برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

حیدری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 1- corps: با تلفظ "کُر" یعنی: سپاه
2- corpse: با تلفظ "کُرپس" یعنی: جسد
١٣٩٩/١٢/٠٨
|

2 این واژه صفت است:
یعنی:
دارای پرسنل مازاد
دارای نیروی کار مازاد
دارای کارگر مازاد
١٣٩٩/١١/٢٤
|

3 این از اون واژه هایست که انگلیسی زبانها تا تونستند معنی بارش کردند، معلوم نیست چرا زحمت ساخت واژه جدید رو به خودشون ندادن!!!! با این حال توی این ویژگ ... ١٣٩٩/١١/١١
|

4 دو معنی متضاد:

1-اگر درباره نوشته بیاید: یعنی مرور کردن، به صورت سطحی و سریع خواندن
2-اگر درباره مکان یا افراد یا چیزی بیاید: یعنی بدقت برر ...
١٣٩٩/١١/١١
|

5 1- منزوی
2- انفرادی
3- تک و تنها
١٣٩٩/١١/١١
|

6 1- ریشه
2- ریشه ای
3- خواهان تغییرات ریشه ای
١٣٩٩/١١/١١
|

7 خیر جناب میثم "mythology" سخت در اشتباهید، هم به معنی اسطوره است و هم به معنی مطالعه اساطیر و اسطوره شناسی است، از سایتی معتبر https://www.vocabu ... ١٣٩٩/١١/١١
|

8 من نمی فهمم "قابل اتکا" و "قابل اطمینان" رو دوستان از کجا آوردن؟ و چرا تعداد زیادی لایک کردن؟ در هیچ دیکشنری همچین معادلی ذکر نشده

این واژه دو ...
١٣٩٩/١١/١١
|

9 هیچ کلمه معادلی برای این واژه در فارسی وجود ندارد:

1- فعل cumulate : به تدریج انباشتن
2- صفت cumulative: به تدریج انباشته شونده
١٣٩٩/١١/١٠
|

10 وقتی می خواهند یک صفت به زمین نسبت بدهند از واژه (Terrain) استفاده می کنند:

1- زمین ناهموار: rugged terrain = rugged land
2- زمین بیابانی: ...
١٣٩٩/١١/٠٩
|

11 1-رشد کردن

.Today his company continues to thrive
امروز شرکت او به رشد خود ادامه می دهد.
.Lavender thrives in poor soil
اسطوخودوس در ...
١٣٩٩/١١/٠٩
|

12 1- دست کاری کردن
2- دست بردن
3- آلت دست قرار دادن
١٣٩٩/١١/٠٤
|

13 درباره انسان: معذب
درباره رفتار انسان: دست و پا چلفتی، بی دست و پا
درباره شرایط: معذب کننده، ضایع
درباره وسایل: بدقلق
١٣٩٩/١١/٠٤
|

14 1-آوار
2-بقیای‌ یک جسم خرد شده
١٣٩٩/١١/٠٣
|

15 1- تصور کردن
2- در سر داشتن
3- آبستن شدن
١٣٩٩/١١/٠٣
|

16 اسم: صورت، وجه
فعل: مواجه شدن
١٣٩٩/١١/٠٢
|

17 معنی آذرخش می دهد نه رعد، چون رعد به صدای پس از آذرخش گفته می شود ١٣٩٩/١١/٠١
|

18 تقلید‌ و الگو برداری كردن ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

19 1- کار بیهوده و احمقانه.
2- آدمی که دنبال کارهای بیهوده و احمقانه می رود.
3- پرونده قضایی و یا شکایتی که بیهوده به جریان افتاده و سر انجامی ند ...
١٣٩٩/١٠/٢٩
|

20 1-زیانبار، مخرب
2- بطرز غیرمنصفانه مورد نقد قرار دادن
١٣٩٩/١٠/٢٩
|

21 مورد انتقاد ناعادلانه قرار گرفته ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

22 1-آزار دهنده
2- در حوزه حقوقی به دعاوی اطلاق می شود که شانس موفقیت کمی در دادگاه دارد اما به جریان انداختن آن می تواند موجب آزار و دردسر برای متش ...
١٣٩٩/١٠/٢٨
|

23 1- عمارت بزرگ و باشکوه
2- بنای فکری، بنای اعتقادی
١٣٩٩/١٠/٢٨
|

24 متزلزل ١٣٩٩/١٠/٢٨
|

25 سنت شکن ١٣٩٩/١٠/٢٨
|

26 اعتماد بنفس کاذب ١٣٩٩/١٠/٢٨
|

27 1-توبه

مثال 1:
.They are doing penance for their sins
آنها در حال انجام توبه برای گناهان خود هستند.

مثال 2:
.Edwin did public ...
١٣٩٩/١٠/٢٨
|

28 1- فعل: گفتگو کردن
2- اسم: برعکس
١٣٩٩/١٠/٢٧
|

29 ابتدایی ١٣٩٩/١٠/٢٧
|

30 1- ویترین
2- به نمایش گذاشتن
١٣٩٩/١٠/٢٧
|

31 1- بی طرف
2- بیطرفانه
١٣٩٩/١٠/٢٧
|

32 1- اسم: تحقیر
2- فعل: حقیر شمردن

مثال:
.Janet looked at him with disdain
ژانت با تحقیر به او نگاه کرد.

.He regards the politic ...
١٣٩٩/١٠/٢٧
|

33 1-آدم: غمگین و جدی
2-رنگ: تیره، تاریک
١٣٩٩/١٠/٢٧
|

34 1- سابقه
.There are several precedents for promoting people who don't have formal qualifications
سوابق چندینی برای ارتقا افرادی که صلاحیت رسمی ...
١٣٩٩/١٠/٢٧
|

35 عجیب است که این واژه در جایگاه فعل و اسم می تواند دو معنی کاملا متضاد داشته باشد:
1-در جایگاه فعل: مجوز دادن
2-در جایگاه اسم: تحریم
١٣٩٩/١٠/٢٦
|

36 اسراف کار ١٣٩٩/١٠/٢٦
|

37 غیراخلاقی، شرورانه ١٣٩٩/١٠/٢٥
|

38 از همین امروز به اسم بودن، صفت بودن، فعل بودن و قید بودن واژه ها دقت کنیم!!!
این واژه اسم است و به معنای : اهمیت، شهرت
١٣٩٩/١٠/٢٤
|

39 بی نتیجه ١٣٩٩/١٠/٢٤
|

40 حدس
حدس زدن
١٣٩٩/١٠/٢٤
|

41 اظهار ندامت کردن ١٣٩٩/١٠/٢٤
|

42 هنرمندی ١٣٩٩/١٠/٢٤
|

43 مرتباً ١٣٩٩/١٠/٢٤
|

44 فاحش

اشتباه فاحش
اختلاف فاحش
١٣٩٩/١٠/٢٤
|

45 if you can hardly bake enough to keep up with your customers' orders, You have a thriving cupcake business. ١٣٩٩/١٠/٢٤
|

46 ناسازگار با اجتماع ١٣٩٩/١٠/٢٣
|

47 1- حکاکی کردن
2- بر صفحه اول کتاب و یا پشت عکس "تقدیم نامه" نوشتن
١٣٩٩/١٠/٢٣
|

48 خونسرد، بي‌ تفاوت‌ ١٣٩٩/١٠/٢٣
|

49 1- درمان همه دردها
2- حلال همه مشکلات
١٣٩٩/١٠/٢٣
|

50 1- دلخوری، رنجش
2- برانگیختن، تحریک کردن
١٣٩٩/١٠/٢٣
|