هومان معمارباشی

هومان معمارباشی Ful wys is he that kan himselve knowe
Geoffrey Chaucer

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



keep٢٣:٢٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥در زبان آلمانی باستانی kopjan: نگاه کردن. فریزی kypje. هندی اروپایی: ǵāb: توجه داشتن. آکدی kappu: با دست گرفتن.گزارش
154 | 1
no٠٠:٣٨ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦این کلمه در فارسی می باشد. اوستایی ( 3000 سال پیش ) : na. سانسکریت ( 3700 سال ) : an. گوتیک ( قرن 4 ) : un. هندی اروپایی پیشین ( 3800 سال ) : ne. ... گزارش
363 | 1
foundation٢٢:٠١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦Foundation از واژه فرانسوی باستان ( حدود 1200 سال پیش ) fondacion می آید. Found از واژه لاتین ( 2700 سال پیش ) fundus به معنای زیرین می باشد، گرفته ش ... گزارش
373 | 1
اوستایی٢٠:٤٢ - ١٤٠٠/٠١/١١زبان کهن فارسی که از شاخه های هندی اروپایی با توجه به گفته ی پروفسور راجر د. وودِرد با قدمتی سه هزار ساله شباهت زیادی به زبان سانسکریت دارد. البته قد ... گزارش
377 | 0
teagle١٩:٢٩ - ١٤٠٠/٠١/١١بالابرگزارش
382 | 0
چوکو١٧:٤٥ - ١٤٠٠/٠١/١١این واژه در گیلکی به معنای خربزه است. در زبان ارمنی ( قدمت زبان 2600 سال ) sekh می باشد. در یونانی ( قدمت زبان 3500 سال ) : σίκυς ( سیکوس ) . در هیتی ... گزارش
389 | 0
خاش٢٠:٥٢ - ١٤٠٠/٠١/٠١در زبان گیلکی خاش از واژه سومری haš می آید که به معنی سنگ می باشد که اشاره به سختی استخوان دارد.گزارش
396 | 0
اتش٢٠:٤٤ - ١٤٠٠/٠١/٠١این کلمه در زبان پهلوی:atur، اوستایی: athra، هندی اروپایی: at، کلدانی: ishatu، سومری: izi می باشد. در بعضی زبان ها مثل زبان کردی به آن �آگر� گویند ک ... گزارش
432 | 1
اجر١٩:٢٩ - ١٣٩٩/١٢/١٦در زبان آکدی ukurru و در زبان سومری ukurum است.گزارش
405 | 0
پیاز٠٠:٢٥ - ١٣٩٩/١٢/١٤این کلمه در زبان سانسکریت प्याज़ ( پیاز ) ، ازبکی: piyoz، فیلیپینی: sibuyas می باشد. در زبان هیتی parshiya است که به معنی بخش بخش یا لایه لایه است. د ... گزارش
414 | 1
بحر٠٠:٣٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٦�بحر�در زبان سومری Bala و در زبان آکدی Bērtu می باشد که به معنی �جوی آب� است. در زبانهای آرامی، عربی و فارسی بحر است. واژه ی انگلیسی pour از آن گرفت ... گزارش
448 | 1
عشق١٩:٤٦ - ١٣٩٩/٠٨/١٣کلمه عشق از واژه ی آکدی ( 4500 سال قبل ) eshqu می آید که به معنی قوی است. در زبان آرامی ( 4000 سال پیش ) همان عشق است که به معنی رنجه شدن، دلواپس شدن ... گزارش
428 | 2
eclecticism١٠:٣٣ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨این واژه از لحاظ مورفولوژی دارای چهار بخش است: Ec lect ic ism. پیشوند ec در زبان یونانی ek می باشد که به معنای �خارج� یا �بیرون از� است. فعل lect ا ... گزارش
444 | 1
چگالی١٥:٢٥ - ١٣٩٩/٠٧/٢٦کلمه چگالی از واژه ی آرامی sakal می آید که به معنی سنگ است و در زبان عربی و فارسی ثقل می باشد. در زبان کلدانی sikillu که به معنی سنگ نیمه گرانبها است.گزارش
469 | 1
sporo١٩:٥٧ - ١٣٩٩/٠٧/٢٥پیشوندی است به معنی هاگ. این کلمه در یونانی واژه σπόρος ( سپورُس ) می باشد. در زبان هندی اروپایی پیشین spor است که شکل دیگر آن sper هست که به معنی پخ ... گزارش
458 | 0
futurism١٧:٠٧ - ١٣٩٩/٠٦/٢٥این واژه توسط Filippo Tommaso Marinetti در سال 1909 استفاده شد. این کلمه از یک اسم و یک پسوند ساخته شده است. future ism. که future در زبان سانسکریت ( ... گزارش
474 | 0
glare٠٢:٥٥ - ١٣٩٩/٠٥/٢٦این کلمه از واژه آلمانی باستان glaz می آید. این واژه در هندی اروپایی ghel می باشد که به معنی درخشان است. کلمه gold هم از این کلمه گرفته شده که به معن ... گزارش
494 | 1
com٢٢:٠٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٢پیشوند com یا کلمه ی فارسی کومه یا ریشه هندی اروپایی kom ( به معنی نزدیک ) از ریشه ی آکدی kapatu ( کَپاتو ) به معنی جمع کردن می آید. ریشه ی kapatu هم ... گزارش
504 | 1
collection٠٠:٤٦ - ١٣٩٩/٠٣/١٢Collection از سه قسمت تشکیل شده: 1:col: که از واژه ی هندی اروپایی پیشین kom می آید که به معنی نزدیک می باشد. 2: lec از واژه ی هندی اروپایی پیشین leg ... گزارش
