برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Hossein

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

51 دائما کار کردن
There is a lot of snow, but the buses and trains are running perfectly.
یه عالمه برف هست، ولی تمام اتوبوس ها و قطار ها دارن بدون ...
١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

52 بدون هیچ ایرادی ١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

53 فهمیده ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

54 حوادث رانندگی ، تصادفات رانندگی ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

55 اصیل:
It's a real authentic house
این یه خونه ی اصیل واقعیه.
١٣٩٨/٠٧/٢١
|

56 قرار گذاشتن ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

57 تا اینجاییم.
.we can see inside the Milad Tower as we are here
میتونیم داخل برج میلاد رو ببینیم تا اینجاییم.
١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

58 تا اینجاییم.
.we can see inside the Milad Tower as we are here
میتونیم داخل برج میلاد رو ببینیم تا اینجاییم.
١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

59 برنده ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

60 خط کشیدن،ضربدر کشیدن ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

61 سیستم گرمایشی:
?Is there heat in the house
سیستم گرمایشی ، هست(وجود داره) توی خونه؟
١٣٩٨/٠٧/١٩
|

62 سیستم تهویه مطبوع ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

63 .Dad, turn on the air conditioning
بابا، کولر رو روشن کن. (کولر خودرو)
١٣٩٨/٠٧/١٩
|

64 به کولر ماشین نیز میگن air conditioning ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

65 قطار تو شهری ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

66 get lost: گم شدن
.I always get lost in London
همیشه توی لندن گم میشم.
١٣٩٨/٠٧/١٨
|

67 سر درآوردن از :
The car finally ended up in a garage.
در نهایت ماشین سر از توی یک تعمیرگاه در اورد.
١٣٩٨/٠٧/١٧
|

68 جا ماندن:
.I always miss the bus
من همیشه از اتوبوس جا میمونم.

دلتنگ شدن:
.I sometimes miss my friend
گاهی اوقات دلم برا دوستم تنگ ...
١٣٩٨/٠٧/١٧
|

69 جمعش میشه leaves ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

70 عدم وابستگی، استقلال ١٣٩٨/٠٧/١٥
|

71 leaf یعنی برگ ولی اگه بخوایم بگیم برگ ها میگیم: leaves ١٣٩٨/٠٧/١٥
|

72 یه نکته اینکه: برای بیان احساس از جمله مثال های زیر و امثالشون، از افعال to be استفاده میشه و نباید از have یا has استفاده کرد. مثال:
.People ar ...
١٣٩٨/٠٧/١٥
|

73 احساس بدی داشتن
١٣٩٨/٠٧/١٥
|

74 جو:
.I love the atmosphere at work
جو محل کارم رو دوست دارم.
١٣٩٨/٠٧/٠٩
|

75 جابجا شدن، رفت و آمد کردن:
.Today, it's so easy to get around
امروزه جابجا شدن ( رفت و آمد کردن ) خیلی راحته. ( رفتن از جایی به جای دیگر با وسا ...
١٣٩٨/٠٧/٠٩
|

76 رسم و رسوم:
.I'm going to learn about Chinese culture and customs
میخوام در باره فرهنگ و رسم و رسوم های چینی یاد بگیرم.
١٣٩٨/٠٧/٠٢
|

77 گذاشتن:
.Leave the car in the parking lot
ماشین رو توی پارکینگ بذار.
جا گذاشتن:
.I always leave my bag on the bus
همیشه کیفمو توی اتوب ...
١٣٩٨/٠٧/٠٢
|

78 فصل پر توریست: high season
فصل کم توریست: low season
فصل توریستی: tourism season
.in Shiraz, our high season is in the spring
١٣٩٨/٠٦/٣٠
|