kimiaaa

kimiaaa

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



congenital١٣:٢٦ - ١٣٩٨/٠٨/٢٤مادرزادی ارثیگزارش
5 | 0
simply١٢:٤٤ - ١٣٩٨/٠٨/١٧just \ only . The reason we did not come was simply because of the train گزارش
7 | 0
stand١٢:٣٩ - ١٣٩٨/٠٨/١٧bear ایستادگی کردن / تحمل کردنگزارش
18 | 2
chance٠٠:١٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠٣an opportunityگزارش
12 | 1
century٠٠:١٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠٣a period of 100 years سده , قرن گزارش
48 | 1
bill٠٠:١٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠٣صورتحساب قبض گزارش
28 | 1
develop١٧:٣٦ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠پرورش دادن توسعه دادن ایجاد کردن بوجود اوردن گزارش
90 | 2
cling١٧:٠٧ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠hold tightly چسبیدن, وفادار بودن, پیوستنگزارش
12 | 1
bug١٧:٠٤ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠اسم:حشره , ساس فعل:اذیت کردنگزارش
25 | 1
attempt١٧:٠١ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠try to do sth is dangerous or has never been done before کوشش کردنگزارش
25 | 1
ape١٦:٥٥ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠a large monkey without a tail or with a very short tail such as a gorilla or a chimpanzee گزارش
16 | 1
allow١٦:٤١ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠permit , give permission اجازه دادنگزارش
23 | 2
alight١٦:٣٩ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠land on sth فرود آمدن , پیاده شدنگزارش
51 | 0
adult١٦:٣٦ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠a full - grown person or animal not a child بالغگزارش
18 | 1
how often١٧:١٢ - ١٣٩٨/٠٥/١١هر چند وقت یک بار/چند وقت به چند وقتگزارش
51 | 2
styrofoam١٦:٤١ - ١٣٩٨/٠٥/١١polystyrene یونولیتگزارش
39 | 1
improve١٦:٣٩ - ١٣٩٨/٠٥/١١become or make sth better بهتر کردن / بهبودی یافتنگزارش
23 | 1
bloom١٦:٣٦ - ١٣٩٨/٠٥/١١produce flowers شکفتنگزارش
39 | 1
scold١٦:٣٣ - ١٣٩٨/٠٥/١١blame with angry words فحاشی کردن بد دهانی کردنگزارش
30 | 1
produce١٥:٥١ - ١٣٩٨/٠٥/١١to bear or grow sth زاییدن تولید کردنگزارش
23 | 1
hunt٢١:١٩ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢جستجو کردن تفحص کردن ( search for ( sth/sbگزارش
32 | 0
trunk٢١:١٤ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢کره درخت چمدان بزرگ the main stem of a treeگزارش
23 | 3
baggage٢١:١٢ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢چمدان luggageگزارش
62 | 1
flat٢١:٠٤ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢تخت صاف هموار evenگزارش
34 | 1
clump٢٠:٢٦ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢انبوه دسته توده a group of things or people togetherگزارش
53 | 1
solitary٢٠:٢٣ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢تنها مجرد without other peopleگزارش
14 | 0
avoid٢٠:٢١ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢اجتناب کردن دوری کردن ازگزارش
28 | 1
safety٢٠:٢٤ - ١٣٩٨/٠٤/٢٩بی خطر امنیت ایمنی the state of not being dangerousگزارش
39 | 1
too٢١:١٨ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦این کلمه دو معنای مهم و کاربردی دارد. 1 - همچنین در جمله های مثبت برای مثال : I like it too و یا Me too 2 - بسیار زیاد یا زیاد برای مثال: She was dr ... گزارش
41 | 1
exo٢١:١٠ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦exo ( اکسو ) یک گروه پسرانه کره ای - چینی کی - پاپ است که در سال 2012 با 12 عضو زیر نظر کمپانی اس ام شروع به کار کرد. در سال 2014 دو عضو و در سال 201 ... گزارش
152 | 4