پیشنهاد‌های مسعود رئیسی (٣٣٢)

بازدید
٥٦٠
تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی بد زُبان به معنی بددهن است. کسی که فحاشی و ناسزاگویی می کند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، بدشِگِل، می گویند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی بَچَکان در گویش کتیچی به معنی بچه ها و گروهی از جوانان که دوست و رفیق هم هستند گغته می شود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی به معنی بدتر و زشت تر است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی باک در گویش کتیجی به معنی عیب و ایراد است و نیز به معنی جراحت و زخم است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی بازیار به معنی کشاوز و دهقان است، کسی که سر زمین دیگری به مزد کار می کند. معمولا چند درصد از محصول کشاورزی متعلق به بازیار است که همان ا ...

پیشنهاد
٠

گویش کتیچی، یکی از گویش های زبان بلوچی است که در شهر کتیچ و تعدادی از روستاهای توابع بخش کتیچ شامل: محترم آباد، مدانچ، گیران، بیرمین، ریتک، آب انبار ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی: در گویش کتیچی به معنی سن و سال و عُمر است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی که چشمان زاغ و رنگی داشته باشد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژگان کتیچی: در گویش کتیچی: زاگُل می گویند به معنی چشم رنگی، کسی که چشمان رنگی داشته باشد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

سبز کم رنگ، چشم زاغی، چشم رنگی، کسی که چشمان رنگی داشته باشد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی: زِه بر زاد به معنی نسل در نسل، پشت در پشت، کل خاندان

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، زاجرات zājerāt می گویند. کسی به زاجرات داشتن: کسی را در فلاکت و بدبختی نگه داشتن. به زاجرات بورن: در فلاکت، فقر و نداری ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی: ژند به معنی: ۱. خسته و کوفته، است. ۲. کهنه، فرسوده ژندی: خستگی ژند بورن: خسته بودن، کهنه شدن، فرسوده شدن ژند کرتن: خسته ک ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی کاملا خیس، چیزی که کاملا خیس باشد. تَرتَمیچ نیز می گویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژگان کتیچی شوَ روچ šow rōč، به معنی همیشه، مدام، شبانه روز، ۲۴ ساعت شبانه روز

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، نازنگلو nāza�galō می کویند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی تِنِک می گویند. تنگ به معنی نازک و رقیق است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، تَنْک، می گویند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، بالینک bālink می گویند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی به شغال، شَگال و نیز تولگ tōlag می گویند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، تهار tahār می گویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژگان کتیچی در گویش کتیچی کَوش kowš می گویند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، شَو šow می گویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش کتیچی، سَوز sowz و شوز šūz می گویند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گُرگاس ترکیبی از سگ و گرگ است، از جفت گیری سگ و گرگ به دنیا می اید. این حیوان جسارت گرگ و هوش سگ را دارد و از همین رو برای انسان و دیگر جانداران به و ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

در گویش کتیچی �نَپَر� napar می گویند. علاوه بر این نپر به معنی قاصد و پیک و نیز به معنای خادم و خدمتکار نیز هست. مثل: نپر کِرتِن: نفر کردن به معنای ق ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شَتّا šttā در گویش کتیچی به معنی انکار و منکر شدن است. شتا کرتن: انکار کردن،

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش کتیچی زهره zahra میگویند به معنی جرات و شهامت زهره داشتن: جرات انجام کاری را داشتن، شهامت انجام دادن کاری را داشتن. زهرگ zahreg: کیسه صفرا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جرات کردن، شهامت انجام دادن کاری را داشتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش کتیچی، سَرچَک sar čak می گویند.

پیشنهاد
١

قهر کردن، ناراحت شدن از کسی، نگاه را از کسی برگرفتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی بندوبار، کسی که برای انجام کاری یا برزبان آوردن سخنی به هیچ اصولی پایبند نباشد، بی فکر

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جای خلوت، مکانی که کسی دور و بر آن نباشد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درگویش کتیچی، �هس هس� has - has میگویند. هس هس کرتن: به نفس افتادن، تند تند نفس کشیدن به دلیل خستگی ناشی از سریع دویدن و حمل بار سنگین

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش کتیچی، هِکّو hekkō میگویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی درگویش کتیچی �هکستن� hekkeste� میگویند. بعد از گریه زیاد و شدید، حالتی شبیه سکسکه به انسان دست می دهد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش کتیچی، زحیر به معنی دل تنگی است. زحیر کِرْتِن: دلتنگ شدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به فلاکت در گویش کتیچی، زاجرات zājerāt می گویند،

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خواب خرگوشی، خوابی که در آن، چشمان نیمه باز باشند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش کتیچی به معنی خواب خرگوشی است، خوابی که در آن چشمان نیمه باز باشند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگاه کتیچی در گویش کتیچی به خرگوش، حرگوشکhargōšk می گویند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش کتیچی به خرچنگ، چنگا ča�gā میگویند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بداخلاق، بدخلق، خلافکار بدماشی: بداخلاقی، خلافکاری

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی حواس، بیهوش، کسی که هوش و حواس او سر جایش نباشد، فراموشکار بی ماش بورن: بیهوش بودن، فراموشکار بودن، حواس نداشتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژگان کتیچی در گویش کتیچی نیز ماش می گویند. و نیز در گویش کتیچی، ماش به معنای هوش و حواس، هست. ماش داشتن: حواس داشتن بی ماش: بی حواس، فراموشکار، کس ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میو meyow در گویش کتیچی به معنای آوای گربه است. میو میو کرتن: صدای گربه را تقلید کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پتی patti در گویش کتیچی به معنی پاسور، پاسور بازی است. پتّیا: پاسور پتّیا کرتن: پاسور بازی کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش کتیچی مَرَهْم marahm می گویند مرهم جان: التیام بخش درد جسم و روح

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان کتیچی در گویش کتیچی، دَرْپ می گویند.