محمد کمالی

محمد کمالی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



gentleman١٠:٥٣ - ١٤٠١/٠٥/١١والا مردگزارش
0 | 0
proof of concept١٤:٥٠ - ١٤٠١/٠٣/٠٣مثال عملی ( از یک طرح )گزارش
0 | 0
mallard٢٣:٤٠ - ١٤٠٠/١١/١٠اردک سر سبزگزارش
2 | 0
compliance١٧:٢٨ - ١٤٠٠/١٠/٢٥compliance : تبعیت. تمکین compliant : تابع، تمکین گرگزارش
7 | 1
spoof١٨:٢٣ - ١٤٠٠/١٠/٢٤- سر کاری - سر کار گذاشتنگزارش
7 | 1
transparent١٦:٢٥ - ١٤٠٠/١٠/٢٣( در شبکه کامپیوتر ) نامشهود The transition from one router to another is transparent to the end devicesگزارش
7 | 1
tiebreaker٠١:١٣ - ١٤٠٠/١٠/١٨گره گشاگزارش
9 | 1
representation٢٣:٢٧ - ١٤٠٠/١٠/١٧Presentation : آرایی - نمایی - نمود Representation : باز آرایی - باز نمایی - باز نمودگزارش
12 | 1
more often١٣:١٣ - ١٤٠٠/١٠/٠٨often = به دفعات more often = به دفعات بیشترگزارش
12 | 1
presentation٠٠:١١ - ١٤٠٠/٠٩/٢٨Presentation : آرایی - نمایی - نمود Representation : باز آرایی - باز نمایی - باز نمودگزارش
21 | 1
represent٢٣:٢٨ - ١٤٠٠/٠٩/٢٤نمودگر چیزی بودنگزارش
7 | 1
unless٠٧:٥٥ - ١٤٠٠/٠٩/٢١جز زمانی کهگزارش
16 | 1
reconcile٢٢:٤٠ - ١٤٠٠/٠٨/٠٤سامان دادنگزارش
18 | 1
detriment١١:١٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨to the detriment of : به قیمت آسیب به without detriment to : بدون آسیب بهگزارش
16 | 1
save face١٢:٤٠ - ١٤٠٠/٠٤/١٠وجهه رو حفظ کردنگزارش
14 | 1
warden١٩:١٥ - ١٤٠٠/٠٣/٠٣پاسبان ( شخص مراقب و ناظر بر عملکرد صحیح چیزی ) . . . بان ( پاسبان، نگهبان ، محیط بان ، پارکبان و. . . )گزارش
16 | 1
topology١٩:١٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢شکل بندی - ساختار گانگزارش
9 | 1
reticence١١:٣٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٦بی میلی به صحبتگزارش
16 | 1
close out١٦:١٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٨بند و بساط خاصی را تماما جمع کردنگزارش
12 | 1
rig١٣:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٥سکوی نفتی یا گازی دکل نفتی یا گازیگزارش
21 | 1
tiered١٣:٢٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٥ردیف ردیف گزارش
12 | 1
reciprocate١٧:٢٩ - ١٤٠٠/٠١/٢١عمل به مثل کردن احساس متقابل داشتنگزارش
18 | 1
settlement١٢:٣٤ - ١٤٠٠/٠١/١٩سازش - توافق سکونت گاهگزارش
16 | 1
rip off٠٨:٣٠ - ١٤٠٠/٠١/١٩تلکه کردن کسی دزدیدن چیزیگزارش
16 | 0
loophole١٧:٣٠ - ١٤٠٠/٠١/١٨شکاف قانونی خلا قانونی راه در روگزارش
25 | 0
utility١٦:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/١٨شرکت توزیع کننده انرژی ( برق - گاز ) مجموعه نرم افزار کاربردی کامپیوترگزارش
14 | 0
nascent٠٢:٠٠ - ١٤٠٠/٠١/١٨زود آیند در حال پیدایشگزارش
14 | 0
at the mercy of٢٣:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/١٧به امان ِ به امید ِگزارش
12 | 0
to put this in perspective٢٢:٠٥ - ١٤٠٠/٠١/١٧برای اینکه یک دید داشته باشیم ( از جهت مقایسه )گزارش
5 | 0
scratch the surface٢٢:٠٠ - ١٤٠٠/٠١/١٧scratch the surface of پرداختن فقط به بخش کوچکی ازگزارش
30 | 0
seismic١٩:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/١٧زلزله گون ( بسیار بزرگ و جدی ) تکان گرگزارش
9 | 1
stray١٩:١٥ - ١٤٠٠/٠١/١٧منحرف شدن ( از مسیر ) به بیراهه رفتن ( در صحبت )گزارش
30 | 0
enablement١٨:٥٤ - ١٤٠٠/٠١/١٧ممکن سازی مقدور سازیگزارش
7 | 0
spot on٢١:٢٠ - ١٤٠٠/٠١/١٦کاملا صحیحگزارش
23 | 0
spooky٢٠:٢٣ - ١٤٠٠/٠١/١٦شبح ناک - وهم ناکگزارش
16 | 1
emergence٢١:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/١٤سر بر آوریگزارش
12 | 0
compromise١٨:٠٢ - ١٤٠٠/٠١/١٢معنی اول : خلاف اصول عمل کردن معنی دوم ( در مذاکره ) : کمتر از خواسته به دست آوردن = تراضیگزارش
25 | 1
skew١٤:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٤اشتباه نشان دادن ( نتیجه گزارش ، آزمایش ، ایده . . . )گزارش
16 | 0
faulty٠٩:٤٣ - ١٣٩٩/١٢/١٦نا صحیحگزارش
12 | 0
that is to say١٩:١٠ - ١٣٩٩/١٢/١٥این طور بگوییم . . .گزارش
25 | 0
unequivocally١٦:٢٥ - ١٣٩٩/١٢/١٥بدون ذره ای شکگزارش
5 | 0
yearn١٦:١٣ - ١٣٩٩/١٢/١٥سالها آرزو کردن = longگزارش
7 | 0
assimilation١٤:٢٠ - ١٣٩٩/١٢/١٥- درک و به کارگیری ( ایده های جدید ) پذیرفته شدگی ( در یک جامعه )گزارش
14 | 0
solitude١٢:٣٧ - ١٣٩٩/١٢/١٥تک گزینی - تک مانیگزارش
16 | 0
understandably١٢:١٠ - ١٣٩٩/١٢/١٥قابل درکانه - درک پذیرانهگزارش
9 | 1
in contrast١٢:٤٩ - ١٣٩٩/١٢/١٤متفاوتاًگزارش
16 | 2
viable١١:٢٤ - ١٣٩٩/١٢/١٢- موفقیت پذیر، قابل موفقیت ( طرح، ایده، پروژه. . . ) - زیست پذیر، زیستا ( موجود )گزارش
23 | 1
aggregation١٠:٣٦ - ١٣٩٩/١٢/١٢تجمیع = ساخت یک مجموع از ترکیب اعداد ( یا چیز ها )گزارش
9 | 0
far from١١:١٠ - ١٣٩٩/١٢/٠٨اگر far from ابتدای جمله ( با verb ing ) بیاید به معنی "عوضِ" … far from helping the situation = عوض ِ کمک به شرایط . . …far from being glad = عوض ... گزارش
48 | 0
counterpart١٤:٢٠ - ١٣٩٩/١٢/٠٥هم نقش - هم تاگزارش
16 | 1