برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مرتضی حمزه سرکانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

51 be apologetic about: از چیزی شرمنده بودن؛ به خاطر چیزی متأسف بودن ١٤٠٠/٠٢/٢٩
|

52 مایۀ سرقت؛ اسباب سرقت؛ موجب سرقت ١٤٠٠/٠٢/٢٨
|

53 خود را به جاى ديگرى معرفى کردن يا جا زدن
قانون ـ فقه : اختيار کردن سمت مجعول
١٤٠٠/٠٢/٢٧
|

54 1. با کسی جنگ کردن، با کسی جنگیدن
2. (بیماری، فقر و غیره): مبارزه کردن با، جنگیدن با
١٤٠٠/٠٢/٢٤
|

55 To finish something with an advantage, often in the form of a profit ١٤٠٠/٠٢/٢٣
|

56 to be at risk financially because you have invested in something that you want to happen ١٤٠٠/٠٢/٢٣
|

57 to have/not have an interest in a conflict
در یک درگیری/کشمکش منافعی داشتن
١٤٠٠/٠٢/٢٣
|

58 پیشگویی معطوف به مقصود، پیش بینی معطوف به آرزو، پیشگویی صادقانه ١٤٠٠/٠٢/٢٢
|

59 "Unbanked" یا " underbanked" كساني هستند كه به بانك‌ها يا خدمات مالي اصلي دسترسي ندارند. شرکت‌های فین تک مختلف محصولاتی را با هدف رسیدگی به این بخش ا ... ١٤٠٠/٠٢/٢١
|

60 کوته بینی؛ نزدیک بینی؛ بی‌بصیرتی؛ کوته نظری ١٤٠٠/٠٢/١٩
|

61 خود ایفا ١٤٠٠/٠٢/١٣
|

62 در روانشناسی: تخیل فعال؛ تجسم هدایت شده ١٤٠٠/٠٢/١٢
|

63 روانشناسی: حذف رویدادها و اطلاعات مثبت ١٤٠٠/٠٢/٠٨
|

64 زود قضاوت کردن؛ عجولانه نتیجه گیری کردن ١٤٠٠/٠٢/٠٧
|

65 نشانه شناسی( در بيمارى)،(طب )علم شناسايی نشانه هاى بيمارى ،هم افت شناسی
روانشناسی : نشانه شناسی
١٤٠٠/٠٢/٠٥
|

66 بهتره برای این عبارت از �فوق الذکر� استفاده نکنید. این نمونۀ غیرمعیار است. به جای اون بهتره از معادل‌هایی مانند زیر استفاده بشه:
یاد شده در بالا، ...
١٤٠٠/٠٢/٠٤
|

67 (پول، وزن، طول و غیره): واحد ١٣٩٩/١١/٢٧
|

68 نوآفرینی یا بدیعه پردازی ١٣٩٩/١٠/٢٧
|

69 نقش زمین کردن؛
گیج و منگ کردن، مات و مبهوت کردن، حیرت زده کردن؛
مست و منگ کردن؛ داغون کردن؛ از پا درآوردن
١٣٩٩/١٠/٢٦
|

70 از چیزی آگاه شدن؛ از چیزی مطلع شدن؛ ١٣٩٩/١٠/٢٦
|

71 1. ساختمان انجمن؛ ساختمان اجتماعات
2. (محل) انجمن دوستان
3. عبادتگاه، نیایش‌گاه
١٣٩٩/١٠/٢٦
|

72 واضح، مبرهن ١٣٩٩/١٠/٢٥
|

73 مقتدر، ١٣٩٩/١٠/٢٤
|

74 پشت سر هم ١٣٩٩/١٠/١٩
|

75 ساختمان اداری ١٣٩٩/١٠/١٩
|

76 خرده فرهنگ ١٣٩٩/١٠/١٩
|

77 زمین زراعی ١٣٩٩/١٠/١٩
|

78 در/با یک حرکت، به یک ضرب، با یک اقدام قاطع و سریع ١٣٩٩/١٠/١٩
|

79 1. موجود 2. در دست اقدام، در جریان؛ در حال تکمیل؛ در دست رسیدگی، تحت مطالعه
١٣٩٩/١٠/١٩
|

80 محیط بان ١٣٩٩/١٠/١٩
|

81 چیزهایی مانندِ؛ چیزهایی مثلِ؛ امثالِ؛ آدم‌هایی شبیهِ/مثلِ ١٣٩٩/١٠/١٧
|

82 (در مدرسه و غیره): کم کوشی، کم کاری، تنبلی، قصور ١٣٩٩/١٠/١٧
|

83 در شرایط بد ١٣٩٩/١٠/١٥
|

84 strike/touch a chord: (سخنرانی و غیره): به دل نشستن؛ گُل کردن
(سخنران و غیره): در دل مخاطبانِ خود راه یافتن
(اسم و غیره): زنگِ آشنایی داشتن؛ آش ...
١٣٩٩/١٠/١٥
|

85 بررسی تلفیقی ١٣٩٩/١٠/١٢
|

86 1- (مربوط به) توسعه طلبی؛ (شخص ) توسعه طلب؛ (رفتار) توسعه طلبانه)
2- توسعه طلب
١٣٩٩/١٠/١٢
|

87 نگارش توصیفی و زیبا ١٣٩٩/١٠/١١
|

88 (شخص) مستقل؛ بی‌طرف
(عقیده، رفتار) بی‌طرفانه؛خالی از تعصب؛
١٣٩٩/١٠/٠٨
|

89 به طور موقت؛ احتمالاً؛ موقتاً؛ به طور آزمایشی ١٣٩٩/١٠/٠٨
|

90 کلیشه‌ای، قالبی، تکراری ١٣٩٩/٠٩/٢٩
|

91 به طوری مؤثر، سودمند ١٣٩٩/٠٩/٢٨
|

92 جزئیات ١٣٩٩/٠٩/٢٣
|

93 زیست شناسی: هم کشتی ١٣٩٩/٠٤/٠٦
|

94 ترانسکریپتوم ١٣٩٩/٠٤/٠٤
|

95 روانشناسی: بهزیستی ١٣٩٩/٠٣/٢٥
|

96 1. ضربه، مشت. 2. ضربه، شوک
3. فاجعه، ضایعه
١٣٩٩/٠٣/١٢
|

97 مصرف گرا ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

98 به درد نخور ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

99 آزارنده. ناراحت کننده ١٣٩٩/٠٣/٠٥
|

100 روانشناسی: وسواس جبری ١٣٩٩/٠٣/٠٢
|