برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Negarr

Negarr

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 دانشمند ١٤٠٠/٠٣/٢٣
|

2 1) احساس کننده ، سهش گر،سوهش گر ( برای شخص/چیزی)
2) شاخک (جانور شناسی، به ویژه در حشرات)
3)یاب گر، آزمون گر، محک (حرف یا عملی برای فهمیدن یا گر ...
١٤٠٠/٠٣/١١
|

3 ۱)تیز،برنده،تند و تیز ۲) پرسوز (آب و هوا)
مثال برای ۱) The biting edge of sword
ترجمه : تیغه تیز شمشیر

مثال برای ۲) Biting cold
ترجمه ...
١٤٠٠/٠٢/١٦
|

4 نزدیک ، خودمانی، کسی را از ته دل دوست داشتن ١٤٠٠/٠٢/١٦
|

5 ۱) باقیماندگان، بازماندگان(انسان) _۲) باقی مانده، پس مانده،بقیه(غذا،پول،عمر و ...)

مثال برای ۱) They killed half of the captives and imprison ...
١٤٠٠/٠٢/١٦
|

6 بی حیا ، بی شرم ١٤٠٠/٠٢/١١
|

7 عادات_ خوی_سنت _آداب _ رسم _ حقوق گمرکی _ (عوارض و مالیات گمرک)

مترادف : (noun)
habit_ tradition

مثال برای عادت: This is her daily ...
١٤٠٠/٠٢/١٠
|

8 به دست آوردن (مزد و پاداش و غیره)_ کسب کردن_ امرار و معاش _ درآمد

مثال : Ali earns a good income
ترجمه : علی درآمد خوبی دارد
١٤٠٠/٠٢/٠٩
|

9 چندش _ حال به هم زن _چندش آور

مثال : ?wasn't it disgusting to kill a cockroach
ترجمه : کشتن یک سوسک حال به هم زن (چندش) نیست ؟
١٤٠٠/٠٢/٠٩
|

10 👍Invent sth ,often sth is not true
سرهم کردن ،، برای مثال سرهم کردن یک داستان یا بهانه ای 👍
👍He made an excuse
١٣٩٨/٠٦/٠٤
|