مهرداد شریف

مهرداد شریف

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



snug٠٢:١١ - ١٣٩٩/١١/٢٩( لباس ) جذب، چسبان، تنگ Tight - fitting Close - fitting Snug - fitting Skintight Tight گزارش
9 | 0
joint٢٠:٤٥ - ١٣٩٩/١١/٢٨joint military maneuver رزمایش مشترک، مانور نظامی مشترکگزارش
5 | 0
joint١٠:٢٨ - ١٣٩٩/١١/٢٨JCPOA: Joint Comprehensive Plan of Action برجام: برنامه جامع اقدام مشترکگزارش
9 | 1
seriously١٥:٠٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣seriously ill ( هم آیند ) شدیدا بیمار، بطور جدی مریض، بطور حاد ناخوشگزارش
9 | 1
ill١٥:٠١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣seriously ill ( هم آیند ) شدیدا بیمار، بطور جدی مریض، بطور حاد ناخوشگزارش
7 | 0
untrained١٤:٥٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣untrained in sth آموزش ندیده در یک حوزه ی خاص untrained in accounting آموزش ندیده در زمینه حسابداریگزارش
5 | 1
untrained١٤:٥٠ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣to the untrained eye/ear/palate به چشم/گوش/ذائقه یک ( فرد ) غیرمتخصصگزارش
7 | 0
similar١٤:٤٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣remarkably similar این ترکیب یک هم آیند پرکاربرد در زبان انگلیسی است. بطور چشمگیری شبیه فوق العلاده شبیهگزارش
0 | 1
remarkably١٤:٤٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣remarkably similar این ترکیب یک هم آیند پرکاربرد در زبان انگلیسی است. بطور چشمگیری شبیه فوق العلاده شبیهگزارش
5 | 0
jaded١٤:٣١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣jaded palate ذائقه ی اشباع شدهگزارش
2 | 0
synoptic١٤:٢٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣synoptic station ایستگاه هواشناسیگزارش
0 | 0
horizon١٤:٢٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣on the horizon چشم انداز و دور نما در آینده محتمل در آیندهگزارش
12 | 1
wire١٤:٢٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣Get one's wire crossed از این اصطلاح زمانی استفاده میشود، که یک سو تفاهم و یا سو تعیبر میان دو نفر بوحود بیاید. گیج شدن، منظور کسی را درست نفهمیدن، ... گزارش
5 | 1
disenchanted١٣:١٤ - ١٣٩٨/٠٣/٠٨Disenchanted with مایوس از ناامید از ناراضی از ناکام ازگزارش
23 | 0
resolute٠٠:٥٩ - ١٣٩٨/٠٣/٠٤قاطع راسخ محکم Resolute determination اراده راسخ Resolute opposition مخالفت قاطع Resolute leadership رهبری قاطعگزارش
12 | 1
fad٠١:٥٢ - ١٣٩٧/٠٥/١١تب و تابگزارش
25 | 1
noctivagant١٣:٤١ - ١٣٩٧/٠٥/١٠شبگردگزارش
2 | 0
pleonastic٢٠:٢٥ - ١٣٩٧/٠٤/٢٩دارای اطناب حشو زائد مطول گزارش
2 | 0
intermittent١٣:٤٢ - ١٣٩٧/٠٤/١٧Intermittent rain بارش پراکندهگزارش
21 | 0
unremitting٠١:٣١ - ١٣٩٧/٠٤/١٧Unremitting pain درد بی وقفه درد لاینقطعگزارش
0 | 0
all encompassing١٨:٢٩ - ١٣٩٧/٠٤/١٦کلی جامع همه جانبه همگانیگزارش
25 | 0
all embracing١٨:٢٦ - ١٣٩٧/٠٤/١٦همه جانبه همگانی جامع همه شمولگزارش
21 | 0
opulent٠١:٢٤ - ١٣٩٧/٠٤/١٤An opulent hotel An opulent lifestyle مجلل، باشکوهگزارش
18 | 0
to and fro٠١:١٦ - ١٣٩٧/٠٤/١٤To - and - fro ( Informal ) رفت و آمد آمد و شدگزارش
9 | 1
voluble١٢:٣٧ - ١٣٩٧/٠٤/٠١لفاظ، درازگوی، پر گوی، روده درازگزارش
9 | 0
voluble١٢:٣٦ - ١٣٩٧/٠٤/٠١( سخنرانی ) طولانی، دارای اطناب، پرگویانهگزارش
5 | 0
deleterious١٥:٣٨ - ١٣٩٧/٠٣/٢٩زیان بار مخرب مضر گزارش
14 | 0
panacea٢٣:٤٤ - ١٣٩٧/٠٣/٢٧کلید موفقیت چاره ی تمامی مشکلات راه حل نهاییگزارش
28 | 0
wire٠٥:٢٠ - ١٣٩٧/٠٣/٢٧( پول ) الکترونیکی پرداخت کردنگزارش
41 | 2
providential٠٣:١٤ - ١٣٩٧/٠٣/٢٧شانسی از روی بخت و اقبال نیک بختانه گزارش
9 | 1
perplexity٠١:٣٢ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣) در حالت جمع ) مشکلات مسائل پیچیدگی ها گزارش
5 | 0
dilemma٠١:١١ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣شرایط سخت تصمیم دشوار مشکل بزرگ دغدغه عظیمگزارش
216 | 4
quandary٠٠:٥٤ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣مخمصه شبهه بلاتکلیفی آسیمگی بهتگزارش
14 | 0
allude١٣:١٦ - ١٣٩٧/٠٣/٢٢ارجاع دادن ( بطور غیر مستقیم )گزارش
16 | 1
construe١٣:١٤ - ١٣٩٧/٠٣/٢٢برداشت کردنگزارش
44 | 1
inscrutable١٣:١١ - ١٣٩٧/٠٣/٢٢نامعلوم دست نایافتنی غیر قابل درک ادراک ناپذیرگزارش
9 | 0
categorical١٣:٠٩ - ١٣٩٧/٠٣/٢٢موکدگزارش
0 | 1
salient١٣:٠٦ - ١٣٩٧/٠٣/٢٢قابل توجهگزارش
55 | 1