Hossein

Hossein

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



cost٢١:٢٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠٦هزینه برداشتن، خرج برداشتنگزارش
2 | 0
very often١٨:٣٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٠اغلب اوقاتگزارش
5 | 1
cafe٢٣:٤٦ - ١٣٩٩/٠٧/١٣. a place where you can buy drinks and simple mealsگزارش
7 | 1
paragliding١٢:١٠ - ١٣٩٨/٠٩/٠٣چتر بازیگزارش
34 | 1
in practice١٢:٥١ - ١٣٩٨/٠٨/٢٥در عملگزارش
37 | 1
worth١٩:٥٤ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣به ارزشگزارش
12 | 1
puzzled١٥:٣٢ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣صفته به معنای هاج و واج ، متحیر : He looked puzzled so I repeated the questionگزارش
32 | 1
real life١٥:١٩ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣غیر تخیلیگزارش
14 | 0
famous worldwide١٥:١٦ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣مشهور جهانیگزارش
2 | 0
expiration date٢٠:٤٣ - ١٣٩٨/٠٨/٢٢تاریخ انقضاگزارش
16 | 1
cart٢٠:٢٤ - ١٣٩٨/٠٨/٢٢یعنی سبد خرید ( در خرید های آنلاین البته ) گزارش
18 | 1
take off٢٢:٠٨ - ١٣٩٨/٠٨/٢١درآوردن ( کفش ، پیراهن و . . . ) I took off my shoes and went insideگزارش
32 | 1
dyslexic١٩:٠١ - ١٣٩٨/٠٨/٢١صفته و معنیش میشه: نارسا خوان ( کسی که اختلال داره در خوندن ) .گزارش
12 | 1
make friends١٩:٥٤ - ١٣٩٨/٠٨/٢٠دوست شدن: He has made friends with the kids on the street. او دوست شده با بچه های توی خیابون دوست پیدا کردن: Jack makes friends easily. جک به راحت ... گزارش
23 | 1
mime١٥:٥٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢٠پانتومیم کردنگزارش
12 | 0
make an arrangement١٣:٥٥ - ١٣٩٨/٠٨/١٩make an arrangement: تدارک چیدنگزارش
2 | 0
make arrangements١٣:٥٤ - ١٣٩٨/٠٨/١٩make an arrangement: تدارک چیدنگزارش
7 | 1
set١٥:٣٢ - ١٣٩٨/٠٨/١٨چیدن: We can set a day and a time to meet میتونیم یه روز و یه زمانی رو برای دیدن بچینیم.گزارش
21 | 0
don't be silly١٤:٤٩ - ١٣٩٨/٠٨/١٨مزه نریزگزارش
21 | 1
busy schedule٠٠:٢٥ - ١٣٩٨/٠٨/١٨مشغله کاری ( حالا میخواد کار باشه یا درس خوندن یا هر چیزی )گزارش
28 | 0
delayed٢٣:١٩ - ١٣٩٨/٠٨/١٧با تاخیر: Your flight is delayed today پروازتون با تاخیره امروز.گزارش
23 | 1
go out with٢٠:٤٥ - ١٣٩٨/٠٨/١٧رابطه عاشقانه داشتن: Tom has gone out with Rose since 2010 تام از سال 2010 رابطه عاشقانه داشته با رز .گزارش
23 | 0
fabulous٢٠:٢٠ - ١٣٩٨/٠٨/١٧معرکهگزارش
37 | 1
goon٢١:١٤ - ١٣٩٨/٠٨/١٥یالا: !Go on, jump یالا، بپر!گزارش
32 | 1
license plate١٨:٥٥ - ١٣٩٨/٠٨/١٥پلاکگزارش
23 | 1
run across the street١٦:٢٨ - ١٣٩٨/٠٨/١٥آن طرف خیابان دویدن، این طرف خیابان دویدن I was driving when suddenly someone ran across the street داشتم رانندگی میکردم که ناگهان یکی دوید اون طرف خ ... گزارش
7 | 0
make a wish١٦:٣٤ - ١٣٩٨/٠٨/١٤آرزو کردنگزارش
64 | 1
cost a fortune١٥:١٦ - ١٣٩٨/٠٨/١٤گران ( خیلی گران ) تمام شدن. گزارش
23 | 1
rebel١٥:٠٤ - ١٣٩٨/٠٨/١٤کله شق: He was a rebel in his teens او یه کله شق بود توی نوجوانیش.گزارش
28 | 1
own a lot of property١٤:٤٢ - ١٣٩٨/٠٨/١٤مالک اموال زیادی بودنگزارش
2 | 0
cost money١٤:٣٣ - ١٣٩٨/٠٨/١٤خرج برداشتنگزارش
14 | 0
cost a fortune١٤:٢٦ - ١٣٩٨/٠٨/١٤خیلی گران بودن: put the vase down. That's cost a fortune گلدون رو بذار زمین. اون خیلی گرونه.گزارش
23 | 1
walk around٠٣:٠٨ - ١٣٩٨/٠٨/١٤چرخیدن: We walked around the town شهر رو چرخیدیم.گزارش
12 | 1
helpful٢٣:١٣ - ١٣٩٨/٠٨/١٣ب داد رسگزارش
23 | 2
as usual١٩:٠٤ - ١٣٩٨/٠٨/١٣طبق معمولگزارش
32 | 1
get along١٢:٥١ - ١٣٩٨/٠٨/١٢سازگاری داشتن: I get along well with people سازگاری خوبی دارم با مردم.گزارش
14 | 1
sauce١٥:٥٤ - ١٣٩٨/٠٨/٠٨سس غذا و یا هر چیز دیگه به غیر از سالاد رو میگن sauce که انواع مختلفی داره مثل chocolate sauce سس سالاد رو یا میگن dressing یا salad dressing که انوا ... گزارش
28 | 0
dressing١٥:٥٣ - ١٣٩٨/٠٨/٠٨سس سالاد رو یا میگن dressing یا salad dressing که انواع مختلفی داره مثل orange dressing سس غذا و یا هر چیز دیگه به غیر از سالاد رو میگن sauce که انوا ... گزارش
46 | 0
related to٠١:٠٨ - ١٣٩٨/٠٨/٠٧مربوط بهگزارش
32 | 1
open and close٠١:٠٣ - ١٣٩٨/٠٨/٠٧باز و بسته شدن: . The doors are opening and closing درها دارن باز و بسته میشن.گزارش
5 | 0
go on and off٠١:٠١ - ١٣٩٨/٠٨/٠٧روشن و خاموش شدن: . The lights always go on and off چراغ ها همیشه روشن و خاموش میشن. . The lights are going on and off چراغ ها دارن روشن و خاموش میش ... گزارش
5 | 0
you see٠٠:١٧ - ١٣٩٨/٠٨/٠٧میدونید: . You see, I don't have a car because I'm short of money میدونی، من ماشین ندارم چونکه بی پولم. You see, it's an old bus and there aren't a ... گزارش
21 | 1
rhyme٢٢:١٣ - ١٣٩٨/٠٨/٠٦هم قافیه شدن، هم قافیه بودن، قافیهگزارش
14 | 1
you can't miss it٢٠:٢٠ - ١٣٩٨/٠٨/٠٦تابلوئه ( حتما میبینیش ) .گزارش
34 | 1
movie camera١٤:٢٠ - ١٣٩٨/٠٨/٠٦دوربین فیلم برداریگزارش
0 | 0
admission١٣:١٩ - ١٣٩٨/٠٨/٠٦ورودیگزارش
37 | 0
brilliantly٢٠:٠١ - ١٣٩٨/٠٨/٠٥به طور ماهرانه: Inside the concert hall, a top orchestra is playing brilliantly. توی سالن کنسرت، یک دسته نوازندگان درجه یک دارند به طور ماهرانه ای م ... گزارش
41 | 0
say goodbye١٥:٠٤ - ١٣٩٨/٠٨/٠٤say goodbye خداحافظی کردنگزارش
14 | 0
world famous٢١:٣٦ - ١٣٩٨/٠٨/٠٣world - famous مشهور جهانیگزارش
5 | 1
countryside٠٠:٥٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨دشت و صحرا: land outside towns and cities, with fields, woods, etc.گزارش
12 | 2