حسین رحیمی دستک

حسین رحیمی دستک

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



for١٣:٤٦ - ١٤٠٠/٠٩/١٤در . . . Discomfort increased with duration of driving for all three conditions ناراحتی با مدت زمان رانندگی برای/در هر سه حالت افزایش یافت.گزارش
0 | 0
reset١٨:٥٨ - ١٤٠٠/٠٩/١١برگشتن/بازگشتن به حالت/مشخصات اولیهگزارش
0 | 0
out of choice١٤:٣٦ - ١٤٠٠/٠٨/٠٦به انتخاب خودگزارش
0 | 0
built environment١٦:٠٦ - ١٤٠٠/٠٦/١٨سکونت گاههای مصنوعیگزارش
0 | 1
undertake١٢:٢١ - ١٤٠٠/٠٤/٣١قصد داشتن برای انجام دادنگزارش
2 | 0
palette٠٨:٢٣ - ١٤٠٠/٠٤/٠٨با سلام دوستان من تا الآن فکر می کردم که اینجا یه محیط فرهنگیه. اجازه بدید این ذهنیت من عوض نشه. بعضیا یه الفاظی به کار میبرن که تو کوچه و خیابون که ... گزارش
14 | 1
SIT٠٦:٥٢ - ١٤٠٠/٠٤/٠٣گذراندن آزمون مثل sit the exam دوستان لطفاٌ تو قسمت پیشنهاد از معانی جدید استفاده بفرمائید. مثلاٌ معنی نشستن برای واژه ی sit همه جا هست.گزارش
28 | 0
general١٥:٣٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥افسر military generals=افسران نظامی ( دوستان به نظرم این قسمت "پیشنهاد شما" برای ارائه ی پیشنهادهای جدید هست. مثلاً برای معنی so، "پس" و "بنابراین" ... گزارش
16 | 1
SO١٣:٥٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥بر این اساس ( دوستان به نظرم این قسمت "پیشنهاد شما" برای ارائه ی پیشنهادهای جدید هست. مثلاً برای معنی so، "پس" و "بنابراین" هم تو معانی ارائه شده ت ... گزارش
30 | 0
invisibility١٧:١٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٦محسوس نبودن، قابل رؤیت نبودنگزارش
2 | 0
devil١٠:٥١ - ١٤٠٠/٠١/٣٠نام یک حیوان در تاسمانی هم هست Tasmanian devilsگزارش
7 | 1
invasive١٩:٢٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٧مؤثر مثل more invasive methods به معنی روشهای مؤثرترگزارش
5 | 1
break١٦:٥٨ - ١٣٩٩/١٢/٢٥جدایشگزارش
5 | 1
will work١٣:٤٧ - ١٣٩٩/٠٩/١٧کار داوطلبانهگزارش
0 | 0
go for١١:٢٤ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥اقدام برایگزارش
5 | 0
self regulation٠٨:٥٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥خویش‎قانونیگزارش
2 | 1
library٠٨:٢٥ - ١٣٩٨/١٠/٠٩مجموعه برای مثال Elements Library که تو خیلی از نرم افزارهای مهندسی استفاده میشه به معنای مجموعه‎ی عناصر است.گزارش
51 | 1
discuss١٩:٥٣ - ١٣٩٨/٠٨/١٣ادعا کردنگزارش
12 | 1
controlled studies٢٠:٤٧ - ١٣٩٨/٠٨/١٢مطالعات هدفدارگزارش
2 | 0
context٢٢:٠٧ - ١٣٩٨/٠٨/١١دید، دیدگاه مثلاً specific context دید خاصگزارش
18 | 1
overtime meant٠٧:٤٨ - ١٣٩٨/٠٨/٠٥اضافه‎کاری اجباریگزارش
0 | 0
de identify٢٠:٢١ - ١٣٩٨/٠٧/٢٩ناشناسایی کردنگزارش
0 | 1
firsthand١٦:٤٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٩تجربه‎ی شخصی مستقیم - مشاهده‎ی شخصی مستقیمگزارش
62 | 0
time pressure١٧:٠٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٧فشار محدودیت زمانگزارش
7 | 1
task load٠٩:١٢ - ١٣٩٨/٠٧/٠٣حجم کاریگزارش
0 | 0
is subject to١٣:٣٠ - ١٣٩٨/٠٦/٣١هست تحت تأثیرِگزارش
9 | 0
focus group٠٩:١٧ - ١٣٩٨/٠٦/٢٢گروه تمرکز گروه هدف معادل target group می باشد که ترجمه‎ی درستی برای focus group نیست. ضمناً focus در اینجا اسم است و بهتر است صفت ترجمه نشود مانند " ... گزارش
32 | 0
anthropometry١٠:٢٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠٩اندام‎شناسیگزارش
7 | 0
active uptake٢٢:١٣ - ١٣٩٨/٠٥/١٤درک مؤثرگزارش
0 | 0
common consideration٢١:٤٩ - ١٣٩٨/٠٥/١٤بررسی متداولگزارش
0 | 0
work roster١٩:٢١ - ١٣٩٨/٠٥/١٣برنامه‎ی کاریگزارش
0 | 0
undertaking journeys١٥:٢٣ - ١٣٩٨/٠٥/٠٣سفرهای شغلیگزارش
2 | 0
verbal anchors١٥:٢٣ - ١٣٩٨/٠٥/٠٣اظهارات شفاهیگزارش
0 | 0
rating points١٨:٣٠ - ١٣٩٨/٠٤/٢٢درجات رتبه بندیگزارش
0 | 0