نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the levant: منطقه شام، سوریه ، اردن ، عراق
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
total strangers: افراد کاملا غریبه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
total stranger: فرد کاملا غریبه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be opposed to: مخالف بودن ، مخالف چیزی بودن
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's considerate of you: این نظر لطف شماست ، لطف شماست ، دلس ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
considerate of you: دلسوزی شما است ، نظر لطف شما است
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's considerate of you: این لطف شماست ، این نظر لطف شماست ، ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aging face: چهره پیر شده ، روند پیری ، روند پیر ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not either: نه همچنین، در جواب موافق برای جملات ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sandal ready: پای قشنگ ، پایی که بشه در اجتماع نش ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not as much: نه چندان ، نه خیلی ، نه زیاد ، مقدا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no people: هیچ کس ، هیچ آدمی ، هیچ جمعیتی ، خل ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠٠ رای

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the office: در اداره، سر کار
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
striped cloth: لباس راه راه، خط خط
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have plenty of things to do: کلی کار دارم . یه عالمه کار دارم . ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plaid dress: لباس شطرنجی ، لباس پیچازی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plaid cloth: پارچه شطرنجی، پیچازی
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
print cloth: پارچه چیت . چیت چیتی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i live within my means: به اندازه دخلم، خرج می کنم
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i keep track of my expenses: حواسم به دخل و خرجم هست
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i save regularly: مرتب پول پس انداز می کنم
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm drowning in debt: دارم تو بدهی غرق میشم. خیلی بدهی با ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by this time next year: سال آینده همین موقع
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by this time next week: هفته ی آینده همین موقع ها
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by this time next month: ماه آینده همین موقع
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by next year: تا سال دیگه ، تا سال بعد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a matter of principle: خط قرمز ، این خط قرمزه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
positive outlook: دیدگاه مثبت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pessimistic outlook: دیدگاه بدبینانه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
optimistic point: نقطه نظر خوشبینانه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make someone angry: کسی را عصبانی کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i give you my word of honor: بهت قول شرف میدم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i give you my word of honour: بهت قول شرف میدم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's way over my budget: این از توانایی مالی من خارجه ، پولش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
negative outlook: دیدگاه منفی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make someone calm: کسی را به آرامش رساندن . آرام کردن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
topnotch hotel: هتل درجه یک ، هتل ممتاز
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make someone crazy: کسی را عصبانی کردن . به جنون رساندن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
topnotch inn: مهمانخانه ی عالی ، مسافرخانه درجه ی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make someone happy: کسی را خوشحال کردن . دل کسی را شاد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make someone hungry: چیزی آدم را گرسنه کردن. غذایی یا بو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make sosomeone horny: کسی را اغوا کردن ، تحریک جنسی کردن
٥ ماه پیش
١