نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bathe: شستن چیزی با اب، با بخشی از بدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swap: معامله پایاپای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sense: درک کردن از طریق حس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
materialistic: مادی گرا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
perilous: ماجراجویی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
meet a need: تامین نیازهای یک فرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do sth for a living: اهو کار یا شغلی داشتن برای پول دراو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
arcade: گذرگاه سرپوشیده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
arcade: بازار سرپوشیده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be spoilt for choice: میان باغ گل افتادن، منظور انتخاب می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be spoilt for choice: میان باغ گل افتادن، منظور انتخاب می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ahead of time: پیش از موعد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
planning permission: مجوز ساخت، مجوز برنامه ریزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
planning permission: مجوز ساخت، مجوز برنامه ریزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
that's the idea: درسته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that's the idea: درسته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
look out for: گوش بزنگ بودن، منتظر بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
controversy: بحث و دعوا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
curriculum: واحدهای درسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crescent: خیابان یا جاده هلالی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
signpost: راهنما
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
signpost: راهنما
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give illusion: گول زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
way beyond my budget: از بودجه من خیلی بیشتره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nurse ambition: پروراندن ارزو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nurse ambition: پروراندن ارزو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ballot paper: برگه رای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ballot paper: برگه رای
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break off engagement: بهم زدن نامزدی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
break off engagement: بهم زدن نامزدی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
drainage system: سیستم دفع اب های سطحی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stress reliever: ارامش بخش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overturned: نقض شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
study routines: روال درسی، برنامه درسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
elegant style: سبک شیک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slave to fashion: بنده ی مد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mess and culture: اشفتگی و بهم ریختگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
loose: بی پایه و اساس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
multiple user: چند کاربره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
auditory: شنیداری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bubbly personality: شخصیت شاد و سرزنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bubbly personality: شخصیت شاد و سرزنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
flavored: طعم دار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flavored: طعم دار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
state education system: مدارس دولتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
portrayer: نمایش دهنده، صورتگر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
portrayable: قابل نمایش داده شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cripple: باعث اسیب جدی شدن، تضعیف کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sleep deprivation: اختلال خواب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stay alert: هوشیار بودن
٢ سال پیش