گریسل تهرانی

گریسل تهرانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



boil down to something١٨:٢٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠٨لب کلام . لب کلام اینه که من دوستت دارم What it boils down to , is that I love youگزارش
25 | 0
to be at each other's throats١٥:٥٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٧دست به یقه کسی بودن . از دست پدر و مادرت دلخورم، مدام باهم دست به یقه هستن I'm very annoyed with your parents, they are always at each other's thro ... گزارش
5 | 1
be at pains٢١:٠٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٦تلاش زیاد برای انجام کاری I was at pains to invite him , but he didn't accept به هر دری زدم دعوتش کنم، اما اون قبول نکردگزارش
14 | 0
اگر دستم بهت برسه١٧:٣٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٥If I get my hands on youگزارش
14 | 0
to smoke someone١٧:٢٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٥کسی رو سوسک کردن There are many people I'd like to smoke them خیلی ها هستند که میخوام سوسکشون کنمگزارش
18 | 0
hit it off٢٠:٣٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٩بگذار خیالت رو راحت کنم، بهت هیچ علاقه ای ندارم Let me put your mind at rest, I don't hit it off with youگزارش
25 | 0
قلیان چاق کردن١٣:٤٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٨To lighten a hubble - bubble میخوای یه قلیون برات چاق کنم؟ would you like me to lighten a hubble - bubble?گزارش
7 | 0
get along like a house on fire١٠:١٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٤گرم گرفتن با کسی Get on/Get along میبینم با همسایه ت گرم گرفتی ! I see you're getting on like a house on fire with your neighborگزارش
12 | 0
i can paddle my canoe١١:٢٨ - ١٣٩٩/٠٤/١٧بهترین معادل I can do it myself هست خودم میتونم انجامش بدم ، خودم از پسش برمیام I can peddle my canoeگزارش
5 | 0
get off scot free٠٩:٣٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٧قسر در رفتن Would you like me to help you get off scot free? میخوای کمکت کنم قسر در ری؟گزارش
7 | 0
new lease of life٢٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠٤/١٥Lease به معنای قرارداد اجاره ست یعنی بعد از انجام مثلا یه کاری، قرارداد جدیدی از زندگی رو بستم. مثلا وسط گرمای سر ظهر تابستون، بعد از خوردن یه آب ی ... گزارش
12 | 1
ripe old age١٩:٥١ - ١٣٩٩/٠٤/١٥سگ جون She drinks like a fish , smoks like a chimney but she's living to a ripe oldگزارش
9 | 1
past١٨:٥٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٥You are past it !!! از شما گذشته !!!! . از شما گذشته دوباره ازدواج کنی! You are past it to get married againگزارش
12 | 1
درد زایمان١٠:٣٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٥Have a contraction Do you know when your sister is gonna have a contraction? میدونی خواهرت کی قراره دردش بگیره؟ ( یکم لاتی شد 🤭 )گزارش
12 | 0
out of tune٢٣:٠٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٠تنظیم نبودن موتور ماشین It's out of tuneگزارش
18 | 0
tune up٢٢:٥٨ - ١٣٩٩/٠٤/١٠تنظیم موتور Did u remember to tune up the car engine ? یادت بود موتور ماشین رو تنظیم کنی؟گزارش
14 | 0
line up٢٢:٥١ - ١٣٩٩/٠٤/١٠مرتب بودن ( جفت و جور بودن , راست و ریست بودن ) I have lined up everything همه چیزارو مرتب ( راست و ریست ) کردمگزارش
23 | 1
to put in a good word٢٢:٢٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٠سفارش کسی رو پیش کس دیگه کردن Did you remember to put in a good word for me to your boss? یادت بود سفارش من رو به رئیست بکنی؟گزارش
12 | 0
رو داشتن٢٢:٢٠ - ١٣٩٩/٠٤/١٠To have a cheek I wouldn't have a cheek to speak to him روم نشد باهاش صحبت کنمگزارش
7 | 0
put your back into your life٠٩:٣٠ - ١٣٩٩/٠٤/١٠Don't you think it's time to put your back into your life? فکر نمیکنی وقتشه بچسبی به کارت تو زندگیت؟گزارش
9 | 0
no way out١٥:١٢ - ١٣٩٩/٠٤/٠٦چاره ای نیست Unfortunately there is no way out متاسفانه چاره ای نیستگزارش
12 | 0
وصیت کردن١٠:١٦ - ١٣٩٩/٠٤/٠٣Make a will باید قبل فوت وصیت کنی You should make a will before your death گزارش
