پیشنهادهای Javad Haghighi (٢٧٢)
قلمه.
اون.
لیلة الاسرا.
آفتاب لقا.
به زبان بی زبانی، در لفافه.
محض، سره.
هیئت ( ستاره شناسی ) .
وال، حریر. ( فرهنگ عمید ) .
شرعی، رسمی.
درشکه، کالسکه، گاری.
ریاست.
نپتا ( ریشه اصلی کلمه است ) .
جبن.
واسط ( دهخدا ) .
اِطاله، تفصیل، اَطناب.
نوآموز.
نوآموز.
نوشهر.
فارادی.
تکاب.
فارادی.
دم کسی گرم که… To his credit, he didn’t give up even when things got hard. دمش گرم که حتی وقتی اوضاع سخت شد کوتاه نیامد.
آخ، اوخ ( دهخدا ) .
اهل.
صندل.
لیچ.
نیلین.
دغل.
ایالات.
ولایات.
آسال ( و این کلمه ای است جمع و بدون مفرد ) . دهخدا.
مُدَرَّب.
مُدَرَّب.
اکسید دوکوئیور، اکسید مس.
سلیمان.
تبریک.
شتا.
نمای.
بم.
لاجرم.
لاجرم.
کُتَل، تپه، تل.
کُتَل.
قایل.
قاهر.
حلزونی.
پروگرام، پرگرام، پروگرم.
پیشوند نزدیک: فرا: سر فراگوش من آورد به آواز حزین / گفت کای عاشق دیرینهٴ من خوابت هست؟ ( حافظ: ۶۰ ) . دهخدا.
ردائت، ردایت.
ریح.