برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

اِم هلیش

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 عمل وظیفه یا مسئولیتی را به کسی محول کردن /سپردن ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

2 -انتظار اتفاقی رو داشتن یا اتفاقی را پیش بینی کردن- تو این فعل
از قبل میدونی ک ممکنه اتفاق بیفته و خودت رو براش آماده کردی...
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

3 جامعه یِ , اجتماعِ...
our community
خود کلمه به تنهایی: جامعه , اجتماع
community
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

4 لباس مخصوص پوشیدن ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

5 دلیل ١٣٩٩/٠٢/١٢
|

6 قرار بودن ١٣٩٩/٠٢/١٢
|

7 قرار بودن ١٣٩٩/٠٢/١٢
|

8 کسی را انجام کاری گذاردن
(به کسی اجازه کاری دادن)
my boss lets me go home on Fridays
صابکارم جمعه ها میزاره زود برم خونه
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

9 بجاش
در آخر جمله بعنوان transition به' بجاش' ترجمه میکنیم.
Can we make it Friday morning instead?
میتونیم صبح جمعه بیایم بجاش؟

١٣٩٩/٠٢/١٠
|

10 مثلا
Can you make it on Monday morning, say?
میتونی بیای صبح دوشنبه مثلا؟
١٣٩٩/٠٢/١٠
|

11 طاقت آوردن ١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

12 مایل بودن
Do you fancy trying Chinese food tonight?
مایلی امشب غذای چینی امتحان کنی؟

اولین پست بنده درسایت
باتشکر از آبادیس
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 anticipate
• Do you anticipate any trouble?
• هر مشکلی رو پیش بینی میکنی؟
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

2 anticipate
• Anticipate any tough questions and rehearse your answers.
• انتظار هر سوال سختی رو داشته باشید و راه حل هاتون رو(براش) تمرین کنید
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

3 dress up
• Little girls dress up as angels for fiestas.
• دختر بچه ها برای جشن لباس فرشته ها رو میپوشند
١٣٩٩/٠٢/١٩
|