برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مبین عصمتی

مبین عصمتی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 من یه جایی دیدم که معنی فرش میداد.
Carpet
١٤٠٠/٠١/١٢
|

2 خبرنگار آنلاین ١٣٩٩/١١/١٤
|

3 جوش‌ها و آکنه‌ای که روی پشت در میاد.
مخففش میشه bacne
١٣٩٩/١١/١٣
|

4 زدی به هدف، چقدر درد داشت
جمله‌ای که وقتی تیکه بندازن استفاده میشه
١٣٩٩/١١/١٢
|

5 برنده‌ی بی‌جنبه هم معنای بسیار خوبیه ١٣٩٩/١١/١٢
|

6 انفجار خودکار ١٣٩٩/١١/١٢
|

7 مخفف مشکل‌ساز ١٣٩٩/١١/١١
|

8 لو رفتن ١٣٩٩/١١/١١
|

9 توی شعبده بازی اینا معنی حیله یا ترفند می‌تونه بده. اما مثلا توی اسکیت سواری به معنی حرکت و حرکت زدنه.
Thats the trick you wanna do?
١٣٩٩/١١/٠٩
|

10 بازوی لیزر انداز
موشک انداز
بمب افکن
١٣٩٩/١١/٠٧
|

11 از سر کسی زیادی بودن.
مثلا، دختره خیلی خوشگله، به پسره میگه �من لیمه دهنت نیستم جوجو�
١٣٩٩/١١/٠٧
|

12 نالوطی
کسی که در یک مسابقه پیروز میشه و به رقیب فخر می‌فروشه.
١٣٩٩/١١/٠٦
|

13 اشتباه می‌کنی!
دوباره تلاش کن!
بازم امتحان کن!
زمانی که طرف مورد نظر حرفی بزنه که اشتباه باشه. شما این واکنش رو نشون می‌دید.
١٣٩٩/١١/٠٤
|

14 یه دوستی �قرتی غضنفر� رو بجاش پیشنهاد دادن و به محتوی می‌خورد. ١٣٩٩/١٠/١١
|

15 لباس یقه هفتی ١٣٩٩/١٠/١٠
|

16 تیکه کلام ١٣٩٩/١٠/٠٨
|

17 چشم‌هایی که سر نیستن و روی پایه‌ای چیزی قرار دارن. مثل چشمای حلزون. ١٣٩٩/١٠/٠٦
|

18 متلک انداختن، تیکه انداختن به کسی ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

19 Open up my definition of something...
تعریفم رو از فلان چیز گسترش بدم...
١٣٩٩/١٠/٠٣
|

20 لاکپشت زمینی
قادر به شنا نیست و با تورتل فرق داره.
١٣٩٩/١٠/٠٢
|

21 چیزی رو پودر کردن ١٣٩٩/٠٩/٣٠
|

22 بی آلایش
صاف و ساده
١٣٩٩/٠٩/٣٠
|

23 ضریب خطا ١٣٩٩/٠٩/٣٠
|

24 What's the deal with something?
جریان این چیزه چیه؟
١٣٩٩/٠٩/٢٩
|

25 باهوش ١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

26 باهوش ١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

27 افتابی شدن در جایی ١٣٩٩/٠٩/٢٤
|

28 مخفف
Deep and meaningfull
عمیق و معنادار
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

29 پا پس کشیدن ١٣٩٩/٠٩/٠١
|

30 آینده‌ی روشنی داشتن. ١٣٩٩/٠٨/٢٢
|

31 تلافی کردن ١٣٩٩/٠٧/٢١
|