524 | 1
هیولی٢٣:١٣ - ١٣٩٩/٠٣/١١کلمۀ هیولی که به خط یونانی ὕλη ( هیلی ) می نویسند به معنی ماده می باشد. معنی اصلی آن هیزم است. واژۀ دوریک ύλήειϛ ( هلی اِیْس ) از این کلمه مشتق می شو ... گزارش
513 | 0
processivity١٥:٣٨ - ١٣٩٩/٠٣/١١توانایی پردازش، قابلیت پردازشگزارش
531 | 0
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد١٥:٠٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٥این ضرب المثل بخشی از غزل 125 حافظ است که به صورت زیر می باشد: با خرابات نشینان ز کرامات ملاف هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد که به جای باید از ... گزارش
554 | 4
قوس٠١:٥٣ - ١٣٩٩/٠٢/٢٩این کلمه از واژه ی آکدی qaštu ( قاشتو ) می آید که به معنی منحنی می باشد.گزارش
540 | 1
arch٠١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢٩این کلمه از واژه ی هندی اروپایی پیشین h₂erkʷo ( حِرکوُ ) می آید. که در زبان آلمانی باستان آن arhwō ( ارهوو ) می باشد. که هر دو به معنی پیکان می باشد. ... گزارش
589 | 1
هور٠١:٤٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢٩این کلمه در زبان اوستایی هوَرِ یا خوَر می باشد که از واژه ی هندی اروپایی پیشین su می آید. که در زبان آکدی ṣētu ( صیتو ) که به معنی روشنایی است. گرفته ... گزارش
570 | 0
فره٠١:٤٦ - ١٣٩٩/٠٢/٢٩این کلمه از ریشه هندی اروپایی per می آید که به معنی جلو می باشد. چیزی که به طرف جلو سیر می کند. مثلاً در کلمه پرتاب که از کلمه ی اوستایی پاراتاب می آ ... گزارش
596 | 0
این٢٢:٢٢ - ١٣٩٩/٠٢/٠٧ از واژه ی هندی اروپایی ki می آید. در زبان عبرانی ki تبدیل به hi می شود و در نتیجه hineh به وجود می آید که در زبان عربی گویند. در طی این تغییرات، ... گزارش
614 | 1
here٢١:٣١ - ١٣٩٩/٠٢/٠٧از واژه ی آلمانی باستانی hi می آید. Hi در زبان هندی اروپایی ki است. چون هر دو از ناحیه گلو تلفظ می شوند پس قابلیت تبدیل شدن به هم دیگر را دارند. در ز ... گزارش
632 | 1
tea١٧:٤٦ - ١٣٩٩/٠٢/٠٢کلمه ی tea در زبان یونانی τσάι می باشد. و در زبان عبرانی teh گویند. در زبان چینی باستان 茶 ( چا ) گویند. از اینرو ( ت ) تبدیل به ( چ ) می شود. و همینط ... گزارش
639 | 1
برگ١٧:١٧ - ١٣٩٩/٠٢/٠٢برگ در زبان هندی اروپایی پیشین Bhol - io است. صامت b در زبان یونانی تبدیل به p می شود و φύλλον ( فولون ) شکل می گیرد. در واقع بول تبدیل به فول شد. ... گزارش
653 | 1
theophylline١٦:٥٣ - ١٣٩٩/٠٢/٠٢کلمه ی theophylline به سه بخش تقسیم می شود: 1: theo: کلمه tea به خودی خود داستانی طولانی دارد. که در tea آن را نیز گفته ام. 2: phyll: یعنی برگ که آن ... گزارش
662 | 0
hittite٢٣:٠٧ - ١٣٩٩/٠١/١١این کلمه از واژه ی مصری khita می آید.گزارش
669 | 0
burmester٢١:٣٣ - ١٣٩٩/٠١/٠٢واژه ی آلمانی است که bur از bauer می آید و به معنی کشاورز می باشد. mester از meister می آید که به معنی استاد هست. که روی هم رفته به معنی کشاورز بزرگ ... گزارش
681 | 0
lucullite١٨:١٧ - ١٣٩٩/٠١/٠١نوعی مرمر سیاه رنگ که در سازه های روم باستان به کار برده می شده است. اولین بار از آبشار رود نیل به روم آورده شد. گزارش
695 | 0
نور٢٣:١٩ - ١٣٩٨/١٢/٢٧کلمه ی نور از کلمۀ مصری ( 6000 سال قبل ) nuru می آید که در آکدی ( 4400 قبل ) هم از همان می آید. همچنین این کلمه در زمان حضرت ادریس ( بین 9500 تا 1600 ... گزارش
747 | 0
economic٢٢:٥٩ - ١٣٩٨/١٢/٢٧این کلمه از دو بخش تشکیل شده است: 1:oikos یا به خط یونانی οίκος 2: nomos یا خط یونانی νόμος که اولی به معنی خانه و دومی به معنی مدیریت کردن است. البت ... گزارش
713 | 1
سیاست٠١:٣٣ - ١٣٩٨/١١/١٨ریشه کلمه ی سیاست از ساس می آید. و ریشه اصلی آن در زبان سومری sag می باشد که به معنی رهبری کردن، هدایت کردن ( گروهی از افراد می باشد. )گزارش
766 | 1
معصب٢٠:٢٧ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠این کلمه در پزشکی بررسی نشده است. کلمۀ معصّب به معنی عصب دهی شده هم می باشد. در زبان انگلیسی innervated است.گزارش
715 | 0
abaton٢٢:٣١ - ١٣٩٨/٠٨/٠١معبد ( معبدی که عموم افراد اجازۀ ورود به آن را نداشته اند )گزارش
727 | 0