برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مرتضی حمزه سرکانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 نوآفرینی یا بدیعه پردازی ١٣٩٩/١٠/٢٧
|

2 نقش زمین کردن؛
گیج و منگ کردن، مات و مبهوت کردن، حیرت زده کردن؛
مست و منگ کردن؛ داغون کردن؛ از پا درآوردن
١٣٩٩/١٠/٢٦
|

3 از چیزی آگاه شدن؛ از چیزی مطلع شدن؛ ١٣٩٩/١٠/٢٦
|

4 1. ساختمان انجمن؛ ساختمان اجتماعات
2. (محل) انجمن دوستان
3. عبادتگاه، نیایش‌گاه
١٣٩٩/١٠/٢٦
|

5 واضح، مبرهن ١٣٩٩/١٠/٢٥
|

6 مقتدر، ١٣٩٩/١٠/٢٤
|

7 پشت سر هم ١٣٩٩/١٠/١٩
|

8 ساختمان اداری ١٣٩٩/١٠/١٩
|

9 خرده فرهنگ ١٣٩٩/١٠/١٩
|

10 زمین زراعی ١٣٩٩/١٠/١٩
|

11 در/با یک حرکت، به یک ضرب، با یک اقدام قاطع و سریع ١٣٩٩/١٠/١٩
|

12 1. موجود 2. در دست اقدام، در جریان؛ در حال تکمیل؛ در دست رسیدگی، تحت مطالعه
١٣٩٩/١٠/١٩
|

13 محیط بان ١٣٩٩/١٠/١٩
|

14 چیزهایی مانندِ؛ چیزهایی مثلِ؛ امثالِ؛ آدم‌هایی شبیهِ/مثلِ ١٣٩٩/١٠/١٧
|

15 (در مدرسه و غیره): کم کوشی، کم کاری، تنبلی، قصور ١٣٩٩/١٠/١٧
|

16 در شرایط بد ١٣٩٩/١٠/١٥
|

17 strike/touch a chord: (سخنرانی و غیره): به دل نشستن؛ گُل کردن
(سخنران و غیره): در دل مخاطبانِ خود راه یافتن
(اسم و غیره): زنگِ آشنایی داشتن؛ آش ...
١٣٩٩/١٠/١٥
|

18 بررسی تلفیقی ١٣٩٩/١٠/١٢
|

19 1- (مربوط به) توسعه طلبی؛ (شخص ) توسعه طلب؛ (رفتار) توسعه طلبانه)
2- توسعه طلب
١٣٩٩/١٠/١٢
|

20 نگارش توصیفی و زیبا ١٣٩٩/١٠/١١
|

21 (شخص) مستقل؛ بی‌طرف
(عقیده، رفتار) بی‌طرفانه؛خالی از تعصب؛
١٣٩٩/١٠/٠٨
|

22 به طور موقت؛ احتمالاً؛ موقتاً؛ به طور آزمایشی ١٣٩٩/١٠/٠٨
|

23 کلیشه‌ای، قالبی، تکراری ١٣٩٩/٠٩/٢٩
|

24 به طوری مؤثر، سودمند ١٣٩٩/٠٩/٢٨
|

25 جزئیات ١٣٩٩/٠٩/٢٣
|

26 زیست شناسی: هم کشتی ١٣٩٩/٠٤/٠٦
|

27 ترانسکریپتوم ١٣٩٩/٠٤/٠٤
|

28 روانشناسی: بهزیستی ١٣٩٩/٠٣/٢٥
|

29 1. ضربه، مشت. 2. ضربه، شوک
3. فاجعه، ضایعه
١٣٩٩/٠٣/١٢
|

30 مصرف گرا ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

31 به درد نخور ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

32 آزارنده. ناراحت کننده ١٣٩٩/٠٣/٠٥
|

33 روانشناسی: وسواس جبری ١٣٩٩/٠٣/٠٢
|

34 به طور تشریحی
به صورت توصیفی
١٣٩٩/٠٣/٠٢
|

35 آگاه گرانه ١٣٩٩/٠١/١٨
|

36 ارائه اسلایدی (Pitch Deck) که به آن ارائه کوتاه یا ارائه استارت آپی هم گفته می شود، معمولا یک ارائه� ی ۱۰ تا ۲۰ اسلایدی است که برای معرفی مختصر شرکت، ... ١٣٩٨/١٢/٠٣
|

37 معجونِ حیات‌بخش
شربتِ حیات‌بخش
١٣٩٨/١١/٣٠
|

38 بسیار آهسته
بسیار کند
١٣٩٨/١١/٠١
|

39 (در بریتانیا، کشاورزی): زمین‌ استیجاری ١٣٩٨/١٠/١٢
|

40 حتمی، آنچه که وقوع آن حتمی است ١٣٩٨/٠٩/٢٥
|

41 ضد پیری ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

42 محافظت آنتی اکسیدانی ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

43 معادل Propionibacterium acnes : پروپیومی باکتریوم آکنس. نام باکتری آکنه ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

44 نیمه نظارتی
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

45 هزینهیابی بر مبنای فعالیت زمانگرا ١٣٩٨/٠٩/١٣
|

46 داشبورد کسب و کار: داشبورد کسب و کار یک ابزار مدیریت اطلاعات است که از طریق دنبال کردن و نشان دادن وضعیت شاخصهای کلیدی عملکرد (KPIs)، متریکها و سایر ... ١٣٩٨/٠٩/١٣
|

47 رشته‌ی فیزیک: فسفورن ١٣٩٨/٠٩/١٢
|

48 با فلاکت زندگی کردن
با نان خالی سر کردن
از گلوی خود زدن
یک قران یک قران پس انداز کردن
١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

49 مقیاس پذیری ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

50 با اهمیت
معتبر
با اعتبار
١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 take a bow
• The music ended and the girl took a bow.
• پس از پایان موسیقی، دختر در برابر تماشاچیان تعظیم کرد.
١٣٩٧/٠٧/٠٩
|