7 | 0
probe the matter١٠:١٢ - ١٣٩٩/٠٤/٠٣ته توی قضیه رو درآوردم قرار بود ته توی این قضیه رو دربیاری You were supposed to probe this matterگزارش
7 | 0
pull up the strings٠٩:٤٢ - ١٣٩٩/٠٤/٠٣پارتی بازی کردن شما قرار بود برای من پارتی بازی کنی You were supposed to pull up the strings for me.گزارش
7 | 0
get back at someone١١:٤٤ - ١٣٩٩/٠٣/٣١همش گیر میده به من ، قول میدم تلافیش رو سرش دربیارم He's always picking on me, I promise I will get it back at him.گزارش
16 | 0
جبران کردن١٢:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢٩قول میدم جبران کنم برات I promise I will compensate for youگزارش
30 | 0
mention٢٠:٠٤ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠تذکر دادن If it bothers u so much, why don't u mention it to him ? اگر این مسئله انقدر اذیتت میکنه، چرا بهش تذکر نمیدی؟گزارش
18 | 1
poke the nose into someone's business١٩:٣٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠در کار کسی دخالت کردنگزارش
7 | 0
make a face١٩:٣١ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠قیافه گرفتن Your sister is always making a face for me خواهرت همش برای من قیافه میگیرهگزارش
21 | 0
set the cat among the pigeon١٩:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠دو بهم زنی کردن / آدم ها رو به جون هم انداختنگزارش
12 | 0
ضایع کردن کسی١٩:١٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠Make someone a lose faceگزارش
7 | 0
send someone on the goose chase١٩:١٥ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠دنبال نخود سیاه فرستادنگزارش
7 | 0
sweep under the carpet١٩:١٠ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠کاری رو سمبل کردنگزارش
7 | 0
to eat someone out of house and home١٩:٠٥ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠چتر بودن / تلپ شدن خونه کسی گزارش
2 | 0
let the cat out of the bag١٨:٥٩ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠سوتی دادن ، بند رو آب دادنگزارش
34 | 1
importunate١٧:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠زیگیل ( آدم گیر بده ) She's very importunate, she's always picking on me. خیلی آدم زیگیلیه، همش بهم گیر میدهگزارش
7 | 0
دودره کردن١٧:٠٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢٠Double cross برادرت همش منو دودره میکنه Your brother is always double crossing meگزارش
5 | 0
dab hand١٩:٢٧ - ١٣٩٩/٠٣/١١I'm dab hand at driving رانندگیم حرف ندارهگزارش
18 | 1
i must hand it to you٠١:٢٣ - ١٣٩٩/٠٣/١١دمت گرمگزارش
5 | 1
you can say that again٠١:١٨ - ١٣٩٩/٠٣/١١قربون دهنت دمت گرم ( زمانی که عملی گفتاری باشه ) ایولگزارش
7 | 0
just what the doctor ordered٠١:١٠ - ١٣٩٩/٠٣/١١همون چیزی هست که میخواستم ( آرزویش را داشتم ) It is just what the doctor orderedگزارش
39 | 0
contraction٢٠:٣٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٠درد زایمان I've got a contractionگزارش
37 | 1
still less١٧:٠٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٠چه برسه به اینکه . . .گزارش
28 | 0
loo١٣:١٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٠if you call the nature on foot , it called loo زمانی که ماهیت دستشویی مشخص نیست ، میگیم loo دستشویی بین راه ، تو جنگل . . . درحالت ایستاده است ، میگ ... گزارش
32 | 1
رنگ نخودی٠٧:٤٦ - ١٣٩٩/٠٢/٣١Buff . . . . Buffyگزارش
9 | 0
to and fro١٤:٤٠ - ١٣٩٩/٠٢/٠٣To and fro رفت و آمد _How are u doing? _It's all the same, going to and fro to the office to get a signature. _چیکارا میکنی؟ _مثل همیشه، هی برو ادار ... گزارش
18 | 0
scared stiff١٩:٥٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٨زهره ترک شدن I was about to be scared stiff نزدیک بود زهره ترک شم!گزارش
34 | 0
to stand about doing nothing١٤:٣٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٦علاف و بی عار داره می چرخه. He is standing about doing nothing علاف و بی عار برای خودش می چرخهگزارش
12 | 0
to get after someone١٩:٥٨ - ١٣٩٩/٠١/٢٥به حساب کسی رسیدنگزارش
12 | 0
in the nick of time١٥:٥٦ - ١٣٩٩/٠١/١٦خیلی خرشانسی You are lucky in the nick of timeگزارش
16 | 1