محمدسعید قائنی نجفی

محمدسعید قائنی نجفی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



face٠٧:٤٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣مواجههگزارش
0 | 0
visualize١١:٢٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢١تصویرسازی یا تصویرپردازیگزارش
0 | 0
malign٠٦:٥٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٠شرور یا شریرگزارش
0 | 0
dramatic١٠:٠٩ - ١٤٠٠/٠٦/١٦گسترده و بنیادین ( در مورد تغییر )گزارش
0 | 0
gaze١٢:١٦ - ١٤٠٠/٠٦/١٥مواجههگزارش
0 | 0
convention١١:٣٦ - ١٤٠٠/٠٦/١٥در حالت جمع و متون فنی = تنظیمات و قواعد کاریگزارش
0 | 0
enterprise١٧:٥٠ - ١٤٠٠/٠٦/٠١فعالیتگزارش
0 | 0
polity٠٨:٣٥ - ١٤٠٠/٠٤/١٧حکومتگزارش
0 | 0
fickle٠٨:٣٤ - ١٤٠٠/٠٤/١٧متزلزلگزارش
2 | 0
presage٠٨:٥٨ - ١٣٩٩/١٢/٢١نوید دادنگزارش
7 | 0
smiling٠٨:٥٤ - ١٣٩٩/١٢/٢١زیباگزارش
0 | 1
ordinariness١٠:٣٠ - ١٣٩٩/١٢/١٢نظم و ترتیب نظام سامان ترتیباتگزارش
0 | 0
orderliness٠٨:٥٢ - ١٣٩٩/١٢/١٢ترتیبگزارش
0 | 0
orderliness٠٨:٥١ - ١٣٩٩/١٢/١٢ترتیباتگزارش
0 | 0
unpretentiousness٠٩:٠٦ - ١٣٩٩/١١/٢٨فروتنی حقارت بی تکلّفیگزارش
0 | 0
principle١٠:٢٩ - ١٣٩٩/١١/٢٦نیرو؟گزارش
0 | 3
principle٠٩:٣٩ - ١٣٩٩/١١/٢٦عاملگزارش
0 | 1
fermentation١٦:٠٣ - ١٣٩٩/١١/٢٤فعل و انفعال واکنش شیمیاییگزارش
0 | 1
principle١١:١٨ - ١٣٩٩/١١/٢٤خاصیتگزارش
2 | 1
disputation١٢:٠٦ - ١٣٩٩/١١/٠٥مجادله گریگزارش
0 | 0
tenable١٣:٠٩ - ١٣٩٩/١٠/٣٠قابل توجیهگزارش
7 | 0
atomist١٥:٠٥ - ١٣٩٩/١٠/٢٧ذره گراگزارش
0 | 0
conservation١١:٢٠ - ١٣٩٩/١٠/٢٧ماندگاریگزارش
2 | 0
encase١٩:١٢ - ١٣٩٩/١٠/٢٤در دل هم قرار گرفتنگزارش
5 | 0
louche٢٠:٤٥ - ١٣٩٩/١٠/٢٣بدنام، بی اعتبارگزارش
0 | 0
retain٢٠:٣٧ - ١٣٩٩/١٠/٢٢اِعمال کردنگزارش
7 | 0
champion١٠:٤٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٢برترین در یک رشتهگزارش
5 | 1
tradition٢٣:٤٠ - ١٣٩٩/١٠/١٩مذهب ( در مورد ادیان )گزارش
2 | 1
anticlericalism٢٢:٥٧ - ١٣٩٩/١٠/١٩نظریه مخالفت با دخالت دین در سیاستگزارش
2 | 0
cure٢٢:٤٩ - ١٣٩٩/١٠/١٩کشیش ( در فرانسوی با اَکسان روی e )گزارش
5 | 1
off the peg٢٢:٣٨ - ١٣٩٩/١٠/١٩سری دوزیگزارش
12 | 1
discrepancy١٩:٢٥ - ١٣٩٩/١٠/١٩ناسازگاریگزارش
2 | 0
weighty٢٠:٠٩ - ١٣٩٩/١٠/١٧اساسیگزارش
0 | 0
hack١٣:١٦ - ١٣٩٩/١٠/١٧قلم به مزد ( در مورد نویسندگان و ادبیات )گزارش
7 | 0
bete noire١٩:٥١ - ١٣٩٩/١٠/١٦فرد منفور آدم بدهگزارش
0 | 0
litter١٩:١٩ - ١٣٩٩/١٠/١٦آلوده یا کثیف کرونگزارش
7 | 1
typify١٤:٠١ - ١٣٩٩/١٠/١٤معرفی کردنگزارش
0 | 0
typify١٤:٠٠ - ١٣٩٩/١٠/١٤دسته بندی کردنگزارش
0 | 0
novelty٠٧:٤٦ - ١٣٩٩/١٠/١٤خبر ( به ویژه در شکل جمع )گزارش
2 | 0
rail٢٢:٠٦ - ١٣٩٩/١٠/١٣گلایه از چیزیگزارش
5 | 0
eloquent٢٠:٠٢ - ١٣٩٩/١٠/١٣خوش ذوقگزارش
5 | 1
injenious٢٠:٠٢ - ١٣٩٩/١٠/١٣خلاقگزارش
0 | 0
heartbreaking٢٠:٥٨ - ١٣٩٩/١٠/١٢اندوه بارگزارش
2 | 0
locality١٤:٢٠ - ١٣٩٩/١٠/١٢موقعیت محلیگزارش
7 | 0
chorography١٣:٢٢ - ١٣٩٩/١٠/١٢علم تحلیل نقشهگزارش
0 | 0
formulation٠٨:٥٥ - ١٣٩٩/١٠/١٢قاعده گذاریگزارش
7 | 0
actant١٠:١١ - ١٣٩٩/١٠/٠٨عامل ساختاری اصلیگزارش
0 | 0
node٠٩:٤٥ - ١٣٩٩/١٠/٠٨نقطه تماسگزارش
2 | 0
preserve٠٩:٠٣ - ١٣٩٩/١٠/٠٨پاسداشتگزارش
2 | 1
deliberately١٨:٥٧ - ١٣٩٩/١٠/٠٧عامدانهگزارش
7 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



grind٠٧:٥٤ - ١٤٠٠/٠٦/١٦
• He ground the nuts according to the recipe.
او مغزها را بر اساس دستور تهیه ( یا پخت بسته به متن ) آسیاب کرد
0 | 0