برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

لیلادیان

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 اطلاعات رابصورت رمزدراوردن به این منظورکه دیگران قادربه بازکردن ودسترسی به ان اطلاعات نباشند.رمزگذاری کردن.کدگذاری کردن اطلاعات ١٣٩٨/٠٩/٠٦
|

2 بیرون ریختن.ابرازکردن احساس درونی.بیرون ریختن محتوی دل.خالی کردن دل.خالی کردن وبیرون ریختن احساس درونی.اگربرای اشیاوسایرچیزهااستفاده بشه به معنی بیرو ... ١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

3 به عرشه ی کشتی وجایی که حالت حفاظت شده توسط نرده داشته باشه بهش دک گفته میشه ١٣٩٨/٠٨/٠٤
|

4 برای حق سکوت هم black mailوهمhush moneyاستفاده میشودکه بلک میل به معنی غذای کثیف وسیاه وهاش مانی یعنی پولی که داده میشودوبعدش سکوت حاکم میشودهاش همان ... ١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

5 تغییردادن.اصلاح ظاهرشخص باجراحی زیبایی.عوض کردن ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

6 باورهای رایج ولی اشتباه تفکرکلیشه ایی داشتن مثلابگوییم اصفهانی هاهمه خسیس هستندواین تفکرغلط رارایج کنیم چون حتماافرادی درشهرهای دیگرهم خسیس هستندولی ... ١٣٩٨/٠٧/٢٦
|

7 نوشته ای که داستان وتخیلی میتواندباشد.واقعی هم میتواندباشد.برااساس ان نوشته فیلمی رابسازندوبه تصویربکشند. ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

8 گذشتن لحظات عمر.سپری شدن ساعات عمر.درموردگذشتن ازخیابان وامتحان رابخوبی یابدی دادن ووضع یک قانون هم ازاین فعل استفاده میشود. ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

9 قبل ازهرکس دیگری .این درست ترین ترجمه میتونه باشه ودرروابط عاشقانه معمولاشخص مقابل روبرای خیلی عزیزجلوه دادنش اینجوری صدامیزنند. ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

10 زندگی کردن درحدبخورنمیر-زنده بودن بااندکی پس انداز ١٣٩٨/٠٧/١٦
|

11 Corpuscallosum درحقیقت نوعی کالبدشکافی روی مغزاست تاببینندکه ایاجسم پینه ای (توده ی بافتهای سفیدی که دونیمکره مغزرابه هم وصل میکند)به چه صورت عملکردد ... ١٣٩٨/٠٧/١٦
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 plenty of
• Boil plenty of salted water, then add the spaghetti.
• اب ونمک رابه مقدارزیادبجوشانیدوبعداسپاگتی رااضافه کنید
١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

2 plenty of
• I never indulge children with plenty of pocket money.
• من هیچوقت جیب بچه هاموباپول زیادپرنمیکنم!
١٣٩٨/٠٨/٢٤
|