نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
privily: To go privily to someone با کسی خلو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پاسخ صحیح

-
بپرس
-
معادل فارسی:  کبوتر  با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پاسخ صحیح

-
بپرس
-
در  زمینهٔ  دیجیتال مارک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pedagogical psychology: روانشناسی پرورشی
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ppc: تبلیغات کلیکی یا ( PPC ( Pay Per Cl ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
disintegrated: متلاشی شده
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
regina: رجاینا مرکز استان ساسکاچوان کشور کا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
parallel corpora: Parallel corpora are central to tra ...
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tmx: Translation Memory eXchange ( TMX ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
oct: توموگرافی انسجام نوری Optical cohe ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
neo phrenology: جمجه شناسی نوین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
heterodox: دگراندیش ( شخص ) ( متفاوت از یا مخا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rbmt: Rules - Based Machine Translation ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
snowball: increase
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
utr: The Unique Taxpayer Reference ( UTR ...
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tgg: transformational - generative gramm ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
translation memory: A translation memory is a database ...
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make mischief: فساد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
event related design: طراحی وابسته به رخداد طراحی رخدادی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kernel sentence: جمله هسته ای In transformational ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
transformational generative grammar: دستور زایشی - گشتاری ( generative - ...
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
son in law: The husband of your daughter
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tantamount: به منزله، در حکم، برابر است با e ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
modulated: تعدیل شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
commensurate: proportional, commensurable, equal, ...
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bridegroom: A man at the time he gets married, ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
urbane: Being confident, comfortable, and r ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
transformational generative grammar: دستور زایشی - گشتاری ( generative - ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
optical imaging: تصویربرداری نوری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
time series: توالی زمانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
inclusion: جذب ( پذیرش )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rizz: قابلیت مخ زنی Rizz is short for “c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oct: توموگرافی انسجام نوری Optical cohe ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disintegrated: متلاشی شده
٢ سال پیش