برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

جلال قاسمی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 تک‌مخاطبه ١٤٠٠/٠١/٢٦
|

2 حوزه ١٤٠٠/٠١/٢٤
|

3 فصل، سری ١٤٠٠/٠١/٢٣
|

4 درآمدزایی ١٤٠٠/٠١/٢٣
|

5 محتوایی که هرگز به صورت آنلاین منتشر نشده است ١٤٠٠/٠١/٢٢
|

6 میزان موجودی یک چیز مهم (به عنوان مثال موجودی مالی) ١٤٠٠/٠١/٢٢
|

7 سرازیر شدن ١٤٠٠/٠١/٢٢
|

8 چرخه واحد توسعه نرم‌افزار ١٤٠٠/٠١/٢١
|

9 رسیدن (به یک حد مشخص) ١٤٠٠/٠١/٢١
|

10 رسیدگی به حساب ١٤٠٠/٠١/٢٠
|

11 به جاده زدن ١٤٠٠/٠١/٢٠
|

12 دور زدن ١٤٠٠/٠١/٢٠
|

13 مسأله شیک (مسأله‌ای که در حاضر اولویت ندارد و پس از حل مسائل اولیه به آن می‌رسیم) ١٤٠٠/٠١/٢٠
|

14 کارمزد ١٤٠٠/٠١/٢٠
|

15 بستر داد و ستد (مارکت پلیس بستری است که امکان خرید کاربر را از چندین تامین‌کننده‌ متفاوت بوجود می‌آورد. در واقع اداره‌کننده‌ یک مارکت پلیس نیازی به م ... ١٤٠٠/٠١/١٨
|

16 تعاملات ١٤٠٠/٠١/١٨
|

17 شبکه‌سازی تجاری (برقراری ارتباط با افراد بانفوذ، توانمند، ارزشمند و باکیفیت در یک زمینه مشخص، به منظور به اشتراک گذاشتن اطلاعات، پشتیبانی یکدیگر، ...) ١٤٠٠/٠١/١٧
|

18 حساب کاربری ١٤٠٠/٠١/١٣
|

19 زاپ یا ریش ریش یا پارگی (در شلوار جین) ١٤٠٠/٠١/١٣
|

20 پایگاه (موقعیتی که شرکت به آن دست یافته و امیدوار است که در آینده این موقعیت را تقویت کند) ١٤٠٠/٠١/٠٨
|

21 رئیس جمهور، مدیر عامل ١٤٠٠/٠١/٠٧
|

22 set something off: جلوه دادن به چیزی (با استفاده از لباس، رنگ، تزئین، ...)، جذاب کردن چیزی ١٣٩٩/١٢/٢٢
|

23 رنگ و ظاهر طبیعی پوست ١٣٩٩/١٢/٢٢
|

24 برند، خط محصول ١٣٩٩/١٢/٢٢
|

25 توجه دیگران را به چیزی جلب کردن ١٣٩٩/١٢/٢١
|

26 جمع کردن موها، کنار زدن موها از روی صورت ١٣٩٩/١٢/٢١
|

27 تماشاگر همیشگی مسابقات سوارکاری ١٣٩٩/١٢/١٩
|

28 تنگ شدن (در مورد لباس) ١٣٩٩/١٢/١٩
|

29 دختر شایسته ١٣٩٩/١٢/١٩
|

30 گشاد شدن لباس از یک نقطه خاص به بعد ١٣٩٩/١٢/١٩
|

31 رنگ یاسی ١٣٩٩/١٢/١٧
|

32 پر زرق و برق ١٣٩٩/١٢/١٦
|

33 لباس یقه‌اسکی ١٣٩٩/١٢/١٦
|

34 الگو (در خیاطی) ١٣٩٩/١٢/١٦
|

35 نافرجام ١٣٩٩/١٢/١٦
|

36 مشتری دائمی ١٣٩٩/١٢/١٦
|

37 شال زنانه ١٣٩٩/١٢/٠٩
|

38 جاری کردن ١٣٩٩/١٠/٢٤
|

39 در مقایسه با ١٣٩٩/١٠/٢٣
|

40 فراتر از ١٣٩٩/١٠/٢٢
|

41 مراسم، تشریفات ١٣٩٩/٠٩/١٩
|

42 تشدید کردن، شعله‌ ور کردن ١٣٩٩/٠٩/١٩
|

43 امیر (در ارتش)، سردار (در سپاه) ١٣٩٩/٠٩/١٩
|

44 خوراندن (چیزی در چیز دیگر)
به عنوان مثال:
to accommodate modifications in the environment of the software system
١٣٩٩/٠٩/٠٩
|

45 دوری جستن ١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

46 سازماندهی مجدد ١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

47 (اسم مفعول bind) مجلد به ...، دارای پوشش ... ١٣٩٩/٠٦/١٩
|

48 تشکیل دادن ١٣٩٩/٠٦/١٩
|

49 خاندان سلطنتی ١٣٩٩/٠٦/١٩
|

50 پنهان کردن ١٣٩٩/٠٦/١٨
|