دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٧٠٠
رتبه در دیکشنری
٤,٥٥٨
لایک
٥٠
دیسلایک
٨
جدیدترین پیشنهادها
٩ ماه پیش
٠
Plagued with درگیر چیزی بودن مثلا They are plagued with problems اونها درگیر مشکلات بودند
٢ سال پیش
٠
به عنوان قید اصلا، به هیچ عنوان
٢ سال پیش
٠
Recurring event
٤ سال پیش
١٢
عصبی بودن
٤ سال پیش
-٣
مدیریت مالی کردن ( مثلا خرج زندگی )
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
٦
رأی
١٠١
بازدید
١٦,٠٠٠
تومان
Phil has always been a little absent minded, but this takes the cake
١ ماه پیش
٦
رأی
سلام این عبارت اگر اشتباه نکنم مربوط به کتاب Summit1 هست. معنی این میشه: فیل همیشه یکم حواسپرت (گیج یا فراموشکار) هستش، ولی ایندفعهش دیگه شورش رو درآورد. (یعنی اینبار دیگه خیلی بد بود)
١ ماه پیش