مبین عصمتی

مبین عصمتی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



carp٠١:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/١٢من یه جایی دیدم که معنی فرش میداد. Carpetگزارش
2 | 1
digital reporter١٢:٤٣ - ١٣٩٩/١١/١٤خبرنگار آنلاینگزارش
5 | 0
back acne١٢:٥٥ - ١٣٩٩/١١/١٣جوش ها و آکنه ای که روی پشت در میاد. مخففش میشه bacneگزارش
5 | 0
shoots and scores١٣:٣٨ - ١٣٩٩/١١/١٢زدی به هدف، چقدر درد داشت جمله ای که وقتی تیکه بندازن استفاده میشهگزارش
5 | 0
sore winner٠٩:٢٩ - ١٣٩٩/١١/١٢برنده ی بی جنبه هم معنای بسیار خوبیهگزارش
2 | 0
fail safe٠٩:٢٧ - ١٣٩٩/١١/١٢انفجار خودکارگزارش
2 | 1
prob١٩:٠٦ - ١٣٩٩/١١/١١مخفف مشکل سازگزارش
2 | 0
compromised١٨:٣٣ - ١٣٩٩/١١/١١لو رفتنگزارش
9 | 0
trick٠٧:٠٧ - ١٣٩٩/١١/٠٩توی شعبده بازی اینا معنی حیله یا ترفند می تونه بده. اما مثلا توی اسکیت سواری به معنی حرکت و حرکت زدنه. Thats the trick you wanna do?گزارش
2 | 0
arm cannon١٦:٢٥ - ١٣٩٩/١١/٠٧بازوی لیزر انداز موشک انداز بمب افکنگزارش
2 | 0
way out of his league١١:٠٠ - ١٣٩٩/١١/٠٧از سر کسی زیادی بودن. مثلا، دختره خیلی خوشگله، به پسره میگه �من لقمه دهنت نیستم جوجو�گزارش
12 | 0
sore winner١٥:٣٩ - ١٣٩٩/١١/٠٦نالوطی کسی که در یک مسابقه پیروز میشه و به رقیب فخر می فروشه.گزارش
5 | 0
guess again٠٧:١٨ - ١٣٩٩/١١/٠٤اشتباه می کنی! دوباره تلاش کن! بازم امتحان کن! زمانی که طرف مورد نظر حرفی بزنه که اشتباه باشه. شما این واکنش رو نشون می دید.گزارش
2 | 0
fancy pants١٣:٤٠ - ١٣٩٩/١٠/١١یه دوستی �قرتی غضنفر� رو بجاش پیشنهاد دادن و به محتوی می خورد.گزارش
9 | 0
deep v١٩:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/١٠لباس یقه هفتیگزارش
5 | 0
catch phrase١٧:٥٣ - ١٣٩٩/١٠/٠٨تیکه کلامگزارش
9 | 1
stalk١٨:٣٦ - ١٣٩٩/١٠/٠٦چشم هایی که سر نیستن و روی پایه ای چیزی قرار دارن. مثل چشمای حلزون.گزارش
7 | 0
shade١٥:٤٩ - ١٣٩٩/١٠/٠٤متلک انداختن، تیکه انداختن به کسیگزارش
23 | 1
open up٠٩:٥٤ - ١٣٩٩/١٠/٠٣Open up my definition of something. . . تعریفم رو از فلان چیز گسترش بدم. . .گزارش
16 | 0
tortoise١٧:٤٠ - ١٣٩٩/١٠/٠٢لاکپشت زمینی قادر به شنا نیست و با تورتل فرق داره.گزارش
16 | 0
pulverised١٩:٠٠ - ١٣٩٩/٠٩/٣٠چیزی رو پودر کردنگزارش
7 | 0
smooth١٦:٤٩ - ١٣٩٩/٠٩/٣٠بی آلایش صاف و سادهگزارش
16 | 0
margin of error٠٥:٠٠ - ١٣٩٩/٠٩/٣٠ضریب خطاگزارش
18 | 0
deal with٠٨:٤٨ - ١٣٩٩/٠٩/٢٩What's the deal with something? جریان این چیزه چیه؟گزارش
14 | 1
quick on the feet٠٢:٤٣ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧باهوشگزارش
9 | 0
quick on feet٠٢:٤٣ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧باهوشگزارش
9 | 0
swing٢٣:١٠ - ١٣٩٩/٠٩/٢٤افتابی شدن در جاییگزارش
14 | 1
dnm٠٢:٠٤ - ١٣٩٩/٠٩/١٧مخفف Deep and meaningfull عمیق و معنادارگزارش
12 | 0
cave in٠٠:٢٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠١پا پس کشیدنگزارش
12 | 0
up and coming٢٠:٠٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢آینده ی روشنی داشتن.گزارش
14 | 0