برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

هومان معمارباشی

هومان معمارباشی رمز موفقیت و خوشحال بودن اینست که مانند یک انسان رفتار کنیم و به یکدیگر ظلم نکنیم و با یکدیگر متحد باشیم.

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 این واژه از لحاظ مورفولوژی دارای چهار بخش است: Ec lect ic ism.
پیشوند ec در زبان یونانی ek می باشد که به معنای �خارج� یا �بیرون از� است.
١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

2 کلمه چگالی از واژه ی آرامی sakal می آید که به معنی سنگ است و در زبان عربی و فارسی ثقل می باشد. در زبان کلدانی sikillu که به معنی سنگ نیمه گرانبها است. ١٣٩٩/٠٧/٢٦
|

3 پیشوندی است به معنی هاگ. این کلمه در یونانی واژه σπόρος (سپورُس) می باشد. در زبان هندی اروپایی پیشین spor است که شکل دیگر آن sper هست که به معنی پخش ... ١٣٩٩/٠٧/٢٥
|

4 این واژه توسط Filippo Tommaso Marinetti در سال 1909 استفاده شد. این کلمه از یک اسم و یک پسوند ساخته شده است. future ism. که future در زبان سانسکریت ... ١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

5 این کلمه از واژه آلمانی باستان glaz می آید. این واژه در هندی اروپایی ghel می باشد که به معنی درخشان است.کلمه gold هم از این کلمه گرفته شده که به معنی ... ١٣٩٩/٠٥/٢٦
|

6 پیشوند com یا کلمه ی فارسی کومه یا ریشه هندی اروپایی kom (به معنی نزدیک) از ریشه ی آکدی kapatu (کَپاتو)به معنی جمع کردن می آید. ریشه ی kapatu همان ka ... ١٣٩٩/٠٣/١٢
|

7 Collection از سه قسمت تشکیل شده:
1:col: که از واژه ی هندی اروپایی پیشین kom می آید که به معنی نزدیک می باشد.
2: lec از واژه ی هندی اروپایی پیشی ...
١٣٩٩/٠٣/١٢
|

8 کلمۀ هیولی که به خط یونانی ὕλη (هیلی) می نویسند به معنی ماده می باشد. معنی اصلی آن هیزم است. واژۀ دوریک ύλήειϛ (هلی اِیْس) از این کلمه مشتق می شود که ... ١٣٩٩/٠٣/١١
|

9 توانایی پردازش، قابلیت پردازش ١٣٩٩/٠٣/١١
|

10 این ضرب المثل بخشی از غزل 125 حافظ است که به صورت زیر می باشد:
با خرابات نشینان ز کرامات ملاف

هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد

که ب ...
١٣٩٩/٠٣/٠٥
|

11 این کلمه از واژه ی آکدی qaštu (قاشتو) می آید که به معنی منحنی می باشد. ١٣٩٩/٠٢/٢٩
|

12 این کلمه از واژه ی هندی اروپایی پیشین h₂erkʷo(حِرکوُ) می آید. که در زبان آلمانی باستان آن arhwō (ارهوو) می باشد. که هر دو به معنی پیکان می باشد. در ... ١٣٩٩/٠٢/٢٩
|

13 این کلمه در زبان اوستایی هوَرِ یا خوَر می باشد که از واژه ی هندی اروپایی پیشین su می آید. که در زبان آکدی ṣētu (صیتو) که به معنی روشنایی است. گرفت ... ١٣٩٩/٠٢/٢٩
|

14 این کلمه از ریشه هندی اروپایی per می آید که به معنی جلو می باشد. چیزی که به طرف جلو سیر می کند. مثلاً در کلمه پرتاب که از کلمه ی اوستایی پاراتاب می ... ١٣٩٩/٠٢/٢٩
|

15 <این> از واژه ی هندی اروپایی ki می آید. در زبان عبرانی ki تبدیل به hi می شود و در نتیجه hineh به وجود می آید که در زبان عربی <هنا> گویند. در طی این ... ١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

16 از واژه ی آلمانی باستانی hi می آید. Hi در زبان هندی اروپایی ki است. چون هر دو از ناحیه گلو تلفظ می شوند پس قابلیت تبدیل شدن به هم دیگر را دارند. در ز ... ١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

17 کلمه ی tea در زبان یونانی τσάι می باشد. و در زبان عبرانی teh گویند. در زبان چینی باستان 茶 (چا) گویند. از اینرو (ت) تبدیل به (چ) می شود. و همینطور در ... ١٣٩٩/٠٢/٠٢
|

18 برگ در زبان هندی اروپایی پیشین Bhol-io است. صامت b در زبان یونانی تبدیل به p می شود و φύλλον (فولون) شکل می گیرد. در واقع بول تبدیل به فول شد. <ل> در ... ١٣٩٩/٠٢/٠٢
|

19 کلمه ی theophylline به سه بخش تقسیم می شود:
1: theo: کلمه tea به خودی خود داستانی طولانی دارد. که در tea آن را نیز گفته ام.
2: phyll: یعنی برگ ...
١٣٩٩/٠٢/٠٢
|

20 این کلمه از واژه ی مصری khetit می آید. که به معنی انبار غلات برای فروش است. مکانی در آناتولی ترکیه بوده که محصولات کشاورزی را به آنجا می بردند و در ا ... ١٣٩٩/٠١/١١
|

21 واژه ی آلمانی است که bur از bauer می آید و به معنی کشاورز می باشد. mester از meister می آید که به معنی استاد هست. که روی هم رفته به معنی کشاورز ب ... ١٣٩٩/٠١/٠٢
|

22 نوعی مرمر سیاه رنگ که در سازه های روم باستان به کار برده می شده است. اولین بار از آبشار رود نیل به روم آورده شد.
١٣٩٩/٠١/٠١
|

23 کلمه ی نور از کلمۀ مصری (6000 سال قبل) nuru می آید که در آکدی (4400 قبل) هم از همان می آید. همچنین این کلمه در زمان حضرت ادریس (بین 9500 تا 16000 سال ... ١٣٩٨/١٢/٢٧
|

24 اگر بخواهیم آن را ریشه یابی کنیم می توانیم تا زبان کلدانی آن را ریشه یابی کنیم اما متاسفانه کلمات زیادی از این زبان کهن وجود ندارد. از اینرو زبان یون ... ١٣٩٨/١٢/٢٧
|

25 ریشه کلمه ی سیاست از ساس می آید. و ریشه اصلی آن در زبان سومری sag می باشد که به معنی رهبری کردن، هدایت کردن (گروهی از افراد می باشد.) ١٣٩٨/١١/١٨
|

26 این کلمه در پزشکی بررسی نشده است. کلمۀ معصّب که تشدید بر روی واج (ع) می باشد به معنی عصب دهی شده هم می باشد. ١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

27 معبد (معبدی که عموم افراد اجازۀ ورود به آن را نداشته اند) ١٣٩٨/٠٨/٠١
|