ترجمه : علی درآمد خوبی داردگزارش
12 | 1
disgusting١٢:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩چندش _ حال به هم زن _چندش آور مثال : ?wasn't it disgusting to kill a cockroach ترجمه : کشتن یک سوسک حال به هم زن ( چندش ) نیست ؟گزارش
14 | 1
make up١٧:٤٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠٤👍Invent sth , often sth is not true سرهم کردن ، ، برای مثال سرهم کردن یک داستان یا بهانه ای 👍 👍He made an excuseگزارش
32 | 1