م.بختیاری

م.بختیاری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



fixture٢١:٠٣ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧ملحقات عضو ثابت پایه ثابتگزارش
2 | 0
automotive٢٢:٢٩ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦خودرانگزارش
0 | 0
flatten out١٨:٠٦ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦هموار شدنگزارش
5 | 0
chronology١٣:٥١ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦سلسله وقایعگزارش
2 | 0
stress peening١٢:٥٧ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦تنش کوبشی ( به صورت مکانیکی به یک قطعه ی تحت عملیات کوبشی تنش وارد کردن )گزارش
0 | 0
connotation٠٣:٤٠ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦مضنونگزارش
7 | 1
shot blasting٠١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦ساچمه پاشیگزارش
0 | 0
specification١٩:٢٧ - ١٤٠٠/٠٣/٠٥دستورالعملگزارش
5 | 0
associated company٢٢:٠٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٩شرکت تابعهگزارش
0 | 0
discoverability٢٢:١٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٠قابلیت واکاویگزارش
0 | 0
gearhead٢٢:٢٦ - ١٣٩٩/٠٤/٠٣عشق فنی کاریگزارش
0 | 0
clueless٠٢:٤٩ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧خنگگزارش
7 | 2
verify١١:٥٤ - ١٣٩٩/٠٣/١٧صحه گذاریگزارش
9 | 1
discretized١٠:٤١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٢گسسته شدهگزارش
0 | 0
discretization٠٢:٥١ - ١٣٩٩/٠٣/٠١[مکانیک] گسسته سازی ( یک روش حل برای معادلات دیفرانسیل میباشد )گزارش
12 | 0
discretizing٠٢:٤٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠١[مکانیک] مِش زنیگزارش
2 | 0
admit٠٠:٣٧ - ١٣٩٩/٠٢/٣١در خود جای دادنگزارش
5 | 1
characterization٢٣:٣٦ - ١٣٩٩/٠٢/٢٨مشخصه بندیگزارش
9 | 0
compression ring١٨:٤٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢٨[مکانیک] رینگ فشاریگزارش
5 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



contend٢٠:٣١ - ١٤٠٠/٠٢/٣١
• The ship contended with the high waves until, finally, it capsized.
کشتی با امواج بلند مقابله کرد تا درنهایت واژگون شد
5 | 0
vocation٢٠:٥٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٩
• Nursing is a vocation as well as a profession.
پرستاری علاوه بر حرفه یک رسالت است
0 | 0