پیشنهادهای متین (١٦)
اِشکال در زبان لارستانی ( اَچُمی ) یعنی پازن
دینه دوز در زبان لارستانی ( اَچُمی ) به فردی که مرموز و پنهان کار است میگن
جاگه در زبان لارستانی ( اَچُمی ) یعنی رختخواب یعنی جای گا. . ی. . دن حالا من خیلی بی ادبی گفتم ولی ریشه در این دارد
توره از زبان لارستانی ( اَچُمی ) گرفته شده پ به معنی شغال است
در زبان لارستانی ( اَچُمی ) یعنی چوب لباسی
در زبان لارستانی ( اَچُمی ) میشه صحرا یا دشت
درزبان لارستانی ( اَچُمی ) یعنی کفش
در زبان لارستانی ( اَچُمی ) به پیراهن کمیس می گویند
گزرک به معنی هویچ هست در زبان لارستانی ( اَچُمی ) ولی مختص این زبان نیست این واژه مختص جغرافیای جنوب ایران هست یعنی جنوب فارس و هرمزگان و جنوب کرمان ...
پِرِخَه در زبان لارستانی ( اَچُمی ) یعنی نشتی دادن
بالَک در زبان لارستانی ( اَچُمی ) یعنی تاقچه
بِریخ در زبان لارستانی ( اَچُمی ) یعنی آفتابه
چِل در زبان لارستانی ( اَچُمی ) یعنی دَرز یا لا پ یک مترادف دارد به نام اِزبِل
اِزبِل در زبان لارستانی ( اَچُمی ) یعنی دَرز یا لا پ یک مترادف دارد به نام چِل
خلاصه مرد همجنسگرا مفعول
خونگی ریشه در زبان لارستانی ( اچمی ) دارد که به معنای خواهر کوچک تر است