نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
magnitude: importance, consequence, greatness, ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shop: خرید کردن؛ فروشگاه دکان، کارگاه، تع ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cock: He is the cock of the walk او یکه ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
certainty: اطمینان، یقین قطع، امر مسلم، قانون ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bit: Wait a bit کمی صبر کن
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tutor: معلم خصوصی، استاد راهنما معلم سرخان ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
play: That's playing it low down نهایت پس ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
glance: نیم نگاهی انداختن برانداز کردن، نظر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crack: Are you on crack زده به سرت !!
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
little: Ask much to have little به مرگ بگیر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
appetite: I lost my appetite اشتهام کور شد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
straighten: صاف کردن راست کردن، درست کردن، مرتب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
herd: گله . رمه، جمعیت، گرد آمدن، جمع شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
extrusion: خروجی، بیرون زدن، اخراج، بیرون اندا ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
harmonica: سازدهنی، الت موسیقی شبیه سنتور
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cash: پول نقد نقد کردن، پول رایج، چک، حوا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cash: money, brass ( Northern English dia ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sort: I am out of sorts روبه راه نیستم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
history: تاریخ تاریخچه، سابقه، پیشینه، ( طب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
history: History repeats itself تاریخ تکرار ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bottom: قسمت تحتانی، نشیمنگاه پایه، ته، زیر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
insurance: Third party insurance بیمه شخص ثالث
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trench: ditch, channel, drain, excavation, ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
remember: به خاطر آوردن، به یاد آوردن، به خاط ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
draft: پیش نویس کردن، طرح اولیه را نوشتن؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
forbidden: It is strictly forbidden اکیدا ممنو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
useful: سودمند، مفید، با فایده، کارا، موثر، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pipeline: tube, conduit, duct, passage, pipe ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
invent: اختراع کردن . از پیش خود ساختن، ساخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cross: وسط چیزی گذشتن، از جایی رد شدن. متق ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rotation: چرخش، دوران، گردش به دور، حرکت وضعی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut: بریدن بریدن، گسیختن، گسستن، چیدن، ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
obliquus: مورب. کج. اریب. غیر مستقیم. مایل . ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
disturb: مزاحم شدن، ( تمرکز، خواب، آرامش کسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ceremony: The ceremony was all pomp, no romp ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
know: Who knows what tomorrow holds انسان ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hail: تگرگ طوفان تگرگ، تگرگ باریدن، سلام، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
measure: Measure is medicine نه چندان بخور ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bother: زحمت دادن. دردسر دادن، مخل آسایش شد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
measure: quantity, allotment, allowance, amo ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
break into: His face broke into a radiant smile ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bother: Do not bother اصطلاحا یعنی: باشه، ع ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gut: paunch, belly, potbelly, spare tyre ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gut: جرات بنیه، نیرو، شکنبه، ( در جمع ) ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
false: نادرست. دروغین، دروغی، کاذب، دروغ، ...
١ سال پیش