𝑳𝒊𝒈𝒉𝒕

𝑳𝒊𝒈𝒉𝒕 𝔸 . ℝ. 𝕄 . 𝕐

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



ied١٧:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧Intermittent Explosive Disorder اختلال انفجاری متناوب یا همون اختلال در کنترل خشمگزارش
2 | 0
move forward٠٢:١٦ - ١٤٠٠/٠٤/٣١پا پیش گذاشتنگزارش
2 | 0
جنب٢١:٣١ - ١٤٠٠/٠٤/٢١تکان، حرکتگزارش
5 | 0
caption٠٠:٠٩ - ١٤٠٠/٠٤/١٨شرحگزارش
7 | 0
بدون شرح٠٠:٠٨ - ١٤٠٠/٠٤/١٨No Captionگزارش
2 | 0
insisted on١١:١٣ - ١٤٠٠/٠٤/٠٧کوتاه نیامدنگزارش
2 | 0
right mind٢٠:٢٢ - ١٤٠٠/٠٤/٠٥I wasn't in my right mind تو حال خودم نبودمگزارش
2 | 0
black veil١٨:٠٠ - ١٤٠٠/٠٤/٠٤چادر مشکیگزارش
2 | 0
خرت و پرت٠١:٣٢ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠خنزر پنزر گزارش
5 | 0
no homo٠٠:٣١ - ١٤٠٠/٠٣/٢٧بدون منظور و هدف جنسی! گاهی یه نفر کاری انجام می ده مثل لمس جاهایی که نباید و. . . ( با هم جنس خودش ) و برای این که بد برداشت نشه، این اصطلاح رو به ک ... گزارش
12 | 0
think of١٥:١٠ - ١٤٠٠/٠٣/٢١قصد داشتنگزارش
2 | 0
pace١٩:٠٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠ضرباهنگگزارش
9 | 0
landscape١٩:٠٠ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠مناظر طبیعیگزارش
2 | 1
hero١٨:٥٩ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠Hero: قهرمان مرد Heroine: قهرمان زنگزارش
7 | 0
premise١٨:٥١ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠درون مایهگزارش
14 | 0
pulp١٨:٥٠ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠عامه پسند ( مبتذل ) Pulp story Pulp fictionگزارش
7 | 0
novella١٨:٤٦ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠داستان بلند رمان کوتاهگزارش
2 | 0
theme١٨:٣٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠پی رنگ ترجمه ی نادرستیه. معادل انگلیسی پی رنگ Plot هست که به معنی روابط علل و معلولی توی داستانه ( تمام اتفاقات و حوادثی که پیامدهای مهمی در پی داره ... گزارش
25 | 0
plot١٨:٣٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠پی رنگ داستانگزارش
0 | 1
action١٨:١٩ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠عمل داستانی ( در داستان نویسی )گزارش
5 | 0
angst١٨:١٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠در فن فیکشن هایی که خیلی خیلی غمگین هستن یا یکی از شخصیت های اون ها دچار یه سری از بیماری های روانی مثل افسردگی، سلف هارم و. . . هست، به عنوان ژانر ن ... گزارش
16 | 0
MPD٢٠:٤٦ - ١٤٠٠/٠٣/٠٣اختلال تجزیه هویت یا همون چند شخصیتی که گاهی بهش دی. آی. دی هم می گن.گزارش
2 | 0
normally١٣:١٩ - ١٤٠٠/٠٣/٠١طبیعتاگزارش
2 | 0
get hot١٧:٠٢ - ١٤٠٠/٠٢/٣١گرم شدن ( هوا ) هیجان زده شدنگزارش
5 | 0
get٠٢:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٠گاهی می تونه معنای یاد گرفتن داشته باشه؛ مثلا: What I get in university wouldn't be a waste چیزهایی که تو دانشگاه یاد می گیرم هدر نمی ره.گزارش
7 | 1
put١٨:٤٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٠ریختن ( به کار بردن ) ؛ مثلا: Did you put milk in it? lگزارش
16 | 1
done١٨:٣٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٠درباره ی خوراکی ها به معنای آماده شدنه. مثلا: My special coffee is done! You can drink itگزارش
5 | 1
housekeeper٠١:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩خدمتکار مستخدمگزارش
9 | 0
yay٠١:٤٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢ایول!گزارش
21 | 1
stalking٢٣:٣١ - ١٤٠٠/٠١/٢٢چک کردن You're still stalking your boy friend's Insta? l گزارش
23 | 0
without purpose١٤:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/١٦بی هدفگزارش
12 | 0
ikemen١٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠١/١٦Goodlooking guyگزارش
14 | 0
thorn٢٣:٣٩ - ١٤٠٠/٠١/١١خارزار The thorn bird ( پرنده ی خارزار )گزارش
16 | 0
how come١٨:٢٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٩چه طور ممکنه؟گزارش
21 | 1
subtitles٢٣:١٨ - ١٣٩٩/١١/٢٢زیرنویس فیلمگزارش
32 | 0
omegaverse١٠:١٨ - ١٣٩٩/٠٩/١٣یکی از زیرشاخه های ادبیات اروتیک که در آن انسان ها خوی حیوانی گرگی دارند و به سه دسته ی آلفا، بتا و امگا تقسیم می شوند و هر دو جنس توانایی باردار شدن ... گزارش
41 | 0