پیشنهادهای عبدالحمید قدوسیان (٢١)
اسکلرانشیم، روآکنه، کلانشیم، کلرانشیم، مریستم
اتمی، الکتریکی، اینرسی، پتانسیل، پتانسیل گرانشی، تابشی ( نـور ) ، تجدید پذیر، تجدیدناپذیر، جنبشی، جنبشی حرکتی، حرکتی، شیمیایی، صوتی، فسیلی، کشسانی، ک ...
آلفا، ایکس، بتا، گاما، لیزر
ادواری، بازخرید، پیمانی، رسمی، شرکتی، قراردادی، ماده 28
دامون بخشی از دامنه کوه است، یا دشت بازی که روی دامنه کوه قرار دارد؛ جایی که جنگل تمام می شود.
وسیلۀ نخ ریسی سنتی
کبفوری / تضاد:ملال / هم خانواده: منشأ
واژۀ هیئت عربی و به معنی شـکل و صورت چیزی و نیز به معنی عـده و دسـته ای از مردم است. جمع هیئت نیز هیأت اسـت و نباید یکی را به جای دیگری به کار برد.
بی اراده، بی غیرت
لَهو و لَعب: بازی و سرگرمی، آنچه مردم را مشغول کند. خوش گذرانی [لعَب: بازی / لَهو: سرگرمی]
محفظۀ کوچکی که دری جداگانه دارد و برای نگهداری اشیای گران بها به کار می رود، جعبه، صندوق، صندوقچه
دردا
محل برآورده شدن حاجت نمونه: حاجت گـه جمله جهان اوست / محراب زمین و آسمان اوست
اقدام کردن و پافشاری کردن. نمونه: گرازان به تگ ایستاد.
واحد حجم
دگرگون گشت بس روز و مه و سال مرا جاوید یکسان بود احوال ( پروین اعتصامی )
بـی زَلّت و بـی گناه محبـــوسم بــی علّت و بــی سبب گــرفتارم
سرپرست، کارگزار ارزش امام زاده به متولیش است.
باقی نگذاردن؛فعل گذرای به مفعول می سازد.
ساده و متواضع و فروتن
سخن سجع دار و موزون