fattish

/ˈfætɪʃ//ˈfætɪʃ/

معنی: چاق
معانی دیگر: نسبتا چاق، گوشتالو، تپل، متمایل به چاق

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: somewhat fat.

مترادف ها

چاق (صفت)
replete, fatty, fat, thick, blubbery, pursy, lob, beefy, tubby, obese, chubby, overweight, massy, pudgy, fattish, podgy

به انگلیسی

• chubby, somewhat fat

پیشنهاد کاربران

نسبتا چاق
کاملا چاق
چاقالو، تپلی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما