برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

حیدری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 1-آوار
2-بقیای‌ یک جسم خرد شده
١٣٩٩/١١/٠٣
|

2 1- تصور کردن
2- در سر داشتن
3- آبستن شدن
١٣٩٩/١١/٠٣
|

3 اسم: صورت، وجه
فعل: مواجه شدن
١٣٩٩/١١/٠٢
|

4 معنی آذرخش می دهد نه رعد، چون رعد به صدای پس از آذرخش گفته می شود ١٣٩٩/١١/٠١
|

5 تقلید‌ و الگو برداری كردن ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

6 1- کار بیهوده و احمقانه.
2- آدمی که دنبال کارهای بیهوده و احمقانه می رود.
3- پرونده قضایی و یا شکایتی که بیهوده به جریان افتاده و سر انجامی ند ...
١٣٩٩/١٠/٢٩
|

7 1-زیانبار، مخرب
2- بطرز غیرمنصفانه مورد نقد قرار دادن
١٣٩٩/١٠/٢٩
|

8 مورد انتقاد ناعادلانه قرار گرفته ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

9 1-آزار دهنده
2- در حوزه حقوقی به دعاوی اطلاق می شود که شانس موفقیت کمی در دادگاه دارد اما به جریان انداختن آن می تواند موجب آزار و دردسر برای متش ...
١٣٩٩/١٠/٢٨
|

10 1- عمارت بزرگ و باشکوه
2- بنای فکری، بنای اعتقادی
١٣٩٩/١٠/٢٨
|

11 متزلزل ١٣٩٩/١٠/٢٨
|

12 سنت شکن ١٣٩٩/١٠/٢٨
|

13 اعتماد بنفس کاذب ١٣٩٩/١٠/٢٨
|

14 1-توبه

مثال 1:
.They are doing penance for their sins
آنها در حال انجام توبه برای گناهان خود هستند.

مثال 2:
.Edwin did public ...
١٣٩٩/١٠/٢٨
|

15 1- فعل: گفتگو کردن
2- اسم: برعکس
١٣٩٩/١٠/٢٧
|

16 ابتدایی ١٣٩٩/١٠/٢٧
|

17 1- ویترین
2- به نمایش گذاشتن
١٣٩٩/١٠/٢٧
|

18 1- بی طرف
2- بیطرفانه
١٣٩٩/١٠/٢٧
|

19 1- اسم: تحقیر
2- فعل: حقیر شمردن

مثال:
.Janet looked at him with disdain
ژانت با تحقیر به او نگاه کرد.

.He regards the politic ...
١٣٩٩/١٠/٢٧
|

20 1-آدم: غمگین و جدی
2-رنگ: تیره، تاریک
١٣٩٩/١٠/٢٧
|

21 1- سابقه
.There are several precedents for promoting people who don't have formal qualifications
سوابق چندینی برای ارتقا افرادی که صلاحیت رسمی ...
١٣٩٩/١٠/٢٧
|

22 عجیب است که این واژه در جایگاه فعل و اسم می تواند دو معنی کاملا متضاد داشته باشد:
1-در جایگاه فعل: مجوز دادن
2-در جایگاه اسم: تحریم
١٣٩٩/١٠/٢٦
|

23 اسراف کار ١٣٩٩/١٠/٢٦
|

24 غیراخلاقی، شرورانه ١٣٩٩/١٠/٢٥
|

25 از همین امروز به اسم بودن، صفت بودن، فعل بودن و قید بودن واژه ها دقت کنیم!!!
این واژه اسم است و به معنای : اهمیت، شهرت
١٣٩٩/١٠/٢٤
|

26 بی نتیجه ١٣٩٩/١٠/٢٤
|

27 حدس
حدس زدن
١٣٩٩/١٠/٢٤
|

28 اظهار ندامت کردن ١٣٩٩/١٠/٢٤
|

29 هنرمندی ١٣٩٩/١٠/٢٤
|

30 مرتباً ١٣٩٩/١٠/٢٤
|

31 فاحش

اشتباه فاحش
اختلاف فاحش
١٣٩٩/١٠/٢٤
|

32 if you can hardly bake enough to keep up with your customers' orders, You have a thriving cupcake business. ١٣٩٩/١٠/٢٤
|

33 ناسازگار با اجتماع ١٣٩٩/١٠/٢٣
|

34 1- حکاکی کردن
2- بر صفحه اول کتاب و یا پشت عکس "تقدیم نامه" نوشتن
١٣٩٩/١٠/٢٣
|

35 خونسرد، بي‌ تفاوت‌ ١٣٩٩/١٠/٢٣
|

36 1- درمان همه دردها
2- حلال همه مشکلات
١٣٩٩/١٠/٢٣
|

37 1- دلخوری، رنجش
2- برانگیختن، تحریک کردن
١٣٩٩/١٠/٢٣
|

38 گروهک کوچک سری با مقاصد سیاسی و توطئه گری ١٣٩٩/١٠/٢٢
|

39 غذا یا محیط سالم و تمیز
١٣٩٩/١٠/٢٢
|

40 1- برای اشیاء: بد حمل
2- برای شرکت یا سازمان یا قوانین: ناکارآمد و دست و پا گیر
١٣٩٩/١٠/٢٢
|

41 1-بیمارگونه
2-مرگ اندیشانه
١٣٩٩/١٠/٢٢
|

42 اقامتگاه، مسکن ١٣٩٩/١٠/٢٢
|

43 غامض، درک نشده ١٣٩٩/١٠/٢٢
|

44 معنی واژه: غیراخلاقی، هر عمل غیر اخلاقی برای پیشبرد اهداف
ریشه واژه: این واژه از اسم "نیکولو ماکیاولی" فیلسوف ایتالیایی قرن 14 گرفته شده است. ما ...
١٣٩٩/١٠/٢٢
|

45 وارد آوردن (صدمه، جراحت، تلفات) ١٣٩٩/١٠/٢٢
|

46 بیرون کشیدن اطلاعات یا پاسخ ١٣٩٩/١٠/٢٢
|

47 طفره رفتن ١٣٩٩/١٠/٢٢
|

48 تند و خصمانه، پر از خشم
دوستان جنجالی معنی نمیده چون یک چیز ممکنه جنجالی باشه ولی الزاما منفی نباشه...
١٣٩٩/١٠/٢٠
|

49 آلوده کردن، خدشه دار کردن ١٣٩٩/١٠/٢٠
|

50 چرخش، چرخه ١٣٩٩/١٠/٢٠
|