دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
١٥
رتبه
رتبه در دیکشنری
٢٧,١١٥
لایک
لایک
١
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

someone who is aggressive and ready to fight and argue کسی که زود جبهه می گیره و آمادۀ بحث کردنه - رفتار خصمانه داره - پرخاشگر با towards هم کاربرد ...

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

از فعل condole میاد به معنی همدردی کردن با غم کسی و به اصطلاح در غم کسی شریک بودن ( چراکه این همدردی برای موقعی هست که عزیزی رو از دست داده باشن ) - ...

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

( Linguistics ) = unique feature of human language allowing to talk about things and events that refer to past or future or something whose existance ...

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
١

این دو واژه رو اشتباه نگیریم procrastinate = to delay doing something prognosticate = to predict , foretell اولی: به معنی دست دست کردن و به تاخیر ان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٠

starter ( Br. ) = a small amount of food eaten before the main meal dessert = sweet food eaten at the end of the meal An example: If she had refused ...

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.