برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محمودابراهیمی میمند

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 به بز گوش بلند رش می گویند ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

2 به بز به رنگ سیاه و سفید گازر گویند ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

3 بز سیاه که در دو طرف صورت دو خط قهوه ای داشته باشد را خچ گویند ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

4 به بز سیاه رنگ صورت سفید چال می گویند ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

5 به بز سیاه که در صورتش نقطه های سفید وجود دارد ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

6 دیواره سنگی دایره ای شکل برای انباشت علوفه و... ١٣٩٩/٠٩/١١
|

7 مصدر یوشاندن به معنی تکان دادن چیزی است ١٣٩٩/٠٩/١١
|

8 واژه قمس با ضمه حرف( ق) گیاهی است بوته ای و خاردار ومحکم ١٣٩٩/٠٩/١١
|

9 Semshoorسمشور بوته ای سبز رنگ و بسیار توده ای و بزرگ که در گذشته با سوزاندن آن و در آوردن ریشه از زیر خاک و کوبیدن ریشه لباس های خود را می شستند ١٣٩٩/٠٩/١١
|

10 در میمند کرمان به گیاهی که از آن کتیرا می گیرند گفته می شود ١٣٩٩/٠٩/١١
|

11 آب آبی با سکون حرف (ب)در واژه آب، نوعی گیاه که در اوایل بهار در رودخانه ها می روید ١٣٩٩/٠٩/١١
|

12 در میمند شهربابک به سنجاقک سیزنو می گویند ١٣٩٩/٠٩/١١
|

13 هوای نا آرام بارانی که با وزش شدید باد همراه باشد ١٣٩٩/٠٩/١١
|

14 مرغ یکساله و یا مرغی که تازه شروع به تخم گذاشتن کروه باشد ١٣٩٩/٠٩/١١
|

15 واژه bolelakبللک پبچیده شدن و جمع شدن چیزی را گویند. ١٣٩٩/٠٩/١١
|

16 Avinاوین چوب کوچکی دایره ای شکل با شیاری در وسط برای گرفتن سوراخ مشک آب و یا دوغ ١٣٩٩/٠٩/١١
|

17 بوته گیاهی چند ساله که از ان برای گذاشتن زیر مشک های دوغ و ماست استفاده می شود ١٣٩٩/٠٩/١١
|

18 بوته وحشی چند ساله با شیره ای سفید رنگ که شبیه ادامس است ١٣٩٩/٠٩/١١
|

19 واژه سروsero در تلفظ مثل واژه مرو به معنای باد بسیارسرد را می گویند ١٣٩٩/٠٨/٠٢
|

20 هذیان گفتن و سخن بی ارتباط و بی معنی را گویند ١٣٩٩/٠٧/٠٢
|

21 به سوزاندن موهای کله و پاچه گوسفند پلوشpoloosh گدیند ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

22 به چوبی بسیار کوتاه به اندازه یک وجب پلpel گویند

١٣٩٩/٠٧/٠١
|

23 در بازی چوپ و پلpel (چوبی به اندازه یک وجب)به پرتاب زیاد این پل گاله دادن گویند ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

24 نام دهی است از توابع روستای میمند شهربابک کرمان ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

25 للنlelonدهی از توابع روستای میمند شهربابک کرمان ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

26 از دهات روستای میمند شهربابک کرمان است ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

27 نوعی ازانواع مختلف گیاه که برای انسان قابل استفاده و خوردن نباشد ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

28 از دهات روستای میمند شهربابک کرمان است ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

29 از دهات روستای میمند شهربابک کرمان است ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

30 به دره های عمیق که در کف ان ها اب رودخانه جاری است هنگر hangerمی گویند ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

31 از دهات دهستان میمند شهربابک کرمان می باشد ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

32 گیاهی علفی چند ساله که حدود یک متر قد می کشد و بیشتر برای خوراک الاغ جمع اوری می شود ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

33 تلفظ دیگری از واژه ریواس در میمند شهربابک است. ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

34 نام دیگر گیاه جو موشی است. ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

35 در تفنگ سرپر به قسمت دستگاه چکاننده تخت می گویند.
١٣٩٩/٠٧/٠١
|

36 نان فطیر پخته شده در میان خاکستر داغ را گویند ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

37 به لارو پشه هنگامی که در اب زندگی می کنند کلملو می گویند. ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

38 نام دهی از دهات روستای میمند شهربابک است ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

39 به بخشی از ده لااشکورگوییه میمند شهربابک گویند ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

40 به برامدگی استخوان لگن جانوران کلاغ نشین گویند. ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

41 چنانچه بره و یا کره گوسفند در همان سال اول ابستن شود و بزاید می گویند کاهو شده ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

42 به میش سه ساله ترشتیر گویند ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

43 به بز ماده چهار ساله گویند ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

44 به جمع شدن افراد جنگجو و دعواگر قتومچی می گویند ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

45 بنو beno سد کوچک ایجاد شده در مسیر رودخانه برای بهره برداری از اب های فصلی ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

46 به خس و خاشاکی که در مسیر اب جمع شوند و جلو حرکت اب را بگیرند گویند ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

47 هلو halou به جایی که در مسیر جوی اب برای تقسیم اب و یا هدایت ان به جویی دیگر شکافی ایجاد می کنند ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

48 واژه گلنگgaleng به معنای چوبی است که در سوراخ استخر قرار می دهند تا جلو رفتن اب را بگیرد ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

49 نشخوار کردن حیوانات ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

50 باسن و سرین انسان و حیوان را شغز گویند ١٣٩٩/٠٤/٢١
|