بچه خوب و مودب😉

بچه خوب و مودب😉

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



myth١٣:٥٧ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣ی جاهایی افسانه معنی میشه ی جاهایی اسطوره معنی میشهگزارش
14 | 1
narrate١٣:٥٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣گفتن داستان بطور مفصل و همراه با جزییات نقل کردن to tell a story in detailگزارش
0 | 1
timeless١٣:٤٨ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣ماندگار جاویدان فراموش نشدنی timeless یعنی یک چیز خوب که با گذشت زمان فراموش نمیشه من ماندگار معنی میکنمگزارش
16 | 1
mishap٢٢:٥٦ - ١٤٠٠/٠٢/١١حادثه ناگوار - حادثه تلخ happy شاد بودن mishap حادثه تلخی که شادی رو در اون لحظه خراب میکنهگزارش
5 | 1
lost and found office٠١:٥٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣lost and found office قسمت اشیاء گم شده lost گم شده یعنی کسانی که چیزی گم کردن مراجعه کنن ببینن اینجا هست یا نه؟ found پیدا شده یعنی اگه چیزیی پیدا ش ... گزارش
2 | 1
sore٠٠:٢١ - ١٤٠٠/٠١/٣١جای زخم - درد - زجر گزارش
12 | 1
unless٢١:٤٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٨خیلی ساده میگم که گیج کننده نباشه unless دو حالت داره یا وسط جمله میاد یا اول جمله اگه وسط جمله بیاد فقط ترجمه میکنیم مگر اینکه We won't go unless w ... گزارش
71 | 1
in just a few years١٩:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٩in just ظرف فقط in just a few years ظرف فقط چند سال in just a few minutes ظرف فقط چند دقیقهگزارش
5 | 1
clog١٨:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٩گیر کردن - مسدود شدن Over many years, the pipes had got clogged up with grease طی سالها لوله ها گیر کرده بودند ( مسدود شده بودند ) با چربیگزارش
12 | 1
overview٢٠:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٤overview of مروری بر . . . . general overview of مروری کلی بر. . .گزارش
14 | 1
rash١٤:١٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٤rash یعنی جوش روی صورت - عجولانه مسابقه اسب سواری که فارسی بهش بگن ریس همون race مشه race یعنی مسابقه دو race horse مسابقه اسب سواریگزارش
12 | 1
لیمو عمانی١٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٤dried limes میشه آهک خشک شده dried lemon لیمو خشک فعلاً معنی درست که میشه براش گفت Omani lemon دهخدا هم گفته لیمویی که از عمان آورندگزارش
18 | 1
dilemma١٨:٠٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٣dilemma یعنی difficult situation یکی نوشته قرار گرفتن در وضعیت دشوار یا تصمیم گیری هنگام قرار گرفتن سر دوراهی اگه نظر دیگه ای دارین کامنت بزارین وگر ... گزارش
30 | 1
improve١٧:٥٣ - ١٤٠٠/٠١/٠٣یکی نوشته بهبود بخشیدن - پیشرفت کردن وقتی درست نوشته لایک کنیم چرا نفرات بعدی همون رو مثل طوطی تکرار میکننگزارش
44 | 2
horn١٧:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٣یکی نوشته در بعضی جمله ها میشه بوق و در بعضی جمله ها میشه شاخ وقتی درست نوشته لایک کنیم چرا نفرات بعدی همون رو مثل طوطی تکرار میکننگزارش
64 | 1
noted١٢:٢١ - ١٤٠٠/٠١/٠٣اشاره شده - ذکر شده - یادداشت شده مشهور - معروفگزارش
18 | 1
incase١٤:٠٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٢Just in case محض احتیاط in case احتیاطاً اگر in case you missed it احتیاطاً اگه اونو گم کردی take this umbrella in case it rains این چتر رو بردار احت ... گزارش
16 | 1
now that١٣:٢٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٢بهترین معنی برای now that حالا که حالا که اینجوریه پس منم فلان میکنم گزارش
30 | 1
plethora١٧:٢٢ - ١٤٠٠/٠١/٠١plethora of = a lot ofگزارش
16 | 1
mesmerize١٧:١٨ - ١٤٠٠/٠١/٠١مجذوب شدن در حد مبهوت شدن مجذوب چیزی شدنگزارش
12 | 1
disadvantage١٠:٠٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٩advantages مزایا disadvantages معایبگزارش
30 | 1
stun٠٩:٥٦ - ١٣٩٩/١٢/٢٩stunned گیح شده stunning گیج گنندهگزارش
9 | 0
astonish٠٩:٥١ - ١٣٩٩/١٢/٢٩astonished مات و متحیر شده astonishing شکفت آورگزارش
9 | 0
interfere١٩:٤١ - ١٣٩٩/١٢/٢١interfere in دخالت کردن در interfere with تداخل داشتن با به حرف اضافه in و with توجه کنید معنی مشخص میشه به همین سادگیگزارش
76 | 0
be used to٢١:٢٩ - ١٣٩٩/١٢/٢٠کاری که قبلا انجام میشده الان انجام نمیشه subject use to کاری که قبلا انجام میشده هنوز ادامه داره Subject am, is, are used toگزارش
18 | 1
used to٢١:٢٧ - ١٣٩٩/١٢/٢٠من فکر میکنم خانم لاله بنی اسد درست گفته بقیه همه نظر اشتباه دادنگزارش
12 | 1
accustomed٢١:١٧ - ١٣٩٩/١٢/٢٠accustomed to عات کرده به accustomed smile لبخند همیشگی accustomed drink نوشیدنی همیشگیگزارش
18 | 0
struck٠٠:١٠ - ١٣٩٩/١٢/١٧مصیبت دیده مصیبت کشیده منظور از مصیبت سختی های ایجاد شده در اثر یک حادثه ( سیل - طوفان - زلزله )گزارش
14 | 0
make sense٢٠:٣٨ - ١٣٩٩/١٢/١٣it makes sense to منطقی به نظر میرسه که it doesnt make sense to منطقی به نظر نمیرسه که make sense of فهمیدن - درک کردن به حرف اضافه to و of توجه کنید ... گزارش
67 | 0
certificate٢١:٢٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٨گواهی - گواهینامه - تصدیق - تصدیق نامه - جوازگزارش
14 | 0
exclamation٢٠:١٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٨فریاد ندا علامت تعجب در گرامرگزارش
16 | 1