برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محراب اکبرزاده

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 تو خالی برای مثال :didgeridoo made out of a hollow price of wood. ١٣٩٩/٠٦/١٦
|

2 چاقالو،تپلی ١٣٩٩/٠٥/٢١
|

3 در لباس هم استفاده میشه. نوعی شلوار هست که تا بالای زانو است. ١٣٩٩/٠٥/٢١
|

4 جایی یا چیزی را جذاب کردن. ١٣٩٩/٠٥/٢١
|

5 برای لباس و پوشاک: لباسی که بر اثر استفاده زیاد رنگ ان رفته یا ساییده شده است. ١٣٩٩/٠٥/٢١
|

6 ساییده شدن کفش به چیزی و باعت ازبین رفتن ان یا گرفتن رنگ ان چیز. ١٣٩٩/٠٥/٢١
|

7 برای لباس :لباسی که از مد خارج شده باشد ١٣٩٩/٠٥/٢١
|

8 در لباس:لباسی که بخشی از ان پاره شده است و قابل استفاده نیست. ١٣٩٩/٠٥/٢١
|

9 لباسی که پس از بارها بد شکل شده است برای مثال تنگ،گشاد ١٣٩٩/٠٥/٢١
|

10 لوازم تزیینی ک جانبی مانند کروات پیکسل و.... ١٣٩٩/٠٥/٢١
|

11 کسی که به مدت چند سال در یک شرکت یا کمپانی کار میکند و پس از بازنشتگی حقوق میگرد.
١٣٩٩/٠٣/٠٥
|

12 حقوق بازنشتگی گیر ١٣٩٩/٠٣/٠٥
|